-
دل به تنگ آمد و
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:28
دل به تنگ آمد و بنشست به تماشای پرندگان آه چه آسمانی چه آزادیِ دلانگیزی پس کجاست آسمان من؟ محمدرضانعمت پور
-
خدایاشکرت
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:27
-
جان من عاشقانه می پرستمت
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:26
جان من عاشقانه می پرستمت مهر من شاعرانه می سرایمت نه برای لحظه ای تا ابد دوست دارمت دلبرانه می خوانمت در سکوت خلوت شبم در میان شعله های بوسه ام لا به لای موج گیسوان من حبس می شوی و من قطره قطره ذوب می شوم ! شوکا صبور
-
عیدتون مبارک
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:22
-
بینِ عشقِ من و احسان تو پیوندی است
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:22
بینِ عشقِ من و احسان تو پیوندی است در نگاهت گُلِ من حسِّ خوشایندی است رویِ زیبایِ تو آشفته و حیرانم کرد وَه که نقّاشِ جمالت چه هنرمندی است ای که هستی زِ وجودت شده پیدا نظری بین که دلباخته ات تشنه یِ لبخندی است ای گُلِ باغِ جنان رُخ بِنِما از غم تو سیلِ اشکم شده جاری و خود اروندی است من زِ عشق تو به مقصود رسیدم ای دوست...
-
در پـی بهـارانـم
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:22
در پـی بهـارانـم آن بهـار کـه تـو را ارمغـان آورد ورنـه ایـن تـنِ یـخ زده از انـدوه با هـزاران گـردش فصـل سبـز نخـواهـد شـد حیدر ولی زاده
-
شاد
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:21
-
تو را بین کدامین کاغذ شعرم بخشکانم
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:21
تو را بین کدامین کاغذ شعرم بخشکانم تو را نبش کدامین تکه ی قلبم بگنجانم تو را میبینمت هر سو،تو را هردم به هر دردم تویی در کنج چشمانم -تویی درعمق فنجانم سوار سردمهر خیره بر اعصار یخبندان نترس از من ، که من خود زاده ی داغ زمستانم تنم یخ بسته از سرمای آدم های دیواری و دیوار است و دیوار است و دیوار است تاوانم تویی ماه...
-
تو می توانی نیایی
یکشنبه 28 فروردین 1401 02:19
-
با این همه، ای قلبِ دربه در !
شنبه 27 فروردین 1401 01:36
با این همه، ای قلبِ دربه در ! از یاد مبر که ما ــ من و تو ــ عشق را رعایت کردهایم، ازیاد مبر که ما ــ من و تو ــ انسان را رعایت کردهایم، خود اگر شاهکارِ خدا بود یا نبود. احمد_شاملو
-
خیلی دلم خواست که حالا کنارم باشی
شنبه 27 فروردین 1401 01:35
خیلی دلم خواست که حالا کنارم باشی اما نیستی! تو آنجایی و «آنجا» نمی داند که چقدر خوشبخت است... ناظم_حکمت
-
تو برایِ من چیزی هستی شبیه دریا
شنبه 27 فروردین 1401 01:35
تو برایِ من چیزی هستی شبیه دریا بر من چیره میشوی مجذوبم میکنی شیفتهام میکنی حتی در عین حال ترس در دلم مینشانی از بیحدیات واهمه دارم... فرانتس_کافکا
-
کمی حال خوب
شنبه 27 فروردین 1401 01:34
-
دلت میآید
شنبه 27 فروردین 1401 01:33
دلت میآید مرا به نام کوچکم صدا نزنی و نشنوی جانم؟ افشین صالحی
-
دست میبرم
شنبه 27 فروردین 1401 01:32
دست میبرم به آینه آینه میگریزد از ریزش تن هر روز تکهای از خودم جمع میکنم حرف را که صدایم نمیشنود درد را که با من اینطرف آنطرف هرطرف میآید مرد را که تنهایی به من هدیه داده و... پازلها زل میزنند به من زنی که زیباییش را به آیینه فروخت فرناز_جعفرزادگان
-
کمی رویا
شنبه 27 فروردین 1401 01:30
-
دوست اش می دارم
شنبه 27 فروردین 1401 01:29
دوست اش می دارم چرا که می شناسم اش، به دوستی و یگانه گی. -شهر همه بیگانه گی و عداوت است. - هنگامی که دستان مهربان اش را به دست می گیرم تنهایی غم انگیزش را در می یابم. اندوه اش غروبی دل گیر است در غربت و تنهایی. هم چنان که شادی اش طلوع همه آفتاب هاست و صبحانه و نان گرم، و پنجره یی که صبح گاهان به هوای پاک گشوده می شود،...
-
بی تو تب کرده اند لحظات
شنبه 27 فروردین 1401 01:27
بی تو تب کرده اند لحظات در بستر شب به شرجی ترین نقطهی چشمانم بداد گریه برس ناهید-طالبی
-
کوله ای از خاطراتت را
جمعه 26 فروردین 1401 02:08
کوله ای از خاطراتت را به دوش ریخته ام و دلتنگی هایت را یدک می کشم ! عجب کول بری ساخته از من عاشقی مجید آبسالان
-
شب تان آرام با یاد شهدا
جمعه 26 فروردین 1401 02:07
-
عشق بزرگترین فریبِ تاریخ بود
جمعه 26 فروردین 1401 02:07
عشق بزرگترین فریبِ تاریخ بود حتى درخواب و آن زمان که دارکوبى براى کاشتن حروفى صامت کله ام را جراحى مى کرد خسته ام دلم مى خواهد قبل از آنکه لباس راحتى آبى رنگِ آلزایمر را بپوشم دفتر شعرم را هدیه کنم به تنها ترین زن جهان تا هرگز کسى نشناسد مشوق این همه شعرهاى عاشقانه کیست که روح زلالش چون ماه از لابلاى هر ورق این دفتر...
-
در بیکران عمق دریای نگاهت
جمعه 26 فروردین 1401 02:05
در بیکران عمق دریای نگاهت تمام قافیه ها ردیف شده اند که اشک غروب چشمانت تفسیر زاینده رود است میان خشکی لب های شعر من، نازنین..؛ بگذار دلم همچون بال های خسته از کوچِ پرستوهای مهاجر به پرواز بیندیشد! مرتضی سنجری
-
تمـــــــام ســـال به بهـــــــارِ لبخنــدت زنــــــده بـودم.
جمعه 26 فروردین 1401 02:04
تمـــــــام ســـال به بهـــــــارِ لبخنــدت زنــــــده بـودم. هـــــــــزار زمستــــان نمیکُشـــد مَــــــرا ... نیلوفر_ثانی
-
من..
جمعه 26 فروردین 1401 02:00
-
برای دیدن عشق
جمعه 26 فروردین 1401 01:54
برای دیدن عشق باید چشم بر پنجره ی خانه ای بگذاریم که دهلیزی آنرا به نردبان و دریچه ای میرساند زیر سنگی پشت کوهی در بیابانی دراز عمران صلاحی
-
برای خروج از هتل آماده می شدم
جمعه 26 فروردین 1401 01:54
برای خروج از هتل آماده می شدم ناگهان دیدم در آینه کوچکم و در کیف دستی ام پنهان گشته ای مکان وعده ام را فراموش کردم زمان وعده ام را فراموش کردم و فراموش کردم با چه کسی وعده ای داشتم پس تصمیم گرفتم با تو بمانم سعاد الصباح
-
کاش
جمعه 26 فروردین 1401 01:49
امشب برای اولین بار نمی دانم کدام یک بهتر است بینایی یا نابینایی ؟ فهمیدن یا نفهمیدن ؟ امشب نمی دانم برای کدام یکیمان سختتر است تویی که یک عمر برایم همچون بُتی بودی و به حادثه ای در من در هم شکستی یا منی که یک عمر پرستیدمت و به حادثه ای تمام رویاهایم پرپر شد ؟ کاش کور بودم کاش نمی فهمیدم
-
انتظار
جمعه 26 فروردین 1401 01:45
-
در اتاقی که به اندازه یک تنهاییست
پنجشنبه 25 فروردین 1401 02:00
در اتاقی که به اندازه یک تنهاییست دل من که به اندازه یک عشقست به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد به زوال زیبای گلها در گلدان به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای و به آواز قناری ها که به اندازه یک پنجره می خوانند آه سهم من اینست سهم من اینست سهم من آسمانیست که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد سهم من پایین...
-
وقتی که با تو به رقص برمی خیزم
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:59
وقتی که با تو به رقص برمی خیزم پاهایم سنبله های گندم می شوند و گیسوانم طولانی ترین رودخانه ی جهان سعاد الصباح