-
فرصتی نبود
جمعه 1 بهمن 1400 01:27
فرصتی نبود لحظه اش که رسید نهبه دست هایش فکر می کردم نه آخرین نگاهش نه رفتنش نه حتی آرزوی ماندنش تنها به زمینی که باید دهان باز می کرد و با قساوت تمام می بلعید کسی را که نمی دانست پس از این لحظه با خودش چه باید بکند نیکی فیروزکوهی
-
دلش مثل دریا
جمعه 1 بهمن 1400 01:26
دلش مثل دریا پر از ماهی است مرد جنوب نگاهش می لرزد هرغروب در دل آب زیر پایش برگ های خشک نخل می بافد وجودش را حقیقت وجود او در عمق یک خواب پنهان شده در دل مهتاب مینا لطفی
-
زندگی
جمعه 1 بهمن 1400 01:25
-
دوست داشتنت را دوست دارم،
پنجشنبه 30 دی 1400 01:00
+
-
پرنده در برف
پنجشنبه 30 دی 1400 00:58
پرنده در برف با نگاهی به ابدیّت تسلیم نشسته بود نه در انتظارِ بهار نه در تمنّای گرما بال بال نمی زد آرام بود و خشنود به آنچه هست! فرشته سنگیان
-
تنهایی
پنجشنبه 30 دی 1400 00:57
هر روز مرا گریستی ت ن هایی با خاطرههام زیستی ت ن هایی شش دانگ تو را سند به نامم زدهاند ارث پدرم که نیستی ت ن هایی !
-
می نویسم دوست
پنجشنبه 30 دی 1400 00:56
-
برای با تو بودن
پنجشنبه 30 دی 1400 00:55
برای با تو بودن عمری ست در حسرت باران مانده ام همچون پنجره ای تنها که تمام روزهای عمرش دلگیر شد شبیه غروب جمعه های زمستان، هر چند در میان این ایام اندوهگینِ تقویم غرور آسمان حکایت از فصل پنجم زندگی دارد! مرتضی سنجری
-
شانزده سال
پنجشنبه 30 دی 1400 00:54
بعدِ صبحانه ابروهایش بالا رفت. دنبال کیفش روی صندلی کناری گشت. درش باز بود. پاکت سیگارش را درآورد. با چشمهای مهربان تعارف کرد: - سیگار؟ ماتِ اداهایش، لبخند زدم : - نه! یکی گذاشت کنار لبش. گوشهء دیگر لبش گفت: - " هر وخ بعد ِ صبونه دلت سیگارخواس،... - "خــواس " را کشیده و دلبرانه گفت – کبریت زد، نگرفت....
-
زندگی
پنجشنبه 30 دی 1400 00:51
-
گاهی برو ، گاهی بمان
پنجشنبه 30 دی 1400 00:50
گاهی برو ، گاهی بمان گاهی بخند، گاهی گریه کن گاهی حرف بزن، گاهی سکوت کن گاهی رها شو ، گاهی ببخش گاهی اعتماد کن ، گاهی فراموش کن گاهی زندگی کن ، گاهی باور کن گاهی بزرگ باش، گاهی کوچک گاهی چتر باش ، گاهی باران گاهی دریا ، گاهی برکه گاهی همه چیز ، گاهی هیچ چیز اما همیشه و همیشه "انسان " باش ...
-
ماجرای من و تو، باورِ باورها نیست
پنجشنبه 30 دی 1400 00:48
ماجرای من و تو، باورِ باورها نیست ماجراییست که در حافظهِ دنیا نیست نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وَهم ذاتِ عشقیم که در آینه ها پیدا نیست محمدعلی بهمنی
-
آزادی
پنجشنبه 30 دی 1400 00:46
از ترانههای من اگر گل را بگیرند یک فصل خواهد مرد اگر عشق را بگیرند دو فصل خواهد مرد و اگر نان را سه فصل خواهد مرد اما آزادی را اگر از ترانههای من، آزادی را بگیرند سال، تمام سال خواهد مرد.
-
استوار مثل کوه
پنجشنبه 30 دی 1400 00:45
بعضی عکس ها رو میشه حس کرد..طلوع و غروب خورشید.. ما که تو شهریم بر روی ساختمان و دیوارها احساس میکنیم..
-
بیمارِ این چشمانِ بیمارم
پنجشنبه 30 دی 1400 00:40
بیمارِ این چشمانِ بیمارم درمان ندارد؛ دوستت دارم! زهرا میرزایی
-
یه دنیا غربیم..
چهارشنبه 29 دی 1400 01:55
-
من از طیف رنگها
چهارشنبه 29 دی 1400 01:54
من از طیف رنگها مدهوش می شوم و این یعنی زیبایی ات تمامی ندارد! فرشته سنگیان
-
M
چهارشنبه 29 دی 1400 01:52
-
بیدار شو!
چهارشنبه 29 دی 1400 01:51
میبویمت در هوای کاملِ صبح و بوسه میزنم به لبهایت که قطرهی شبنمیست بیدار شو! ای شراب زنبق و ای سپیدِ خفتهی من! برخیز و بیاویز! اندامِ کبوترت را بر آسمانِ آبی. حسین صداقتی
-
" تنهایی" نیمه دیگر من است
چهارشنبه 29 دی 1400 01:50
-
دوست داشتنت
چهارشنبه 29 دی 1400 01:50
دوست داشتنت مقدس ترین عبادت است برایم وقتی آرزوی به اجابت نرسیده ام میشوی از جانب پروردگار و او دلش رضا نمیدهد حتی تقسیم کند تو را بامن برای اندک زمانی. لعیاقیاثی
-
قطاری در تلالو
چهارشنبه 29 دی 1400 01:49
قطاری در تلالو خیالِ آشفته ی کوهستان می خزید، تا درنوردد تونل ابهام را برزخ روح را چه خسته و بی رحمانه می تازید باد را می درید باران را تا فراسوی تونل در آغوش کشد پرواز پل یا سقوط دره را لوکوموتیوران کمی آهسته تر...! حامد محمدی
-
نمیدانم که چه چیزیست در تو
چهارشنبه 29 دی 1400 01:46
نمیدانم که چه چیزیست در تو که میشکفد و غنچه میشود فقط چیزیست در دلام که میگوید صدای چشمهای تو ژرفتر از تمام گلهای سرخ است هیچکس حتی باران نیز دستهایی به این ظرافت ندارد ادوارداستیلن کامینگز
-
زمستان
چهارشنبه 29 دی 1400 01:44
-
پشت پلکت حبس کردی شور اقیانوس را
چهارشنبه 29 دی 1400 01:40
پشت پلکت حبس کردی شور اقیانوس را لا به لای گیسوانت جاده ی چالـــوس را شهـرت قـد بلـند و چشـم هـای روشنت می کشد تا قلب تهران دختران روس را چـادر گلـدار سرکـردی و راه افتـاده ای دربیـاور بــا خرامیـدن، لـج طاووس را تا که می آیم به طعم دلخوشی عادت کنم می نشانی بر لبانم مزه ی افسوس را یا که دست از قهر خود بردار و دستم را...
-
زمستان
چهارشنبه 29 دی 1400 01:32
-
تو آن بهاریه ای
سهشنبه 28 دی 1400 00:56
تو آن بهاریه ای که شاعران کویر برای دختر پاییز ارمغان بردند. شهرام کارگر
-
در هر راهی که قدم بگذارم
سهشنبه 28 دی 1400 00:54
در هر راهی که قدم بگذارم مقصد خانه ی توست ..... زیباست عشق حقیقی که ختم تمام راه هاست ...... مریم حشمت پور
-
انصاف
سهشنبه 28 دی 1400 00:54
-
مثل هر شب خستهام،
سهشنبه 28 دی 1400 00:53
مثل هر شب خستهام، خیره بر دیوار آجرگونۀ آن پنجره؛ عاقبت یک روز خواهد داد تاوان، پنجره. مریم صابری