-
تو زیبایی
جمعه 7 مرداد 1401 00:33
-
بازیگر هر نقش و نگارم شده ای
جمعه 7 مرداد 1401 00:31
بازیگر هر نقش و نگارم شده ای آوای خوش تار و سه تارم شده ای دیروز غریبه ای که از راه رسید امروز همه دار و ندارم شده ای نسرین_سادات_غضنفری
-
به تو پیوند می زنم
جمعه 7 مرداد 1401 00:30
به تو پیوند می زنم صبح را، آفتاب را و نسیم را دستانت آشیانه ی پرندگان هر چه آب می نوشند از لبانت من تشنه تر می شوم منوچهر پورزرین
-
من جان کندم تا گفتم
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:13
من جان کندم تا گفتم اوجان داد تا شنید این جمله چه جانی دار د لیلادهقان
-
هر چه می خواهی خطابم کن به عشق
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:13
هر چه می خواهی خطابم کن به عشق نی عتابم نی جوابم کن به عشق تاک قلبم در موستان سرخوش است پس خرابم کن شرابم کن به عشق علیرضا زرین
-
ای شعر
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:11
ای شعر من تو را گاهی در جلد کهنه شناسنامه های مردمانی جستجو می کنم که رنج و غم نان نگذاشت ورنه آنها شاعران بزرگی بودند آنانی که شعر را زندگی کرده اند گاهی حقیقت هم زیر فشار رسوب زمانه سنگ می شود مصطفی ملکی اَلَموتی
-
از خون شهیدان وطن لاله دمیده
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:10
-
تو با منی
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:08
تو با منی و من در جستجوی تو من بی تو و تو در هر لحظه بامنی کی و کجا خالی از تو شدم که همه جهانم بی تو شد علی حقیقی فرد
-
حال خوب
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:07
-
در این حوالی.. ساقه های امید
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:06
در این حوالی.. ساقه های امید خشکیده است ع ش ق باید بر سر و روی این آبادی پاشید... زینب احمدی
-
بخیه
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:05
شاخه ی شکسته را پرنده با نوک زدن بخیه می نمود؛ با نخی از مهر و سوزن امید! فرشته سنگیان
-
این آسمان ها را بگیر و بیا
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:02
این آسمان ها را بگیر و بیا تا نشانی دست های ما راه اندکی باقی ست... ابرها هنوز نرسیده اند قله ها تاریک نشدند چرا برف نبارید آسمان هنوز به پایان نرسیده است اما قله بلندتر است (نازنین نظام شهیدی)
-
یاحسین(ع)
پنجشنبه 6 مرداد 1401 00:00
-
لبریز نکن چشم مرا از غم عشق
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:29
لبریز نکن چشم مرا از غم عشق باید که به پایان برسد ماتم عشق آغوش تو ای کاش پناهم باشد آواره شدم پس از تو در عالم عشق مهدی ملکی الف
-
فقط خدا
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:29
-
ساقی چو تویی،
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:28
ساقی چو تویی، کفر بُوَد بودنِ هشیار وان شب که تویی ماہ، حرام است غنودن مولانا
-
لبخند تو
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:27
لبخند تو ژاله ایست به گونه ی گل شکوفه ای ست دربهار و نسیمی که هر صبح موهایم را شانه می زند لیلادهقان
-
آن بوسه ی
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:26
آن بوسه ی هول هولی دم ظهرت عجیب روزم را ساخت... فروغ_گودرزی +بگم اینا شعر ومتن وعکسند که تو وبلاگ میزارم..ربطی به عشق وعاشقی نداره
-
همه ی دلتنگیهایم را
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:25
همه ی دلتنگیهایم را سوار بر اسب خیال با مشتی بوسه پیجیده در گل مریم برایت میفرستم تا بخوانی همه ی احساسم را در میان نوشته هایم مریم ابراهیمی
-
حس خوب زندگی
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:24
-
ابدیت
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:22
ابدیت آغوش تو بود اما حال که تو می روی و تنها بوی عطر مستانه ات را در خیال این مرد مرده ، با رژی گلگون به رنگ آخرین هجای چشمانم ، جای میگذاری... پس از تو عطر تو مرا به تیغ بُرنده می رساند و درخششی که شریانم را سخت در آغوش می سپارد محمدرضا لاری دشتی
-
روزی از این روزها
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:22
روزی از این روزها سیر به تماشای تو خواهم نشست سر به گریبان تو پر وسوسه از پای خواهم نشست خیره به دنیای تو زنجیر وابستگی ز هر چه جز تو خواهم گسست مست ز لبهای تو سر به نیازمندیت یکسره خواهم ببست مهرداد درگاهی
-
چو خدا بود پناهت
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:21
-
می توانم حقیقت را دوست نداشته باشم
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:19
می توانم حقیقت را دوست نداشته باشم می توانم بهار را با پروانه هایش صحرا را با غزال هایش آسمان را با ستاره هایش اردیبهشت را با شکوفه هایش دوست نداشته باشم می توانم حتی زندگی را دوست نداشته باشم اما نمی توانم تو را دوست نداشته باشم! علی ربیعی
-
و شعر چگونه فراموش کند
چهارشنبه 5 مرداد 1401 00:18
و شعر چگونه فراموش کند چشمانت را وقتی تنها بهانه ی آفرینشش بود ... محمد شیرین زاده
-
یک لحظه هم که نیستی،
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:33
یک لحظه هم که نیستی، قلبم سقوط می کند می فشرد، تنگ می شود. گفتی، "اگر تو نباشی، می میرم"؛ منظورت همین سقوط و دلتنگی است که به آن مبتلا شده ام؟ دکترعلیرضازرین
-
دلم خودسر شده این روزها
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:30
دلم خودسر شده این روزها که بی اجازه کتاب شعرت را ورق زدم کاش پیچش مویت را لا به لای واژه ها هرگز نمی دیدم و از چشمانت رُباعی نمی خواندم؛ آه که..، مثل رفتن اَت در زمستان سرد به اندازه ی تمام شعرهای وارونه و پلک های سنگین تو خسته ام! مرتضی سنجری
-
دلم برای خودم تنگ شده
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:30
-
می نشینم در تمام سایه ها
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:28
می نشینم در تمام سایه ها می خزم از گوشه ای، در لابه لای بوته ها می نشانم تخمی از راز کبود می چرانم شعله ای سرد و خموش می کِشم مستیِ لمسی در فکر هوسِ رقصِ سکوتی در باد شُرشُر فاصله ای در راه سبد ثانیه ای در دور می روم در دوردست های بی فضا معبدی خواهم شدن ای آشنا معبدی خواهم شدن ای آشنا.... فریبا سلحشور
-
حالم دگرگون است!
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:27
حالم دگرگون است! شده ام زاغچی... زاغ دیگران را چوب می زنم! افکارم آبستن خیال می شوند و من، در گیرودارِ حقِّ زندگی! مُچِ درد هایم را گرفته ام! رَد و پایش به جانِ من ختم می شود. لحظه هایم غروب کرده اند! می خواهم بروم! من در پاییز ماندهام! برای همیشه... تا ابد و یک روز . معصومه_مهدوی