-
هیچ نمیتوانم بگویم در وصف تو
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:17
هیچ نمیتوانم بگویم در وصف تو تو بگو من بنویسم نامه ای با موضوع خود می فرستم، در انتظار جواب ... رضا فریدونی
-
بهار
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:15
-
خوش آن روزگار
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:14
خوش آن روزگار که مردم چشمم میزبان تو بود! فرشته سنگیان
-
سهم من از زندگی
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:12
سهم من از زندگی نیمی از تو بود نیم دیگر را هر روز یک آینه زلال سر می کشید (کیوان مهرگان)
-
در عشق او
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:10
-
در ته کوچه ی تاریک
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:07
در ته کوچه ی تاریک چراغی ست تنها با کلاهی شکسته آویخته از سر در خانه ای که بر آستانش علف هرز روییده ست و سقفش سال هاست فرو ریخته بر در و پنجره های ویران مرا بگو که از کجا به دیدار عشق آمده ام. (رضا چایچی)
-
سرزمین من همینقالی ست زیر پایه های مبل
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:05
سرزمین من همینقالی ست زیر پایه های مبل که بوی گل هایش از پوست پاهای شما راه می رود تا دل تان آینه ی من این آلبوم مقوایی ست گشوده روی میز با گریه های مقوایی لبخند و چشم های مقوایی آسمان من گچ بری ها و سقف مسجدهاست می بینید؟ که من چگونه ام؟ مرا می بینید؟ که موسیقی من صدای شماست که از کوچه می گذرید؟ (بیژن نجدی)
-
راستی کردند و
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:02
-
رفتن آرزویی شد
چهارشنبه 18 خرداد 1401 00:00
رفتن آرزویی شد دست نیافتنی رویایی که پایش را به سنگ بستند ای کاش خورشید آن قدر مایل می شد تا سایه ام از مرز بگذرد. (رضا عابدین زاده)
-
به نام تو غزلی کرده ام سحر آغاز
سهشنبه 17 خرداد 1401 11:33
به نام تو غزلی کرده ام سحر آغاز تمام پنجره هایش گشوده، هر در ، باز به شوق بودن با تو ، تمام شعر و غزل به سبک ِرود خروشان ، روان کنم ابراز تو انعکاس طلوعی به قلب و باور و جان در آسمان خیالم، به وقت هر پرواز هر آیه از لب مستت که بشکفد به بهار گره گره بگشاید از اشک ِ مریم ، راز تو جاودانه ترین درس و داستان منی تمام کی...
-
زندگی گلی ست
سهشنبه 17 خرداد 1401 11:32
-
بیشتر از ماه
سهشنبه 17 خرداد 1401 11:11
بیشتر از ماه دوست دارمش چراغم را که به روشن و شیشه و خاموش تنش میتوانم دست بزنم بیشتر از چراغ اتاق شیفته ی کبریت خودم هستم با همین اندکش گرما و شعلهاش پر از بوی سوختن چوب و چقدر بسیارتر از کبریت عاشق روشنایی خاکستر سیگار تو هستم من که پشت دود چشم لخت تو را دارد در نگاه برهنه من. (بیژن نجدی)
-
دارم دلکی
سهشنبه 17 خرداد 1401 11:09
-
رویا یک واقعه ست
سهشنبه 17 خرداد 1401 11:01
رویا یک واقعه ست در جان آدمی نمی شود او را زندانی کرد تمی شود او را دار زد نمی شود به او گفت از جلو نظام رویا مختص آدمی ست مثل رنج مثل هجران مثل عشق مثل آزادی رویا با هر آدمی به دنیا میآید خدایی می کند و با مرگ هر آدمی آن رویا هم می میرد اما من خواهشی دارم از شما که مُهر و نشان آدمی دارید اجازه ندهید کسانی به رویاهای...
-
سپرده ام به خدا هر چه کرده ای با من
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:18
سپرده ام به خدا هر چه کرده ای با من خطاست دست کسی جز خدا سپردن تو ((حسین زحمتکش))
-
تنهایی"
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:16
تنهایی" نیمه دیگر من است وقتی تو در هیچ خاطره ای تکرار نمی شوی ... ((محمد شیرین زاده))
-
دوستت دارم را ننویس
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:15
دوستت دارم را ننویس روی یک شیشه ی خیس شده از مه سرد دوستت دارم را ننویس روی برگ برگ درخت دوستت دارم را ننویس روی هر دیواری که پر از نوشته تکراری ست دوستت دارم را فریاد نزن دوستت دارم راز یک مرد در شبی طوفانی ست دوستت دارم زمزمه ای طولانی ست بیژن سقائیان
-
چیزی را کم دارم
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:14
چیزی را کم دارم اینگونه آشفته حالم نمیدانم!؟ شاید امید باشد!؟ شاید فراموشی مطلق؟! و شاید عشق یا یک دوستت دارم؟! از همان هایی که مسیر زندگی آدمی را تغیر میدهد ولی کجاست...!؟ امیرافشار
-
بر هر انگشتم پرندهای مینشیند
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:12
بر هر انگشتم پرندهای مینشیند انتظار تو در من جوانهای بود که حالا درخت کهنسالی شده است... ((فرشته رضایی))
-
کنار پنجره خاطرات
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:09
کنار پنجره خاطرات نشسته ام ورق می زنم برگ برگ خاطرات عشقی را که در دفتر قلبم جا گذاشتی می ترسم از لحظه ای که این پنجره گشوده شود و برگی از خاطرات که بوى نفس های گمشده تو را بدهد روی فراموشی ها فروافتد و از پنجره ى آرزوها عشقى را ببینم که با احساسم غروب مى کند فاطمه دانشور
-
عزیز شعرهای من..،
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:07
عزیز شعرهای من..، مرا از جنس شعر شمرده بخوان در هجوم دلتنگی های باران بر تن پُر احساس پنجره های گریان که می نویسم عاشقانه هایم را برای چشمان سیاهت؛ و تو دوباره ورق بزن موهای سپیدم را با مژگان سیاهِ بلندت که جا مانده در سکوت نگاه غمگین واژه میان بغضِ خفته ی پلک هایت! مرتضی سنجری
-
انتظار
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:05
-
نگاهم را در لیوان آب می ریزم
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:02
نگاهم را در لیوان آب می ریزم تا تشنگی ام را احساس کنی منوچهر پورزرین
-
دلم را
سهشنبه 17 خرداد 1401 00:00
دلم را که در کوچه جا گذاشتم این بار نزدیک جدارهای پنجره فرستادم ولی صدایی که با چشم سنگ کوچه را آلوده می کند از کشف تن شیشه ام که ناتوان نیست (اعظم ملکپور (مهربانو)
-
با عشق تو لحظههای من زیبا شد
دوشنبه 16 خرداد 1401 00:20
با عشق تو لحظههای من زیبا شد تقدیر دلم همیشه پر معنا شد در ساحل آغوش تو آرام شدم وقتی که نگاهِ عاشقت دریا شد مهدی ملکی الف
-
به چشم برهم زدنی
دوشنبه 16 خرداد 1401 00:17
به چشم برهم زدنی رفت در دفترعشق مشق هرشب من نقاشی چشمان اوست صیدنظرلطفی
-
کمی آرامش
دوشنبه 16 خرداد 1401 00:15
-
معنایم کن ..
دوشنبه 16 خرداد 1401 00:12
معنایم کن ... که من واژه ای هستم پهناور و بی مرز که در هیچ فرهنگ لغتی مرا نخواهی یافت حل کن مرا که معمائی هستم مبهم و مجمل لاینحل و پیچیده که تنها تو مرا درک کرده ای تنها تو مرا فهمیده ای ... معنایم کن تا خاکسترم بوی گل های اطلسی را بدهد و خاک قبرم بعد از رخت بربستن از این دیار عطرآگین شود به یادبود ابدی نجوای عاشقانه...
-
حال مرا دید و کمی آهستهتر رفت
دوشنبه 16 خرداد 1401 00:10
حال مرا دید و کمی آهستهتر رفت با من مدارا کردنش را دوست دارم.. هاتف_مهدی_قنبری
-
آدم ها
دوشنبه 16 خرداد 1401 00:07