-
دیریست عابری نگذشته ست ازین کنار
چهارشنبه 13 بهمن 1400 01:08
دیریست عابری نگذشته ست ازین کنار کز شمع او بتابد نوری ز روزن ام . فکرم به جست و جوی سحر راه می کشد اما سحر کجا! در خلوتی که هست؛ نه شاخه ای زجنبش مرغی خورد تکان نه باد روی بام و دری آه می کشد. حتی نمی کند سگی از دور شیونی حتی نمی کند خسی از باد جنبشی غول سکوت می گزدم با فغان خویش ومن درانتظار که خواند خروس صبح! کشتی...
-
ما در ظلمتایم
چهارشنبه 13 بهمن 1400 01:00
ما در ظلمتایم بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت ما تنهاییم چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند عشقهای معصوم ، بیکار و بی انگیزهاند و دوست داشتن از سفرهای دراز تهیدست باز میگردد دیگر امید درودی نیست امید نوازشی نیست احمد شاملو برچسبها: شعر نو
-
در کدام ایستگاه تمام شد
سهشنبه 12 بهمن 1400 01:09
در کدام ایستگاه تمام شد برفی که سپیدهایش رویایم را در عبور شب زمستانی به خیالت میرساند و تو را میان شبانههایم شعر میکرد سیده مریم وهابی
-
-چون احتیاج داشتم که دوست بدارم و
سهشنبه 12 بهمن 1400 01:08
-چون احتیاج داشتم که دوست بدارم و دوستم بدارند . تصور کردم ؛ که عاشق شده ام ! به عبارت دیگر خودم را به حماقت زدم… آلبر کامو
-
مردی پیاده آمده تا روستای تو
سهشنبه 12 بهمن 1400 01:07
-
12بهمن
سهشنبه 12 بهمن 1400 01:01
+این روزها برامون خاطره داره جشن هایی که برگزار میشد.
-
مه نجویم، مه مرا روی تو بس
سهشنبه 12 بهمن 1400 00:52
مه نجویم، مه مرا روی تو بس گل نبویم، گل مرا بوی تو بس عقل من دیوانه عشق تو شد بندش از زنجیر گیسوی تو بس اشک من باران بیابر است لیک ابر بیباران خم موی تو بس آینه از دست بفکن کز صفا پشت دست آیینه ی روی تو بس رنگ زلفت بس شب معراج من قاب قوسینم دو ابروی تو بس طالب ظلّ همایی نیستم سایه ی دیوار در کوی تو بس...
-
از لبخندت
سهشنبه 12 بهمن 1400 00:50
-
گر چه او هرگز نمی گیرد ز حالِ ما خبر
سهشنبه 12 بهمن 1400 00:48
گر چه او هرگز نمی گیرد ز حالِ ما خبر دردِ او هر شب خبر گیرد ز سر تا پایِ ما از خطِ فرمانِ او روزی که پا بیرون نهیم تیشه گردد هر سرِ خاری، به قصدِ پایِ ما صائب_تبریزی
-
باور کن همه ی دنیا فقط تویی
سهشنبه 12 بهمن 1400 00:47
باور کن همه ی دنیا فقط تویی بقیه تکراری اند... عباس معروفی
-
دست هایت دو جوجه گنجشک اند
سهشنبه 12 بهمن 1400 00:46
دست هایت دو جوجه گنجشک اند ، بازوانت دو شاخه ی بی جان ! ساق تــــو ساقـــه ی سفیـدی کــــه سر زده از سیاهــــی گلدان میوه های رسیده ای داری ، پشت پیراهن پر از رنگت مثل لیموی تازه ی « شیراز» روی یک تخته قالی « کرمان» ! فارغ از اختلاف «چپ» با «راست» من به چشمان تو می اندیشم ای نگـــاه همیشه شکاکت ، ائتلاف فرشتـــه با...
-
دوستش داشتم
سهشنبه 12 بهمن 1400 00:44
-
و من..
دوشنبه 11 بهمن 1400 01:59
-
..شاعران زیادی زن هستند
دوشنبه 11 بهمن 1400 01:58
..شاعران زیادی زن هستند درختان زیادی زن هستند بادهای زیادی زن هستند رودخانه های زیادی زن هستند کوه های زیادی زن هستند دشت های زیادی زن هستند تمام چشمه ها زن هستند... و مادر من تمام آنهاست... سعیدانصاریان
-
آشفتگی و فراق و زاری دارد
دوشنبه 11 بهمن 1400 01:40
آشفتگی و فراق و زاری دارد دلتنگی و درد بیقراری دارد آسودگی از بلای او ممکن نیست "عشق" است، هزار تیر کاری دارد "جواد مزنگی"
-
...برقص
دوشنبه 11 بهمن 1400 01:38
...برقص فردا شاید آخرین پرچم زمین رقص گل های پیراهنت باشد که گرده می پراکند در باد علیرضا_راهب
-
میخوام عذرخواهی کنم از
دوشنبه 11 بهمن 1400 01:35
میخوام عذرخواهی کنم از تمام زن هایی که بهشون گفتم زیبا، قبل از این که باهوش یا شجاع خطاب شون کنم متأسفم از این که طوری رفتار کردم که انگار اون چه که باهاش به دنیا اومدید مهم ترین چیزی هست که شما می تونید بهش افتخار کنید. از حالا به بعد این قبیل جمله ها رو میگم "تو قوی هستی" ، "تو خارق العاده هستی"...
-
پا تا به سرت وجب وجب انجیل است
دوشنبه 11 بهمن 1400 01:08
پا تا به سرت وجب وجب انجیل است پا تا به سر تو قابل تاویل است یک دکمهٔ تو وا شد و مردم گفتند: برف آمده و مدرسهها تعطیل است احسان_پرسا
-
متولد شدم تا دوستت داشته باشم ..
دوشنبه 11 بهمن 1400 01:04
-
+
دوشنبه 11 بهمن 1400 00:59
-
گر بیایی دَهَمت جان
دوشنبه 11 بهمن 1400 00:28
گر بیایی دَهَمت جان و نیایی کُشَدَم غم، من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی ! "سعدی شیرازی"
-
چهها چهها چهها که
دوشنبه 11 بهمن 1400 00:26
چهها چهها چهها که میبینم و باور ندارم چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم مهدی اخوان ثالث
-
عکسها... چشمانم را رسوا کردند
یکشنبه 10 بهمن 1400 00:42
عکسها... چشمانم را رسوا کردند وقتی به دنبال تو میگشتند لعنت به موبایلها... یاسر_علیزاده
-
کار وزندگی
یکشنبه 10 بهمن 1400 00:41
-
دارم فکر میکنم
یکشنبه 10 بهمن 1400 00:40
دارم فکر میکنم فکرهای عجیب و غریب فکرهایی که شاید به آن بخندید و البته شاید که شما را هم به کام خود فرو ببرد دارم فکر میکنم بغض مزخرفی هم به جانم اُفتاده دارم فکر میکنم... فکر میکنم حقیقتا چند نفر از مرگ من ناراحت میشوند؟ و البته که چند نفر احتمالا خوشحال؟ دارم فکر میکنم... فکر میکنم آیا کسی در این عالم هست که...
-
زمستان
یکشنبه 10 بهمن 1400 00:37
-
قول دادم به کسی غیرِ تو عادت نکنم
یکشنبه 10 بهمن 1400 00:36
قول دادم به کسی غیرِ تو عادت نکنم از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم عشق یعنی که تو از آنِ کسی باشی و من عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم ! چه غمی بیشتر از اینکه تو جایی باشی بشود دور و برت باشم و جرات نکنم! عشق تو از ته دل، عمر مرا نفرین کرد ... بی تو یک روز...
-
نور چشمی
یکشنبه 10 بهمن 1400 00:34
-
نیستی؛ ولی عزیز عشق تو همیشگی ست
یکشنبه 10 بهمن 1400 00:29
نیستی؛ ولی عزیز عشق تو همیشگی ست پس به احترام عشق، چند ثانیه سکوت... . . "امید صباغ نو"
-
زمستان1400
یکشنبه 10 بهمن 1400 00:20