-
در سرم گالری نقاشی بزرگی است
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:57
در سرم گالری نقاشی بزرگی است یک شب همهی عکس ها به سرقت خواهد رفت ابوذر_پاکروان
-
بهاری دیگر آمده است
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:56
بهاری دیگر آمده است آری اما برای آن زمستانها که گذشت نامی نیست نامی نیست... احمد_شاملو
-
ن فقط مردمی را میپسندم که دیوانه اتد،
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:56
من فقط مردمی را میپسندم که دیوانه ند،. آنهایی که دیوانه ی زندگی اند، دیوانه ی حرف زدن، دیوانه ی رها شدن. آنهایی که همیشه همه چیز را با هم میخواهند. آنهایی که هرگز خمیازه نمیکشند و هیچوقت حرِف پیش پا افتاده ای نمیزنند. ولی می سوزند، می سوزند، می سوزند، مثل مشعل افسانه ای روم... جک_کرواک
-
تو دنیای مرا زیبا نخواهی دید ، شکی نیست!
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:52
تو دنیای مرا زیبا نخواهی دید ، شکی نیست! مرا دیوانه می پنداری و نومید ! شکی نیست! تو هم فهمیده ای این روزها همرنگ پاییز م مرا از باغ تنهایی نخواهی چید شکی نیست صداقت مایه ی ننگ است وقتی عشق نیرنگ است شما دنبال عشق تازه ای هستید شکی نیست تو با این سایه واین برگها از باد می لرزی تومجنون نیستی در چشم من ، ای بید، شکی...
-
حال خوب
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:47
-
برای با تو بودن ، بهانه میجویم
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:46
برای با تو بودن ، بهانه میجویم تو خود بهانه ای مهربان ! تو را جویم اصغر مصاحب
-
دنیا دو سویه فریبى س
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:45
دنیا دو سویه فریبى ست؛ خودش که مى داند مثل خواننده اى که لب مى زند، نمى خواند... پریساقاسمى
-
یه وقتایی هم هست
پنجشنبه 25 فروردین 1401 01:36
-
بسلامتی خودم:)))
پنجشنبه 25 فروردین 1401 00:30
-
صبح نیامده ما را چه کسی بخیر گفت؟
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:55
صبح نیامده ما را چه کسی بخیر گفت؟ که این گونه چشمان خواب آلودِ واژه ها متورم شده اند از نوشتنِ شعرِ شبانه های بیداری در سکوتِ بوسه ی لب های استکانِ خُمار، انگار هرگز شراب نوشیده نشده میان رقص زُلف طلائیِ پریشان سایه ها بر تن لخت خورشید؛ از خود می پرسم: لباس سفیدم را کی بپوشم؟ تا طلوع کنی و بر من بتابی در این روزهای...
-
بیا أَوْفُوا بِالْعُقُود کنیم
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:54
بیا أَوْفُوا بِالْعُقُود کنیم من تسلیم کنم تو پرداخت عشقمان را گفتم شهریار مختاری
-
گفته بودم فراموشی زمان می خواهد
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:50
گفته بودم فراموشی زمان می خواهد اشتباه بود فراموشی زمان نمی خواهد فراموشی دل می خواست که آن هم پیش تو ماند اُزدمیر آصف
-
بهارزیبا
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:49
-
دستم به تو نمیرسد
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:46
دستم به تو نمیرسد حتی در شعرهایی که به دست خود می نویسم پس همچنان در ارتفاع دورترین استعاره ها بمان مبـــــاد که دست کسی به تو برسد کامران رسول زاده
-
+
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:45
-
یادِ تو،،،
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:44
یادِ تو،،، دردیست مچاله! در قفسهی سینهام- آغشته ی یک تنهاییی بی پایان! سعید فلاحی
-
می خواهم برای همیشه دوستت داشته باشم
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:43
می خواهم برای همیشه دوستت داشته باشم و دنیا را از چشم تو بببنم اگر هم روزی به پایان رسیدم نگران نباش رویاها ماندگارند سینه به سینه نقل می شوند مثل آن دیدار کوتاه شعرها را هم که نوشته ام رویاهای من هستند که با عشق به تو تقدیم می کنم بیاد داشته باش همه را به قاصدکها بسپار تا هر جا که رفتند خاطره عاشقانه ترین دیدارمان را...
-
اگر عشق تنها اگر عشق
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:42
اگر ع ش ق تنها اگر ع ش ق طعم خود را دوباره در من منتشر کند بی بهاری که تو باشی حتی لحظه ای ادامه نخواهم داد منی که تا دست هایم را به اندوه فروختم آه عشق من اکنون مرا با بوسه هایت ترک کن و با گیسوانت تمامی درها را ببند برای دستانت گلی و برای احساس عاشقانه ات گندمی خواهم چید تنها ، فراموشم مکن اگر شبی گریان از خواب...
-
بهار
چهارشنبه 24 فروردین 1401 01:40
-
از وقتی که دوست ام مرا ترک کرده است
سهشنبه 23 فروردین 1401 02:03
از وقتی که دوست ام مرا ترک کرده است کاری ندارم به جز راه رفتن راه می روم تا فراموش کنم راه می روم می گریزم دور می شوم دوست ام دیگر برنمی گردد اما من حالا دونده دوی استقامت شده ام شل سیلور استاین
-
دست دخیلم..
سهشنبه 23 فروردین 1401 02:02
-
تو که باشی همه چی هست
سهشنبه 23 فروردین 1401 02:02
تو که باشی همه چی هست آسمان در آسمان پر از زیبائیست رنگ همه دریاها چون نور نگاهت آبی در آبی است زندگانی پر و پیمان چون رودی خروشان جاریست ماه میاید هر شب همه جا مهتابی است هر روز من عاشق سبز در سبز بهاریست تو که باشی هماره در کنارم وای ......... چه رویائیست . سعید رضا علایی
-
می دانست تا تمامی قلبش را به گونهی گُل سرخی
سهشنبه 23 فروردین 1401 02:00
می دانست تا تمامی قلبش را به گونهی گُل سرخی بر سینه سنجاق نکرده است زیبا نمی شود اکنون با چمدانی در دست و گل سرخی بر سینه آوارهی جهان است و رؤیت آنهمه زیبایی را هنوز آینهای نیافته است عباس صفاری
-
من پیوسته از تو گریخته ام
سهشنبه 23 فروردین 1401 01:59
من پیوسته از تو گریخته ام و به اتاقم ، کتابهایم ، دوستان دیوانه ام و افکار مالیخولیائی ام پناه برده ام قبول دارم که کله شق بودم اما تو هم همواره فقط در پی اثبات سه چیز بودی : اول آنکه در این ارتباط بی تقصیری دوم آنکه من مقصرم و سوم ، با بزرگواری تمام حاضری مرا ببخشی فرانتس کافکا
-
+
سهشنبه 23 فروردین 1401 01:59
-
تو همچون جنگل سبزی
سهشنبه 23 فروردین 1401 01:58
تو همچون جنگل سبزی منم یک دشت خشکیده کویری گرم و بی احساس سکوتی گنگ و پیچیده تو یک رودی که میتازی به سوی باور دریا من اما، عمر میبازم کنار وسعت صحرا تو از خورشید میخوانی من از پاییز و از رفتن تو از یک زایش دیگر من از حجم قفس، رَستن تو بی تابی و لبریزی پُر از عشقی، پُر از رویا منم یک برگ خشکیده به زیر پای آدمها ساغر...
-
تا عشق تو هست
سهشنبه 23 فروردین 1401 01:57
-
بهانه ی ساده ایست
سهشنبه 23 فروردین 1401 01:57
بهانه ی ساده ایست برای خوشحال بودنِ هر صبح اگر کسی را دوست داشته باشی همین حسین_عربی
-
کمی چشمهایت را ببند
سهشنبه 23 فروردین 1401 01:56
کمی چشمهایت را ببند ستارهها را ذخیره کن شبهای بسیاری در راه است باید عصای دلم باشی ((سرونازبهبهانی))
-
حال خوب
سهشنبه 23 فروردین 1401 01:53