-
ما به این سردی و دوری
چهارشنبه 25 خرداد 1401 00:05
ما به این سردی و دوری عادت داریم تو فقط نبضِ دل وُ جان بهار باش نیلوفر_ثانی
-
به هرحال تا نره..
چهارشنبه 25 خرداد 1401 00:02
-
زخم دارم ...
چهارشنبه 25 خرداد 1401 00:00
زخم دارم ... بـی شمار از دوستانی ناشکیب ای رفیق مانده در دݪ نوشدارویت کجاست؟ سیمین_بهبهانی
-
عقربه ها
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:20
عقربه ها بر نمی گردند تو برگرد عقربه ها پیش می روند تو پیش من بمان (پرویز بیگی حبیب آبادی)
-
به یاد چشمهای قشنگِ گیرندهاش افتادم..
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:18
به یاد چشمهای قشنگِ گیرندهاش افتادم.. وقتی که به من نگاه میکرد، چیزی از او به من سرایت میکرد.. ژان_پل_سارتر
-
منم خدایی دارم..
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:17
-
همه ذرات وجودم
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:15
همه ذرات وجودم پُر از خواستنت همه امواج خیالم پُر از داشتنت چشمهایم را میبندم و در خیالی بیانتها همچون عشق تو غوطهور میشوم مهرداد درگاهی
-
انتظار برای بازگشتِ تو
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:12
انتظار برای بازگشتِ تو هرگز تلخ و غم انگیز نبود، در امتدادِ هر غروب، میدانستم این سکوتِ زهر آگین و این تنهاییِ نامهربان جاودانه نیست! تو میآمدی، به آغوش کسی باز میگشتی که رفتنت را باور نکرده بود تنها کسی که نگاهی داشت خودمانی و دلخوشی بی مرزی که صبورش میکرد و امیدوار... تنها کسی که منتظرت بود...!...
-
گربه ملوس
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:10
-
میخواهم راز بزرگی را برایتان فاش کنم ،
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:07
میخواهم راز بزرگی را برایتان فاش کنم ، در انتظار داوری روز قیامت نمانید این داوری همه روزه روی میدهد... آلبر کامو
-
+
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:05
-
چگونه میتوانم
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:03
چگونه میتوانم آن را که در قلبم لَمس کردم را فراموش کنم! نزار_قبانی
-
دل ما که شکست
سهشنبه 24 خرداد 1401 00:00
دل ما که شکست شعری بیرون می آید چون اشک یا چون نسیم دل ما که شکست جهان جام تازه ای برای خود می یابد (بیژن جلالی)
-
و مسیر خیس خورده از خاطرات
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:17
و مسیر خیس خورده از خاطرات اینجا دل ماند و یادت و سراسیمه گی عشق و دل اندودی داستان گونه... در تلاطم ایام رنگ به رنگ طرح به طرح و یک تشکر سبز اینکه بودی در مسیر جای همه،برای من... و ناقوس رفتنت صدا می زند تنهایی را و دوباره... من ،من شدم تنها و تنها و تنها در مسیر محسن هروی
-
دلمان را
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:12
-
نوازش شب گیسوانت
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:11
نوازش شب گیسوانت وخیره شدن به مهتاب چشمانت آرزوی ست شیرین که شبانه های مرا سحر میکند باور کن میشود در چشمانت حدیث عشق را خواند و از زلالی نگاهت پلی ساخت به سوی مهربانی ها.... امیرافشار
-
رویای گم شده ای
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:10
رویای گم شده ای در نقطه عطف جوانی ام کدام راه کدام بی راه ازجنس سکوت گلوی بریده ی قدم هایم رابردوش می کشد "مرا ببخش اگر پیدایت نکردم باقر اکبری
-
من ابر بودم
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:09
من ابر بودم برای باریدن تو از بی آبی دشتها می گفتی من خورشید بودم برای تابیدن تو از سیاهی شبها می گفتی ... من کنار تو بودم تو مرا نمی دیدی آرزو نوری
-
خلاصهی اخبارِ جهان
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:07
خلاصهی اخبارِ جهان هر چه که میخواهد، باشد! حالا که جهانِ من در تو خلاصه میشود! (نسترن وثوقی)
-
واژه ها از سکوت کاغذ
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:05
واژه ها از سکوت کاغذ می شکفند می نویسند فریاد ها و سکوت ها آنچه را که هرگز در ذهن نمی گنجد چگونه باید گفت چگونه باید نوشت از واژه ای به واژه ای دیگر در این میان تنها خاطره است تنها خاطره است و دیگر هیچ به یاد نمی آورم… سوفیا_جمالی_صوفی
-
خوشگلی
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:02
-
نشان گور من نعلی ست
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:01
نشان گور من نعلی ست که هر شب با ماه می آمیزد و هر صبح بر پای مادیانی می نشیند تا کلید گور مرا آن سوی رودها بیفکند (قاسم آهنین جان)
-
به دندان بکش مرا
دوشنبه 23 خرداد 1401 00:00
به دندان بکش مرا به وقت انار کاش آن طرف باغ خانه ی تو باشد باقر اکبری
-
انتظار
یکشنبه 22 خرداد 1401 00:20
-
تمام شعرهای مرا اگر تمام کنی
یکشنبه 22 خرداد 1401 00:17
تمام شعرهای مرا اگر تمام کنی باز هم انگشتانم گریه می کنند برای قلمِ در گلو مانده ای که از کلاغ های آسمان بارید بر تن دفتر شعر سپید موهای تو زیر آوار خاکستریِ این روزهای سیاه و دردناک؛ سلام بر خاطرات هرگز نیامده میان بغض دلتنگی جهانِ من کاش می شد سایه ی هیچ اشکی نیفتد بر گونه سرد پائیز پنجره های رنجور! مرتضی سنجری
-
دیگر نمی بینیم یکدیگر را
یکشنبه 22 خرداد 1401 00:15
دیگر نمی بینیم یکدیگر را غربت و تبعید جدایمان کرده. پیمان ها مرده اند، میعادگاه ها ویران تنها مرگ است مکان دیدار. (آدونیس)
-
زندگی شاد
یکشنبه 22 خرداد 1401 00:14
-
خورشید من..،
یکشنبه 22 خرداد 1401 00:12
خورشید من..، بمان و ببار زُلف طلائی اَت را بر تن شعرهای خاکستری اَم که بی تو تمام رنگین کمان های دفتر نقاشی هایم پُر از اندوه است؛ نمی دانم جعبه ی مداد رنگی کودکی اَم را کجای چشمانت جا گذاشته ام که رنگ های شاد جهان می رقصیدند برای غم دلتنگی آسمان نگاهت! مرتضی سنجری
-
حال خوب
یکشنبه 22 خرداد 1401 00:10
-
قشنگ ترین عشق
یکشنبه 22 خرداد 1401 00:07