-
یاحسین(ع)
پنجشنبه 21 مرداد 1400 01:06
-
نیاز داریم به یک نفر که بپرسد "بهتری؟"
پنجشنبه 21 مرداد 1400 01:05
نیاز داریم به یک نفر که بپرسد "بهتری؟" و بیتعارف بگوییم "نه! راستش اصلا خوب نیستم..." نیاز داریم به کسی که از بد بودن حال ما، به نبودن پناه نبرد، که بشود بگویی خوب نیستم و او بماند و بسازد و با حرفهایش، امید و انگیزه و لبخند بیاورد. که برایش خودت باشی و برای نگه داشتن و ماندنش نقابِ "من خوبم...
-
چون دورن خوبن
پنجشنبه 21 مرداد 1400 01:04
-
اگر روزی کسی را دیدید که می خندد،
پنجشنبه 21 مرداد 1400 01:02
اگر روزی کسی را دیدید که می خندد، پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید از خود بپرسید او خندیدن را از کجا آموخته است؟ هر آدمی که به دنیا می آید گریستن را بلد است، زیرا گریه جواز ورود به این جهان است اما، خندیدن را باید آموخت و آنکه می خندد حتماً برای آموختنش رنج بسیار برده است. آنکه لبخند می زند، نوح است زیرا توانسته در...
-
نخستینباری که تو را دیدم
پنجشنبه 21 مرداد 1400 01:01
نخستینباری که تو را دیدم زخمی داشتی، زخمی دهان وا کرده برای دیگری، من تو را با وجود آن زخمهایت دوست داشتم.
-
زندگی از اونجا سخت شد که
پنجشنبه 21 مرداد 1400 00:59
زندگی از اونجا سخت شد که . . . . . . . تو حموم جای آواز خوندن شروع کردیم به فکر کردن
-
تاریخ عشق
پنجشنبه 21 مرداد 1400 00:58
یاد گرفت با حقیقت زندگی کند. نه اینکه آن را بپذیرد، بلکه با آن زندگی کند. مثل زندگی کردن با یک فیل بود. اتاقش خیلی کوچک بود، و هر روز صبح فقط برای اینکه به دستشویی برود باید به زور از کنار حقیقت رد میشد و برای رسیدن به گنجه لباس و برداشتن لباس زیرش، باید از زیر حقیقت میخزید. نیکول گراوس تاریخ عشق
-
لبیک یا حسین
پنجشنبه 21 مرداد 1400 00:57
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:12
نور! رفت! صدا! رفت! رفتی ترس رفتنت رفت نشست روی عصبهای شب زد به گلو کمرش را شکست کجا دیگر کی کنار توبنشینم نور برود صدا برود برویم به عصبهای شب بزنیم. روجا_چمنکار
-
برای رسیدن به تو
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:10
برای رسیدن به تو خودم را به باد داده ام راه میانبری به ذهنم نمی رسید مژگان_عسکری
-
فقط خدا
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:09
-
« رک و راست بگویم
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:08
« رک و راست بگویم می خواهم ببوسمت چنان عاشقانه که برایِ نخستین بار حس کنی این بارعشق ، غش کرده است سوی من ! » ریچارد براتیگان
-
لبیک یا حسین
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:08
-
بکوش که هر چه عمیقتر نفس بکشی،
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:07
بکوش که هر چه عمیقتر نفس بکشی، طعم راستین طعامی را که میخوری، دریاب و چون میخوابی، عمیق به خواب برو. با تمام توان خود بکوش تا آنجا که ممکن است زنده باشی و زندگی کنی، چون میخندی از عمق جان قهقهه بزن و چون خشمگینی، خشم خود را به نهایت ابراز کن. مرگ بر در است... ارنست_همینگوی
-
وقتی ازم میپرسی خوبی،
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:06
وقتی ازم میپرسی خوبی، . . . . . . دیگه نمیتونم بد باشم..
-
رسیدن ... به ارزو ها می تواند ،
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:05
رسیدن ... به ارزو ها می تواند ، حال ادمها را خوب کند ! اما ... از دست دادن این ارزو ها ، چندین برابر ، حال دل تان را خراب می کند . پس خیلی مراقب ، داشته هایی باشید ! که زمانی ارزویتان بوده است . مهدی_قاسمی_نسب
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:04
-
هیشکی قسمت کسه دیگه ایی رو نمیخوره
چهارشنبه 20 مرداد 1400 01:03
خانوم جون میگفت هیشکی قسمت کسه دیگه ایی رو نمیخوره راستم میگفت...! تو همون سیب قرمزی بودی که هیـــــچ وقت قسمت من نشد! اونقدر بهت نزدیک بودم که میتونستم با نوک انگشتم قلبتو لمس کنم آرومت کنم دستت رو بگیرم و بگم کنارتم ولی حتی اگه بند بند وجودمم بهت میدادم بازهم تو قسمت من نبودی تلاشهای من بی فایده بود.... سونا_محمدی
-
همه ی هستی من آیه ی تاریکیست
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:23
همه ی هستی من آیه ی تاریکیست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد من در این آیه ترا آه کشیدم ، آه من در این آیه تو را به درخت و آب و آتش پیوند زدم فروغ فرخزاد
-
مرا ببخش که می خواهی و نمی گویی
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:22
مرا ببخش که هم عاشق است هم شاعر که مانده است در این راه ِ بی برو برگرد مرا ببخش که می خواهمت ولی با فقر مرا ببخش که می بوسمت ولی با درد مرا ببخش که من یک عقاب در قفسم پرنده ی خوشبختت پرنده ای عصبی ست مرا ببخش که اشکم امان برید از من که خنده ای هم اگر هست خنده ای عصبی ست زنان ، ستاره ی دنباله دار می خواهند مرا ببخش که...
-
یکی باید باشد که صبح بخیرش
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:21
یکی باید باشد که صبح بخیرش بزند کنار، پرده تقلاهای شب قبلت را .. پریسا زابلی پور
-
به خاطر تو،
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:20
به خاطر تو، در باغهایی مملو از گلهای شکفته شده من از شمیم خوش بهاران زجر میکشم!چهرهات را به یاد ندارم، زمان زیادیست که دیگر دستانت در خاطرم نیست؛ چگونه لبانت مرا نوازش میکردند؟! به خاطر تو، تندیسهای سپید خوابیده در پارکها را دوست دارم، تندیسهای سپیدی که نه صدایشان به گوش میرسد و نه چیزی را به نگاه...
-
شب تان آرام با یاد شهدا
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:19
-
روزی ... اگر دوباره قرعه ، دوست داشتن ..
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:18
روزی ... اگر دوباره قرعه ، دوست داشتن ... به نام تو افتاد ! زمان بخشیدن ، اشتباهات ... گذشته را ، هیچگاه تکرار نکن . شاید این اخرین ! پادرمیانی ... قلب خسته ام باشد . مهدی_قاسمی_نسب
-
سرت را بگذار روی سینه های من
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:17
سرت را بگذار روی سینه های من جز لابلای این باغ پارچه ای دیگر جای امن و امانی برای تو نیست کمی چشم هایت را ببیند و به قصه های زیر تیغ نرفته فکر کن به این که مثلا بیدارشویم و باران همه خون های پاشیده بر صورت تو را شسته باشد به این که آفتاب از لابلای موهای مشکی ات دوباره بتابد به تن بخشنده ی گندم زارها کمی فکر کن به تولد...
-
ادامه را تو بگو
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:16
ادامه را تو بگو درد یعنی داشتنت در قلبم اما خاطره رویا و هوایت قلبم را پاره پاره میکن د عبدالله_احتشامی
-
من آدم بى منطقى نیستم
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:14
من آدم بى منطقى نیستم اما پاى تو که وسط باشد بى منطق ترینِ آدم هام شهاب_الیاسی
-
یاحسین(ع)
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:13
-
دستم را بگیر و به من بگو
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:13
دستم را بگیر و به من بگو چگونه در گرگ و میشِ این روزگار پر بالا و پایینِ همیشه خاکستری هنوز میتوانم بخندم؟ نیکی فیروزکوهی
-
یاحسین(ع)
سهشنبه 19 مرداد 1400 01:12