-
و باز هم شب
پنجشنبه 9 تیر 1401 00:00
و باز هم شب و تکرار دوباره ی من و خاطرات و دلتنگی رها شده در آغوش باد مست و بی هدف کاش چشمهایت صبح یکی از همین روزها جای خورشید طلوع میکرد و شب تا همیشه از دنیای من میگریخت من میماندم و تو و یک دنیا نور و عشق و خوشبختی... ساغر روحانی فر
-
زخمی کهنه ام سایه رنجی پایان یافته،
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:36
زخمی کهنه ام سایه رنجی پایان یافته، دوستت دارم و به لمس سرانگشتانت بر سایه این زخم دلخوشم شمس_لنگرودى
-
آخر کجای قناعت
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:31
آخر کجای قناعت انسان را غنی میکند؟ من به دوستت دارم قانعم اما سال هاست در فقر تو به سر میبرم ' .. بیـــژن_ســـام
-
یکم زندگی
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:29
-
گریه را اگر
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:20
گریه را اگر قالب شعری می دانستند من تا کنون دیوان های زیادی سروده بودم! مینا_آقازاده
-
اگر تمام سیاهی هایت را
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:19
اگر تمام سیاهی هایت را بر عریانیِ درخشان ستاره ها چادر کنی ماه آنقدر ماتیک قرمز می زند تا سیاه در خانه ی خدا هم پاره شود و از مکعبی تاریک منشور نور دو برلیان بر آرَد از دوحفره ی سیاه که چشم های توست مهری_رحمانی
-
ارزش
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:11
-
آرام بگیر کرم ابریشم
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:09
آرام بگیر کرم ابریشم آنسوی پیله ات پروانه ها خسته اند از پریدن... (زهرا جهدی)
-
اگر ترانه تمام شود
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:07
اگر ترانه تمام شود و شعر با هشتک نام شاعر هنر هفتم، به نون درشت پایان و کتاب به آخرین نقطه ى زندگى حروف ولى باز تو در من زنده اى به همان فروزندگى خورشید و درخشندگى ماه وطراوت واژه هایى که، راز تولدشان را گلبرگهاى غنچه ى گل سرخ مى داند و صندوقچه امانت سینه ام. مجیدفربد
-
کمی حال خوب
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:05
-
در عکس چشمان تو
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:02
در عکس چشمان تو خواب های من پیداست در شبیه پوست من شب ها چیزی شبیه ِ خواب های تو می چرخد هر شب به خواب هایم بیا تا عکس مان هی به هم شبیه تر شود. (گراناز موسوی)
-
مرا به رد شعرم دنبال کن
چهارشنبه 8 تیر 1401 00:00
مرا به رد شعرم دنبال کن من رد پا ندارم رد درد را بگیر و به من برس (علیرضا روشن)
-
درخت تنهایی را می داند
سهشنبه 7 تیر 1401 00:34
درخت تنهایی را می داند و صداها را به نام می خواند جنگل جامعه ای اسیر است و درخت حافظه ای مغشوش حافظه ای اسیر در جامعه ای مغشوش چه کند گر زنجیرش را نستاید گر خاک را نشناسد. یدالله_رویایی
-
کمی شب
سهشنبه 7 تیر 1401 00:31
-
در خستهخانهی لرزانِ سرمهایام
سهشنبه 7 تیر 1401 00:26
در خستهخانهی لرزانِ سرمهایام راه میروی، برگی که خشکیدهتن از ادراکِ روز میافتد. «جانبهبهارآغشته» بر دیوارِ خیال نمزدن! که براهینِ بارش و بیم را دفن کردهاند؛ بوی سپید میتراود از تو که شب سرخ میشود. بنشین کنارِ اساطیرِ استعارهی بییاد، در لبخندِ اقاقیا قایم شو، مثلِ قایقِ تنها میانِ حضورِ حوض. در...
-
تحمل ندارد
سهشنبه 7 تیر 1401 00:25
تحمل ندارد یک قطره اشک تو را بسکه کوره ی دلم داغ دارد جگر سوز . . . . . . مریم_سلیمانی_صالح
-
تو زیبایی مثال گندمزاری
سهشنبه 7 تیر 1401 00:24
-
کبریت زدم
سهشنبه 7 تیر 1401 00:22
کبریت زدم تو برای این روشنایی محدود گریستی سراپا در باد ایستادم من فقط یک نفرم اما اکنون هزاران پرنده را در باد به یغما میبرند از مهتاب که به خانه بازگردم آهنها زنگ خوردهاند شاعران نشانه ی باد را گم کردهاند زنبوران،عسل را فراموش کردهاند افق بی روشنایی در دستان تو نازنین جان میبازند من گل سرخ بودم که سراسر مهتاب...
-
در حال حاضر این حرف آخر من است
سهشنبه 7 تیر 1401 00:07
در حال حاضر این حرف آخر من است دیگر از کتابت و واژگان فخیم فاصله گرفته ام خسته ام کرده اند این بزرگان چراغ و حماسه می روند جایی دور که از نزدیک ما سخن بگویند! آخر این همه خالی این همه دهان گشوده تا انتهای جهان دست ها، دهان ها، نام و تاول و دشمنام بستر و بوی نفت، خیابان قدیمی جمشید کبوتران سربریده و کنفرانس اصلا همین...
-
گاه با خود می اندیشم
سهشنبه 7 تیر 1401 00:05
گاه با خود می اندیشم شاید زندگی جویبار کوچکی باشد که یک روزِ نه چندان دور به بیکران دریا میرساندم و من تمام دلواپسی ام این است که در آن حجم بی نهایت تو را چگونه پیدا کنم؟ ساغر روحانی فر
-
حال خوب
سهشنبه 7 تیر 1401 00:02
-
مرا دوست بدار!
سهشنبه 7 تیر 1401 00:00
مرا دوست بدار! به سان گذر از یک سمت خیابان به سمتی دیگر؛ اول به من نگاه کن بعد به من نگاه کن بعد باز هم مرا نگاه کن...! (جمال ثریا)
-
سبز میشود
دوشنبه 6 تیر 1401 00:30
سبز میشود با دستان تو کشتی عشق عبدالعظیم_خویی
-
با هر بوسه زنجیری در من می گسلد
دوشنبه 6 تیر 1401 00:29
با هر بوسه زنجیری در من می گسلد بوسه های پیوسته زنجیرهای گسسته من از رطوبت و آهن، حرف نمی زنم از تو می گویم که دیوانگی ام را به لب ها می دهی آسیه_حیدری
-
من هر روز موسیقی صبح را مینواختم
دوشنبه 6 تیر 1401 00:29
من هر روز موسیقی صبح را مینواختم با سرانگشتانم زخمه میزدم بر خیال تو و امیدم تن کوچه را رنگ میبخشید اگرچه سخت و ناممکن نگاه تو معنای امید و شوق تو، شوق کودکانه پریدن از یک بلندی کوتاه بود کاش تا همیشه شهر از نفسهای ما پر میشد مروارید باقری
-
نیلوفر دریا را میبینی؟
دوشنبه 6 تیر 1401 00:27
نیلوفر دریا را میبینی؟ عظمتی که در پس پرده فراموش شده است ای دریا به قایق هایی که بر گونه هایت ساحل را نمیبینند غره مشو برای خالی کردن دلت از مروارید ها آمده اند برای دزدیدن آمده اند برای رفتن آمده اند ای دریا چرا برایت قصیده ها سرودند؟ کسی که کشتی ها را میشکند نباید برایش از حافظ خواند مرا بنگر در بستری آرام خوابیده...
-
کمی قبل از خوشبختی
دوشنبه 6 تیر 1401 00:25
-
ماه طعمِ قشنگی دارد
دوشنبه 6 تیر 1401 00:24
ماه طعمِ قشنگی دارد شور می بارد به تاریکی ها.. نیلوفر_ثانی
-
ای جانِ جهان،
دوشنبه 6 تیر 1401 00:23
ای جانِ جهان، جهان°، جهان جاری شو بر دف بزن و میانِ جان جاری شو تبریز ترین خیالِ شمسی در من با " تن،تِ تِ تن تِ ....." بر زبان جاری شو علی سهامی
-
کودکی
دوشنبه 6 تیر 1401 00:21