-
ماه شده ای و
جمعه 3 تیر 1401 00:05
ماه شده ای و تابان بر چهره ی همه ی عاشقان لبخندی بزن تا تمام زیبایی ها چشم بگشاید سخنی بگو تا تمام کشتی های غرق شده به ساحل بیایند بر پنجره ام بتاب تا شاعر بمانم. (پوران کاوه) از مجموعه هوا طعم قهوه می دهد
-
برداشت شما..
جمعه 3 تیر 1401 00:02
-
ماندم تا برایت
جمعه 3 تیر 1401 00:00
ماندم تا برایت عمارت، باغ، خیابان باشم به خاطرت زاگرس، خزر، کویر لوت باشم پروانه ای سفید که می گیرد از حضورت رنگ های دلاویز گیاهی خانگی در اشتیاق رویت شکوفان، رویان، زنده ماندم تا آن چه دلت آرزو کند همان باشم. جواد_مجابی
-
من از ابتلای باران
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:17
من از ابتلای باران بیمناکم که آرزوی تو را خوشه خوشه میرویاند از دلم نیلوفر_ثانی
-
آرامش
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:15
-
بیا ذوب کن
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:14
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را…! سهراب_سپهری
-
حاجت به خونبها نبود چون تو میکشی
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:12
حاجت به خونبها نبود چون تو میکشی مقتول خنجر تو شدن خونبهای ماست ما را به دست خویش بکش کان نوازشست دشنام اگر ز لفظ تو باشد دعای ماست خواجوی_کرمانی
-
حال مرا دید و کمی آهستهتر رفت
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:11
-
برف نشسته روی حباب چراغ
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:09
برف نشسته روی حباب چراغ کلاغ روی نیمکت سنگی درختان انگار نیستند رفته اند از پارک جلوی خانه ی من به زمستانی بی انتها (شهاب مقربین) از مجموعه کنار جاده ی بنفش کودکی ام را دیدم
-
درون چشمانت خواهم آرمید
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:07
درون چشمانت خواهم آرمید چون میهنی که نزدیک و دور دوستش میداشتهایم محمد_مختاری
-
شهر از صدا پُر است...!
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:05
شهر از صدا پُر است...! ولی از سخن تهی...!! نادرنادرپور
-
مرا محتاجِ رحم این و آن کردی
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:02
مرا محتاجِ رحم این و آن کردی ملالی نیست! تو هم محتاج خواهی شد جهان دارِ مکافات است! فاضل_نظری
-
اگر
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:00
-
من از ازدحام شعر
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:17
من از ازدحام شعر زاده شده ام شبیه احساس مثل اشتیاق تو مرا بخوان برایم کف بزن تا دوباره زاده شوم. (شیوا فرازمند)
-
+
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:15
-
اینجا باد می وزد
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:14
اینجا باد می وزد اینجا باران می آید خورشید را به گردنت بیاویز! ای آن که از آسمان ها می آیی! (اوکتای رفعت)
-
بی آنکه تو را بیابم
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:12
بی آنکه تو را بیابم گم شدم کسی فانوس به راهم نیاویخته بود. مرا که بجویی باران ها را نشانت می دهند و پیر می شوند رهگذران. (رسول یونان)
-
انسان
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:10
-
خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:09
خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست درخت قد صنوبر خرام انسان را مدام رونق نوباوهٔ جوانی نیست گلیست خرم و خندان و تازه و خوشبوی ولیک امید ثباتش چنان که دانی نیست دوام پرورش اندر کنار مادر دهر طمع مکن که در او بوی مهربانی نیست مباش غره و غافل چو میش سر در پیش که در طبیعت این گرگ گلهبانی...
-
همزمان با تو، از کیلومترها دورتر به ماه نگریستم
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:07
همزمان با تو، از کیلومترها دورتر به ماه نگریستم ماه آینهای بود که نگاهِ تو را برایم منعکس میکرد ابرها میرقصیدند نسیم لمسِ سرِ انگشتهایت را به صورتم میرساند، و من عاشقِ شب شده بودم اهمیتی نداشت که شب تا کجا مرا غرق خود کرده است، من میدانستم که تو را دارم و اینکه دوستت داشتم شاداب نگاهم میداشت... فاطمه زهرا حمزه...
-
به خانهام قدم اگر نگذاری
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:05
به خانهام قدم اگر نگذاری گُل های قالی پرپر میشوند (حسین سروش)
-
بنی آدم
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:03
-
در شمارم اگر نیاوری
چهارشنبه 1 تیر 1401 00:00
در شمارم اگر نیاوری بیشمار گریه خواهم کرد راستی مساحت عشق تو چند آستین تر است (حسین سروش)
-
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻌﻀﯽﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ میبخشی !
سهشنبه 31 خرداد 1401 00:17
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻌﻀﯽﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ میبخشی ! ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ، ﺑﺎﺯﻡ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺑﺎﺷﻦ ...! میلان_کوندرا
-
تقریبآ همهی مردم
سهشنبه 31 خرداد 1401 00:15
تقریبآ همهی مردم بخشی از عمرشان را در تلاش برای نشان دادنِ ویژگیهایی که ندارند، تلف میکنند ...! ساموئل_جانسون
-
"عزیزِ لحظه های من"
سهشنبه 31 خرداد 1401 00:14
"عزیزِ لحظه های من" دلم شانه های امن تو را میخواهد چه کنم دل است و کارش عاشقی "عشق " کاری کرده به هر بهانه ای هوای "تو" را کند. مژگان_بوربور
-
دنیا
سهشنبه 31 خرداد 1401 00:12
-
دنیا همه را در هم میشکند !
سهشنبه 31 خرداد 1401 00:11
دنیا همه را در هم میشکند ! ولی پس از آن خیلیها ، جای شکستگیشان قویتر میشود ... ارنست_همینگوی
-
دستم را بگیر...
سهشنبه 31 خرداد 1401 00:09
دستم را بگیر... همین دست، برایت ترانههای عاشقانه نوشته... همین دست، سوخته در حسرتِ لمس دستهای تو... همین دست، پاک کرده اشکهایی را... این دست، پینه بسته از نوشتن مداومِ نامت... دستم را بگیر و از خیابانِ زندگی بگذران مرا... یغماگلرویی
-
لحظهها را دریاب ...
سهشنبه 31 خرداد 1401 00:07
لحظهها را دریاب ... زندگی در فردا نه ، همین امروز است ! راه ها منتظرند تا تو هرجا که بخواهی برسی ! لحظهها را دریاب ، پای در راه گذار ... رازِ هستی این است ... سهراب_سپهری