-
تکه کاغذهای منقضی اَم را
جمعه 13 خرداد 1401 00:07
تکه کاغذهای منقضی اَم را میان رقص زُلف پریشانت در باد رها کردم شاید واژه های بی دهان حرفی بزنند از قدمِ بلور ماه که هر شب تشنه ی نوازش دستان ستاره ها بوده اند، هر چند سکوت دلگیرشان به گوش هیچ آسمانی نرسید؛ مبادا بوی بغض ترکیده ی بهار در شعر گلوهایشان جا مانده باشد! مرتضی سنجری
-
اگر
جمعه 13 خرداد 1401 00:04
-
ای عشق! قلبم در نبودت دائما میسوخت
جمعه 13 خرداد 1401 00:02
تقدیر عشقت چشمهایم را حزین میخواست چون حلقهی دلدادگی را بی نگین میخواست با یاد چشمت غرق حسرت میشدم دائم چشمان زیبایت مرا غمگینترین میخواست ای عشق! قلبم در نبودت دائما میسوخت آخر چرا عشقت دلم را اینچنین میخواست دیوانه بودم بی تو در شبهای تنهایی دنیا مرا با درد دلتنگی عجین میخواست ای کاش تقدیری که این...
-
بودی و روزها همه روز تو بود
جمعه 13 خرداد 1401 00:00
بودی و روزها همه روز تو بود نیستی و شبهایم همه مال توست کاسه های صبرم همه لبریز سینه ام زحس بودن خالیست نه امیدی نه فروغی نه شعری نه رمانی نه دستی زسر یاری نه حتی یک فنجان چایی بردی همه را جهانم خالیست جای تو همیشه اینجا خالیست... رسول طاوس پر
-
باد اگر بوی تو را با خود نیاورد
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:15
باد اگر بوی تو را با خود نیاورد از این وزیدن های بیحاصل چه سودی میبرد؟ وحید عیسوی
-
هر عاشقانه ای که
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:14
هر عاشقانه ای که برایت می نویسم واژه هایش را به دیوار روزگارم می آویزم تا چشم های هر روزِ من شوند واژه هائی که مرا انتخاب می کنند آنگونه که اشک های عشق چشم هایش را ! پرویز صادقی
-
حال خوب
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:11
-
سالهاست هر وقت شماره ات را می گیرم
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:09
سالهاست هر وقت شماره ات را می گیرم با ترافیک بوق اشغال تو در نصف النهار بهار خاطره! با ذهنم درگیرم کسی پشت خط نیست نه ایراد از گراهام بل است نه آقای واتسون از آب مروارید چشمهای تقدیر است که بهار دوستی را به زمستان فاصله داد آه! چه آزمون کوچکی بود رؤیای بزرگ دوست داشتن تو -بانو- طاهر جمشیدزاده
-
کمی حال خوب
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:08
-
از دور نگاهت می کنم
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:07
از دور نگاهت می کنم از دور می بوسمت از دور نگرانت هستم از دور دلم را به پایت قربانی می کنم از دور فراموشت نمی کنم علی ربیعی
-
کش مو باز شد و سلسله انداخته ای/
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:05
کش مو باز شد و سلسله انداخته ای/ به گسل های دلم زلزله انداخته ای/ زیر آوار پریشان تو مدفون شده ام/ به خرابیم ولی هلهله انداخته ای/ بین انبوهی این زلف پریشان چه کنم/ باز بین من و خود فاصله انداخته ای/ کار برداری آوار شروع چون بشود/ میشود دید ز من شاکله انداخته ای/ جز خسارت که به معماری شهرم زده ای/ دل آرام مرا ولوله...
-
انتظار
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:04
-
مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:02
مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده هر که در عشق رکب خورده کنار افتاده فصل تا فصل خدا بى تو هوا یک نفره است از سرم میل به پاییز و بهار افتاده هر دو سرخیم ولى فاصله ما از هم پرده هایى است که در قلب انار افتاده پیش هم بودن و هم جنس نبودن درد است آه از آن سیب که در پاى چنار افتاده حس من بى تو به خود نفرت دانشجویى ست از همان...
-
چون ماه تو را در آسمان می بینم
پنجشنبه 12 خرداد 1401 00:00
چون ماه تو را در آسمان می بینم ای عشق تو در خواب خوش و سنگینم تو میوه ی پر بار درختی یک شب از شاخه ی آرزو تو را می چینم نیلوفر_سلیمانی
-
زائرم ،دل خسته وتنها به دادم می رسی؟
چهارشنبه 11 خرداد 1401 11:14
زائرم ،دل خسته وتنها به دادم می رسی؟ مانده ام بین دو راهی ها به دادم می رسی؟ ازهمه پرسیده ام من نشانت را ولی راه را گم کرده ام ،آیا به دادم می رسی؟ هشتمین دردانه ی زهرا امام مهربان خسته ام ،از جدال عقل واحساسم به دادم می رسی؟ من دخیل التماسم را به سویت بسته ام جان زهرا مادرت کی ،تو به دادم می رسی؟ ای پناه بی...
-
عیدتون مبارک
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:48
-
چشمان تو ،
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:15
چشمان تو ، خاطرات باران خوردهی فصل های زخمی سرنوشتم را با تلنگری غضب ، به طوفانی می رساندکه درآن ،تنها قلب مدفون شدهی گورستان لحظه هایم، احیا می کند هزار ثانیه ی بی تو بودن را ! و درمن دوباره می شکند،بال وپری را کز عرش تو به ارمغان بُردم بر فرش دل، طوفان چشمان سیاه تو ،چراغ روشن فرداهایم را می رُبود! تا فرداهایم ،...
-
خدایاپناه مون باش
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:14
-
باد تنهاست
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:11
باد تنهاست و هر چه را بیشتر می خواهد بیشتر از خود دور می کند. مهدی اشرفی
-
انتظار
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:10
-
آن لحظه که دستان تو را حس کردم
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:08
آن لحظه که دستان تو را حس کردم قطره های باران، در دشت های گونه ام غلتیدند در زمان آن ورتر که نگاهت به آنها افتاد، گل های دلم روییدند رنگ سرخ آنها، گونه ام را تر کرد تو که لبخند زدی، همگی خشکیدند که توانَد تحمل بکند،صورت ماهت را نور چشمانت را ذوق حرف هایت را این همه زیبایی! رسم گل های جهان نیست که قصد تو کنند... نجوا...
-
صدای توست که قلم بی موقع می نواخت
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:07
صدای توست که قلم بی موقع می نواخت بر روی کاغذهای مچاله شده، انگار در این زمانه ی سکوت کسی نمی شنود صدای جیغ جوهرها را که آرام فرمان جنگ صادر می کنند میان رقص ناقوس های زنگ زده؛ و چقدر دلخوش اَند دانش آموزان بازیگوش سر زنگِ تفریح که اینگونه تمام دنیا گُم می شود لا به لای خنده ی دفتر مشق های خیسِ شب! مرتضی سنجری
-
یاضامن آهو
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:06
-
کاش در قلمرو
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:03
کاش در قلمرو عشق عقل هم گاهی قدم می زد و در دفتر دل قلم می زد و سرنوشت را رقم می زد و به جان زخمی مرهم می زد و بی پیرایه از راز هستی دم می زد و پشت پا به هرچه عدم می زد و... پرشنگ بابایی
-
چه فایده از دوستداشتنم؛
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:01
چه فایده از دوستداشتنم؛ وقتی مرا نمیفهمی، دلتنگم میشوی ولی به دنبالم نمیگردی، که من قسمتی از توام، اما مهمترینِ تو نه. نزار قبانی
-
چه حالتی ست در دریا
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:00
چه حالتی ست در دریا که هیچ چیز را جدی نمی گیرد نه مرغانی را که بر فراز موج هایش بال می گشایند نه خسته ای را که بر شن ماسه هایش خفته است. تو را سنگ یادبود خود خواهیم کرد ای ریشخند کهنسال ولی حالا با من بگو مرغان را ماهی مرا اما در موج هایت رازی هست؟ مجید نفیسی
-
وقتی که با تو به رقص برمی خیزم
سهشنبه 10 خرداد 1401 10:45
وقتی که با تو به رقص برمی خیزم پاهایم سنبله های گندم می شوند و گیسوانم طولانی ترین رودخانه ی جهان سعاد الصباح
-
مسیر پاخورده را
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:18
مسیر پاخورده را دوباره در پوست خاکی ات شروع می کنم ببین! در دهانت چگونه شعر نصفه نیمه ام آب میشود؟ مرا به اردوی لهجه های از یاد رفته ی عشق ببر که در وقت اضافه هم می توان تو را به شکفتن گلی بر گونه هایم آغاز کرد مستانه دادگر
-
حال زندگیت وقتی خوب میشه که
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:15
-
نگیر ازمن نگاهت را
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:14
نگیر ازمن نگاهت را هزاربار خوانده ام شعر چشمانت را صیدنظرلطفی