-
تبصره عشق به گوشم میرسد!
یکشنبه 5 دی 1400 00:38
تبصره عشق به گوشم میرسد! احساس می کنم عشقم کنارم نشسته است! ولی افسوس نیست میدانم هیچ کلاغی بر شاخه ی بید مجنون لانه نمی کند! زیرا بید عاشق است و کلاغ(من) غرق در انزوا دانیال فریادی
-
خدایا یادت را
یکشنبه 5 دی 1400 00:38
-
و تو کدام فرشته ای
یکشنبه 5 دی 1400 00:36
و تو کدام فرشته ای که خود را به هیبت یک زن در آورده ای ؟ آریا ابراهیمی
-
حال خوب
یکشنبه 5 دی 1400 00:35
-
ایکاش، لحظه ها، در جوانی ما، می ایستاد.
یکشنبه 5 دی 1400 00:34
ایکاش، لحظه ها، در جوانی ما، می ایستاد. و من و تو، در لحظه ها، برای سالها، منجمد می شدیم. در کنار هم، با جوانی، می ماندیم. عشق می ماند و ما، و لحظه های ماندگاری، کاش لحظه ها، می ایستاد و ما را، در خود، ذوب می کرد. و عشق، تنها کلید اسرار خلقت می شد. زندگی بدون عشق، شوکرانی تلخ و مسموم است که، حتی در لحظه هم، به پشیزی...
-
اشک از گونه هایم جاری بود
یکشنبه 5 دی 1400 00:34
اشک از گونه هایم جاری بود به جای آب ریختن پشت سرت بغض شعرم بوسه می زد گلوی ساطور را در دست سلاخ پائیز؛ و حالا آسمانِ آغشته به خون دلم جای زخم هایی ست مبتلا به خزان که بر روی لب برگ های پیر جا مانده! مرتضی سنجری
-
گریزانم از این مردم که بامن
یکشنبه 5 دی 1400 00:33
-
سقوطم را به تماشا نشسته ای از شاخه های درخت انتظار؛
یکشنبه 5 دی 1400 00:31
سقوطم را به تماشا نشسته ای از شاخه های درخت انتظار؛ میوه ی نارس خیالم در التماس خورشید رقصید حوّا جان..، برای رسیدن تو دلم همچون غوره صبر کرد و حلوا شیرین شد به کام ایوب! مرتضی سنجری
-
این روزها خون میخورم از بس پریشانم
شنبه 4 دی 1400 01:21
این روزها خون میخورم از بس پریشانم بـا عشق، با دیـوانـهگی دست و گریبانم او سـازِ رفتن مینوازد بـارهـا اما من ماندهام حتا دلیلش را نـمیدانم از ابتـدایِ دوستـی تـا انتهــایِ عشـق چون روحِ سرما خوردهی یک بیدِ لرزانم گُم میشوم در خویش و باتو میشوم پیدا ای عشـق! ای سـر منشأ غـم های پنهانم! کامل نخواهد شد سـوای او...
-
به خود پناهم ده
شنبه 4 دی 1400 01:13
به خود پناهم ده که در پناه تو آواز رازها جاریست و در کنار تو بوی بهار میآید. حمید_مصدق
-
تو دوباره جوانه خواهی زد
شنبه 4 دی 1400 01:12
-
بس که لبریزم از تو …
شنبه 4 دی 1400 01:10
بس که لبریزم از تو … میخواهم بدوم در میان صحراها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست فروغ_فرخزاد
-
ای زندگی تن و توانم همه تو
شنبه 4 دی 1400 01:09
ای زندگی تن و توانم همه تو جانی و دلی ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی از آنی همه من من نیست شدم در تو از آنم همه تو مولانا
-
مویِ تو ریخت عادت تقویم را به هم
شنبه 4 دی 1400 01:07
مویِ تو ریخت عادت تقویم را به هم حالا همیشه با شبِ یلدا مواجهم چشمِ تو باز میشود و خوف میکنم اینبار با خشونتِ دریا مواجهم مهدی_عابدی
-
فکر کرده..
شنبه 4 دی 1400 01:06
-
با جاده ها به خاطر من ائتلاف کن
شنبه 4 دی 1400 00:54
با جاده ها به خاطر من ائتلاف کن برگرد و در حریم دلم اعتکاف کن بردار چادر عربی را غزل بپوش شعری بخوان و دور سکوتم طواف کن گاهی میان قافیه های شبانه ات دست مرا بگیر و مرا اعتراف کن بی روسری هوای دلم را قدم بزن شب را کنار وسوسه هایم خلاف کن دستم به شعرهای سیاسی نمی رود چشمان سبز فتنه ایت را غلاف کن بی تو کبیسه اند تمام...
-
زمستان
شنبه 4 دی 1400 00:43
-
خرید ناز به سوز و گداز می ارزد
شنبه 4 دی 1400 00:03
خرید ناز به سوز و گداز می ارزد به واگذاری صد امتیاز می ارزد به بوسه سینه ی اسرار برملاست،ولی شُکوه بوسه به افشای راز می ارزد.. کنار دامنِ کوتاه..لحظه ای کوتاه زمان رقص به عمر دراز می ارزد تو دستْ بسته در آغوش خود رهایم کن.. که دستِ بسته به آغوش باز می ارزد منم گزینه ی آخر..مرا تحمل کن کسی نمانده..بسوز و بساز..می...
-
نیستی وُ جای خالیات،
جمعه 3 دی 1400 01:29
نیستی وُ جای خالیات، هر شب،، پُر از دلتنگیست. سعید فلاحی
-
این سال ها..،
جمعه 3 دی 1400 01:28
این سال ها..، چه آسان تباهت شده ام ای عشق که دستانم در موهایت تحصن کرده اند، رُخسار زیبای تو حک شده مثل رُخداد انقلاب در خیالم و چشم هایت عقل مشروطه خواه من را دچار التهاب می کند تو باش و گِره بزن شعر گیسوانت را به دل تبعیدی من! مرتضی سنجری
-
آرزو میکنم..
جمعه 3 دی 1400 01:27
-
با تو سر به کجا بگذارم ؟
جمعه 3 دی 1400 01:26
نمی توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم پنهان کنم گل با بوی خود چه می کند ؟ گندمزار با خوشه اش ؟ طاووس با دمش ؟ چراغ با روغنش ؟ با تو سر به کجا بگذارم ؟ کجا پنهانت کنم ؟ وقتی مردم تو را در حرکات دستهایم موسیقی صدایم وتوازن گام هایم می بینند نزار قبانی
-
انتظار نداشته باشی
جمعه 3 دی 1400 01:25
-
+
جمعه 3 دی 1400 01:24
گاهى به خود مىگوییم این همه اندوه براى دل ما زیادىست. اما تقصیر خودمان ست؛ این قلب کوچک چطور مىتواند سنگینى عشقهاى بزرگ را بهدوش بکشد؟ ادیب جانسوز
-
یاد تو
جمعه 3 دی 1400 01:22
نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست... گوش کن "نبض دلم" زمزمه اش با تو یکیست... جز من اگرت عاشق و شیداست،بگو ور میل دلت به جانب ماست،بگو ور هیچ مرا در دل تو جاست،بگو گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو! مولوی
-
خدایا!
جمعه 3 دی 1400 00:27
-
سلام ای یار دور از ما نشسته
جمعه 3 دی 1400 00:24
سلام ای یار دور از ما نشسته سلام ای بدتر از ما دل شکسته سلام ای آشنا همچون غریبان سلام ای عشق من ای بهتر از جان سلام سالار گلهای بهاری سلام ای برتر از صوت قناری سلام خورشید من در روز سردم سلام ای مرهم و داروی دردم سلام ای با وفا ای با مروت سلام ای ساز و گیتار محبت سلام کردم نگی در یاد ما نیست سلام کردم نگی اهل وفا...
-
دلی که بشکنه
جمعه 3 دی 1400 00:20
-
جهنم
پنجشنبه 2 دی 1400 00:48
-
دستت را بده
پنجشنبه 2 دی 1400 00:47
دریا عمیق است تنهایی عمیقتر دستت را بده با هم دست و پا بزنیم پیش از آن که غرق شویم شهاب مقربین