-
در دیده ی من چشمها ی سیاهت
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:12
در دیده ی من چشمها ی سیاهت به باغ بهاری میماند که از هر نگاهت خواستم گلی بچینم دیدم گوشه ی چشمانت غم پنهانست رقیه مرادی
-
گربه ملوس
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:10
-
کاش من تنها ز تنها می شدم
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:08
کاش من تنها ز تنها می شدم کاش تنها ، با تو تنها می شدم کاش تنها می شدم از هر چه هست کاش تنها با تو معنا می شدم مصطفی مروج همدانی
-
موجم و می شویم گناهت را
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:06
موجم و می شویم گناهت را بر ساحل دریا صدایت را وقتی که می رقصی آن رد پایت را... پیروز پورهادی
-
انتظار
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:05
-
با تو قدم خواهم زد
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:03
با تو قدم خواهم زد میان گندم زار ها آن هنگام که عطر تن تو و بوی گندم ترکیب خواهد شد من تو را خواهم بوسید ، تو را در آغوش خواهم گرفت و طلوع را در نگاه تو خواهم نگریست . دستانت را خواهم گرفت و گرمای آن را در قلبم احساس خواهم کرد و تاثیر چشمانت را درعمق وجودم پیدا خواهم کرد . . . متین گروسی
-
نفسم عطر خوش موی تو را می خواهد
سهشنبه 10 خرداد 1401 00:00
نفسم عطر خوش موی تو را می خواهد باد آن پیچش گیسوی تو را می خواهد کشتی خسته و بی لنگر دریای جنون ساحل امن شب کوی تو را می خواهد کاش می شد که فقط از تو بگویم جانا قلمم رخصت ابروی تو را می خواهد مگذارید تهی دست ازین باغ روم تاج بختم گل شب بوی تو را می خواهد لشکر فتنه ی دوران منشیند از پای فتح این قائله بازوی تو را می...
-
گاهی فکر می کنم
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:12
گاهی فکر می کنم از بس بی تو با تو زندگی کرده ام از بس تو را تنها در خیالم در بر گرفته ام و گیس هایت را در هم بافته ام از بس فقط و فقط در رویا چشمهایت را نوشیده ام و مست شهر تنت را دوره کرده ام که دیگر حتی اگر خودت با پای خودت هم برگردی نمی توانم تو را با خیالت جایگزین کنم بر نگرد من در حضور غیبتت از تو بتی ساخته ام که...
-
آسمان که ترد شد
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:11
آسمان که ترد شد به کوچه زدم سایهوشی میآمد آمد از کنارم از چهرهام که گذشت یک آشنای قدیمی بود بهار کلاه از سر برداشتم به سلام رفته بود پرسیدم کجا شد این بهار چابک مهمانک همراه ابرها کمی آنطرفتر گفتم به بویش سلام ما برسد و فردا الطلوع سلام بهار را خانه به خانه در زدند محمدرضا_اصلانی
-
:))))))))
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:09
-
به من چه دادید ، ای واژه های ساده فریب
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:08
به من چه دادید ، ای واژه های ساده فریب و ای ریاضت اندامها و خواهش ها ؟ اگر گلی به گیسوی خود میزدم از این تقلب ، از این تاج کاغذین که بر فراز سرم بو گرفته است ، فریبنده تر نبود ؟... فروغ_فرخزاد
-
رفتیم دعاگفته ودشنام شنیده
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:07
-
ضریح چشم های تو
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:05
ضریح چشم های تو نینوای دلِ من است. از عطش ات جان به لبم ، آبی بده یا بمیران. سعید فلاحی
-
فقط یک شب
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:04
فقط یک شب میهمان خانه ی ما بودی مدت ها ست که رختخواب ها دل سپرده اند به حکایت های بالشی که آن شب زیر سر گذاشتی هوشنگ_رئوف
-
سرم میوه ی کدام ستاره ی غمگین ؟
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:03
سرم میوه ی کدام ستاره ی غمگین ؟ پایم که رطوبت غریب ترین مردگان آی سرم میوه ی کدام ستاره ی غمگین؟ در هوایی از زخم و درنگ به تو می رسم و می ایستم مثله مثله هایم را باز می ستانم از کف سه غول فراموش ز هم می خواهم در آینگی ناگاه باد یکدم جنون سر به سر شده ی دستهایم را ببینم همیشه با خود می گویم کی خواهی آمد که دستم مچاله ی...
-
تمام تنت
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:02
تمام تنت باغ شکوفه های سیب است سهمم برسان. سعید فلاحی
-
پنجرهها را باز بگذار
دوشنبه 9 خرداد 1401 00:00
-
دل آدمها خیلی ساده گرم میشود
یکشنبه 8 خرداد 1401 10:56
دل آدمها خیلی ساده گرم میشود به یک سلام با لبخند به یک دلخوشی کوچک به یک احوالپرسی ساده به یک تکان دادن سر، یعنی تو را میفهمم به یک گوش دادن خالی، بدون داوری و نظر دادن به یک همراه شدن کوچک به یک پرسش : روزگارت چگونه است؟ به یک دلداری کوتاه به یک دعوت... به یک دست نوازش به صرف یک لیوان چای به یک وقت گذاشتن برای تو...
-
به وقت آرامش
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:51
-
تو میایی و برایم
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:49
تو میایی و برایم دست تکان می دهی از دور دست ها تنها یک نقطه فاصله هست میان نرسیدن و ترسیدن، ترس از رفتنت می پیچید همچون کلاف سردرگمی که اندوهِ نبودنت کلاهی می شود در سرم و رقص دستانت رج به رج زمستان را به فکر کوچ پرندگان مهاجری ست در حسِ تلخ بافته شده برای غم شالگردنی آدم برفی های محزون! مرتضی سنجری
-
چند روزی میهمانِ سبزه زارانیم و بس
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:18
چند روزی میهمانِ سبزه زارانیم و بس از شمیمِ گلعذاران بی قرارانیم و بس آتشی هستیم و آبی اندکی با بادها در می آمیزیم و آخر خاکسارانیم و بس چشم در چشمِ فلک داریم تا دم می کشیم دمبدم جان می کنیم و زنده دارانیم و بس اسبِ بی افسارِ دل را در بیابانی وسیع می دوانیم و عبث گم در غبارانیم و بس ذره ذره می کِشد جان خویش را تا...
-
و شب نبودنت را به رخم کشید
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:14
و شب نبودنت را به رخم کشید آواره در خود می گشتم به یادت اشکی جاری شد و قلم رقص زلفانت را یادم آورد پریشان از خود جای خالی ات را مرکب پر کرد قافیه که هیچ زندگی را در نبودت باختم بیا و نظمی قسمت کن زندگی را... ابوالفضل بافنده پور سردرود
-
زمزمه کن،
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:12
زمزمه کن، بیدارکن عدالت درخواب رفته را. زمزمه کن، میخواهم بچرخم برمدار عاشقانه هایت. بگو، حرف بزن، هنوززخمهایت التیام نیافته؟ ونگاه های سنگین بالای سرت؟ . حرف بزن وطن اززخمهای سر بازکرده ات، وجوانانی که باکفنهای خونین، درگورهای دسته جمعی خوابیده اند. دیگر نمیتوان سخن نگفت. هرروز شبیه بیروت انفجارمیگیرم و دودمیشوم،...
-
باغبان عمرطولانی دارد
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:10
-
نفرین برهر آنچه که روح آدمی را
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:09
نفرین برهر آنچه که روح آدمی را با جذبه و جادو به سوی خویش می کشد و او را در این ماتم کده با نیروهای اغوا و فریب در بند می کشد فراتر از همه نفرین بر اندیشه های والا که جان خویشتن را با آن ها اسیر می سازد نفرین بر فریبندگی خیالات که باری اند بر دوش خرد نفرین بر هر آنچه در رویاها بر ما وارد می شوند به هیات فریب کار شهرت...
-
هیچ وقت نمی توانم
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:07
هیچ وقت نمی توانم در برابر حمله ی بی رحمانه ی شعر، مقاومت کنم شبانه هجوم می آورند، و خواب را از خانه ی چشمانم به غارت می برند... نرجس فاطمی
-
بی خیالی ها
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:05
-
کافر عشقم مسلمانی مرا در کار نیست
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:04
کافر عشقم مسلمانی مرا در کار نیست هر رگ من تار گشته حاجت زنار نیست از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست ناخدا در کشتی ما گر نباشد گو مباش ما خدا داریم ما را ناخدا در کار نیست خلق می گوید که خسرو بت پرستی می کند آری آری می کنم با خلق ما را کار نیست امیر خسرو دهلوی
-
شاد باش.
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:02
شاد باش. هنگامی که احساس شادی می کنی، در واقع نیروی شادی را به جهان هستی عرضه می کنی و در نتیجه تجربه های شاد، موقعیت های شاد و افراد شاد بر سر راهت قرار می گیرند. هر احساسی که امروز به خود و زندگی داشته باشی فردا نیز همان را دریافت خواهی کرد؛ این یک قانون است... زندگی را رنگ بزن "رنگ شادی" نگذار او...
-
حس خوب
یکشنبه 8 خرداد 1401 00:00