-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 7 بهمن 1400 01:19
مهربانی
-
سوهان قم، از طعم لب هایت شکایت می کند
پنجشنبه 7 بهمن 1400 01:18
سوهان قم، از طعم لب هایت شکایت می کند قند فریمان هم به لب هایت حسادت می کند با رژ زدن انگار شکر روی خرما میزنی اینگونه مولانا فقط از تو حکایت میکند سعید بیاتی
-
پشیمانی
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:46
-
تو... مگو ترین راز منی!
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:42
تو... مگو ترین راز منی! نِگهت میدارم، سخت! نِگهت می دارم، دشوار! نِگهت میدارم، در آغوش! نگاهم کن گاهی... دل خوش می شوم به همین! حامد نیازی
-
دیوار تنهایی
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:41
-
خودمان نخواستیم !
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:35
خودمان نخواستیم ! وگرنه خوب بلد بودیم ، چه کنیم ! که کنارمان باشد . اما زمانی که ارزش ادمها را نمی فهمند . اجباری نیست ! ترجیح این است که ، دست همان ها که لیاقتشان را دارد ! سپرده شوند . مهدی_قاسمی_نسب
-
زندگی
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:31
+تو این تورم گرونی بعضیا بی خیال در حال بنایی و ساختن و کلا خونه شون رو از نو میسازند....اینا هیچ چیزی نگران شون نمیکنه:)
-
هروقت حس کردی حالت میزون نیست
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:23
هروقت حس کردی حالت میزون نیست خودت به دادش برس یه قهوه تو یه کافه دنج خودت رو مهمون کن به خودت حرفای قشنگ بزن... حواست باشه این وسط مسطا یه دل هست که تو صاحبشی، نذار فکر کنه فراموشش کردی بخند! خنده هات قشنگن لذت ببر از زندگی... حسین_سلیمانی +چقدر خوب بود.کاش میشد از زندگی لذت برد:)
-
روز نامرد:)
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:20
-
میگویند عشق
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:19
میگویند عشق انسان را کور میکند من اما از وقتی که دوستت دارم لال شده ام !!! بیـــژن_ســـام
-
زمستان
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:17
-
گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم
چهارشنبه 6 بهمن 1400 00:14
گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم از همین دور ولــی روی تو را می بوسم گر چــه در سبزترین باغ ولی خاموشم گر چه در بازترین دشت ولی محبوسم خلوت ساکت یک جــوی حقیرم بی تو با تــــو گسترده گــی پهنـــه اقیانوسم ای به راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه من چــــرا این قــدَر از آمدنت مایـــوسم؟ این غزل حامل پیغام خصوصی من است...
-
با شخصى وارد رابطه میشویم که
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:48
با شخصى وارد رابطه میشویم که قبل از ما چیزى از رابطه نمیدانسته به اصطلاح "اولین اش " بودیم تبدیلش میکنیم به ایده آل ترین اخلاقش را، شخصیتش را، شعورِ اجتماعی اش، مدلِ لباس پوشیدنش را حتی، آن وقت میرود برای همیشه و اصلاً ما را بخاطر نمی آورد همه ی ما در زندگی، آدمی را مُهیا کردیم برای نفراتِ بعد و این چرخه...
-
تو عاشقانه سعدی به خط ممتازی
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:46
تو عاشقانه سعدی به خط ممتازی تو شاهکار بنانی ، الهه نازی تو نیمی از "رخ" خود را اگر که بنمایی به یک اشاره رقیب هزار "سربازی" تو خوب مطلقی اما چگونه میخواهی که خانمان هزاران چو من براندازی؟ محمد_قاسملوی
-
عشق خانه اش آباد
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:38
دکتر ها جوابم کرده اند میگویند مرض سختی گرفته ام من که سر در نمی آورم از طبیبی،اما روی نسخه ای که برایم پیچیده اند دو چشم کشیده اند که خیلی شبیه چشمان توست... وحید_واله
-
اگر مشکلت تنها بودن است
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:32
اگر مشکلت تنها بودن است، اگر مشکلت حرف خانواده و فامیل است، اگر فکر می کنی به سنی رسیده ای که باید ازدواج کنی، اگر دختر یا پسر مناسب گیر نمی آوری یا آنهایی که گیر می آوری آدم های جالبی نیستند، اگر عاشق بچه داشتنی، اگه دلت جشن عروسی می خواهد!، اگه خانواده اذیتت می کنند و می خواهی مستقل بشوی، اگر یکی را می خواهی که خانه...
-
نکند بوی تو را..
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:23
-
اما غرورش را نشکنید
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:22
دل مرد را بشکنید ؛ کمرش را بشکنید؛ اما غرورش را نشکنید .. مردی که التماس میکند دیگر چیزی برای شکستن ندارد..
-
ای بر پدرت دنیا
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:14
-
تو را آنگونه در آغوش مـی کشم
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:12
تو را آنگونه در آغوش مـی کشم تا لکنت زبان بگیرند واژه ها . . . . مریم_سلیمانی
-
زمستان
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:11
-
برف می بارد..
سهشنبه 5 بهمن 1400 00:09
برف می بارد... آدمکی می سازم روبرویش می نشینم و با دلتنگی فقط نگاهش می کنم... آب می شود! و تنها از او گلدانی می ماند شکسته شال گردنی خیس و ذغالی سرد و خاموش! آیدا فتوحی ابوابی
-
شاعران عاشق بوی
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:26
شاعران عاشق بوی گلِ مریم هستند لطف کن دامنِ خود را بتکان عشق کنند! حسین_شهریاری
-
از وقتی تو را شناختهام
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:20
از وقتی تو را شناختهام خوشبختی ساکن خانهام شده است چرا که من و تو ساکن یک ستاره شدهایم و یک خورشید بر ما میتابد دلانگیز است که تو را میشناسم و صدایت میکنم خوشبختی ، خوشبختی دلانگیز است که هر صبح از خاکستر خویش برمیخیزم و تو با صدای من بیدار میشوی وقتی صدایت میکنم صبحات بهخیر خوشبختی جان غادة السمان
-
ردپای تو
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:13
-
در زندگی روزهایی هست
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:09
در زندگی روزهایی هست روزهایی پر از باد روزهایی پر از خشم روزهایی پر از باران و پر از درد روزهایی پر از اشک اما بعدتر روزهایی فرا خواهد رسید مالامال از عشق که به ما شهامت قدم گذاشتن در مابقی روزها را میدهد روماتوبتتالیا
-
ز اشتیاق تو جانم به لب رسید ، کجایی ؟
دوشنبه 4 بهمن 1400 00:34
ز اشتیاق تو جانم به لب رسید ، کجایی ؟ چه باشد ار رخ خوبت بدین شکسته نمایی ؟ نگفتیم که بیایم ، چو جان تو به لب آید ؟ ز هجر جان من اینک به لب رسید کجایی ؟ منم کنون و یکی جان ، بیا که بر تو فشانم جدا مشو ز من این دم ، که نیست وقت جدایی گذشت عمر و ندیدم جمال روی تو روزی مرا چهای ؟ و ندانم که با کس دگر آیی ؟ کجا نشان تو...
-
ولی تو برگرد
دوشنبه 4 بهمن 1400 00:28
-
حال خوب
دوشنبه 4 بهمن 1400 00:26
-
شاید که باور کردنش هم سخت باشد
دوشنبه 4 بهمن 1400 00:20
شاید که باور کردنش هم سخت باشد امشب دعا کردم که او خوشبخت باشد... سید_تقى_سیدی +برای آدمها خوب بخواهیم..درصد بالای ما آدمها از زندگی راضی نیستیم..چون به چیزهایی که می خواستیم نرسیدیم ولی باید راضی باشیم به رضای خدا