-
بعد از رفتنت سکوت کردم
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:27
بعد از رفتنت سکوت کردم اما پنجره دلم رو به توفان باز است مصطفی ملکی اَلَموتی
-
هرکسی را..
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:26
-
تا هست مرا مِهرِ تو دست آویزم
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:26
تا هست مرا مِهرِ تو دست آویزم من بــاز به امید تو برمیخیزم رسوا کنم آن شکست و ناکامی را من آبِ رویِ شکست را میریزم سُستم! ز طلب دست برآرم آیا؟! من سُست! نه من سخت تر از پاییزم یکبارِ دِگر، هزار یا صدها بار هرگز، نه که نومید شوم، برخیزم... رونا محمدی
-
" روزی روزگاری تو "
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:25
" روزی روزگاری تو " شده ورد زبان روزگار من پرویز صادقی
-
فقط خدا
سهشنبه 4 مرداد 1401 00:24
-
تکه هایی از آفتاب را با خودت ببر
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:37
تکه هایی از آفتاب را با خودت ببر آنجا که میروی شب بیداد می کند منوچهر پورزرین
-
خوبی
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:35
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:35
ماه من..، دوباره امشب خواندمت در ازدحام ستاره های نگاهت؛ همچون اشک هایی که از چشمانت شعر می پاشید بر روی گونه های عطر آلود تو که اینگونه به اندازه ی سه حرف ع ش ق نقش می بست بر شبنم واژه های خروشانِ لب های من باید شرح حال مرا از آتش سینه اَم بخوانی! مرتضی سنجری
-
کفترت خواهم شد از امروز، فردا نیستم
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:34
کفترت خواهم شد از امروز، فردا نیستم عاشقم با دیدن رویت معما نیستم من دلم را با غزلهایت هوایی میکنم من فقط جلد توام ، بر بام هرجا نیستم بالهایم را برایت عشق بافی میکنم گرمم از فصل حضورت ، سهم سرما نیستم این سپیدِ دست هایم با تو یک دفتر شده می نویسی عاشقم ، اما مهیّا نیستم می نویسی روی هر خطش سلامی خواندنی پس خداحافظ...
-
خداروشکر
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:27
-
دلم روشن است
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:22
دلم روشن است در نمیزند آن که باید بیاید، ناگاه در سکوتی بر جان ما خواهد نشست کسی چه میداند کی، چه وقت!؟ معجزه هیچگاه خبر نمیکند. عطیه هجرتی
-
نامت زیباترین ترکیب الفباست
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:19
نامت زیباترین ترکیب الفباست تنها موزونی که پیش از شعرهایم دهان/باز میکند نعیمه_المولی
-
خوش گمان باشیم
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:17
-
در خیابان های شب
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:14
در خیابان های شب دیگر جایی برای قدم هایم نمانده است زیرا که چشمانت گستره ی شب را ربوده است. (نزار قبانی)
-
بپرس از شاهرگ قلبم
دوشنبه 3 مرداد 1401 00:11
بپرس از شاهرگ قلبم ادامهی حیات را دروغ میبافند دریچهها مهتاب_پارسایی
-
یک چشم خنده، یک چشم گریه
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:34
یک چشم خنده، یک چشم گریه این چشم ها منم بر صورتی که نقاب می کشم بر آن، که من نباشد در سری که فریاد می زند سودایش، که من نیست بر تنی که منم، ولی مال من نیست در دنیایی که از آن هر که باشد از من نیست خسته ام از آن.. تحملم نیست خواب می بینم هر شب، این منم یا که من نیست مریم_زهدی
-
مردادماه
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:33
-
من، گاهی دلم می خواهد
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:32
من، گاهی دلم می خواهد فراموشت کنم، تا بار دیگر جایی ببینمت دوباره، عاشقت شوم مروت خیری
-
حال خوب
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:32
-
سالهاست از اون شور وازآن اشتیاق می گذرد
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:31
سالهاست از اون شور وازآن اشتیاق می گذرد سالهاست از آن عشق و از آن فراق می گذرد تو مثل جانی در تنم ای زخم به جان خریده ام هنوز هم ، همان کویری ام که تشنه ی باران توام ابوذر مهری
-
فقط خدا
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:30
-
در ژرف ترین لحظه های تنهایی
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:30
در ژرف ترین لحظه های تنهایی خورشید زبان باز کرد که تو نمی آیی پونه عطر افشاند تو نمی آیی رودخانه خروشید که دیگر نمی آیی اما آب چشمان تو بود که می گریست ومی آمد لیلادهقان
-
تا ذکر عاشقانه اجابت نمی شود
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:29
تا ذکر عاشقانه اجابت نمی شود بی تو نماز عشق ، اقامت نمی شود جانم به لب رسیده زمانیکه باز هم آغوش و خنده های تو قسمت نمی شود پرواز جمله های لبانم به وقت بغض با بوسه از نگاه تو ، لکنت نمی شود عمق پیاله های طلوعم پر از تو نیست ساقی بریز پای تو ظلمت نمی شود بی رعد چشمهای تو ، زیبای قصه ها برگی زمین نریزد و حکمت نمی شود بی...
-
خدایاپناه مون باش
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:29
-
مرا ببر به فصل بیخیالی
یکشنبه 2 مرداد 1401 00:28
مرا ببر به فصل بیخیالی بند بندِ وجودم پر از خیالِ روزهایست که زندگی نکردهام... زهرا میرزایی
-
پرواز بال نمیخواهد دل میخواهد
شنبه 1 مرداد 1401 00:31
پرواز بال نمیخواهد دل میخواهد و من پرواز میکنم بدونِ بال به آسمانِ خیال آنجا که از زمینیان نشانی نیست و از دلهای کوچک آنجا که دشتِ سینه ها فراخ است مهر میپاشند و عشق میبخشند ونور در میان سیاهی چشمک میزند که بیا روی زمین به انتظار چیستی ! راه آسمان باز است بیخیالِ زمین شادی چلوچی
-
سری داریم،بی سامان
شنبه 1 مرداد 1401 00:29
سری داریم،بی سامان که دور از هرچه خوبی ها در این تاریکی مطلق،که تنهاییاست، می رنجد. حسین قلیزاده
-
از شب تیره ی بعد از تو ،
شنبه 1 مرداد 1401 00:28
از شب تیره ی بعد از تو ، فقط ، یاد من مانده یکی خاطره ای تلخ ؛ ز وداعی غمگین ! کوچه ها پر ناله . . . ! خانه ها ؛ مملو غم . . . ! عابری بهر تسلای دلم دستش را ، سوی من صاف نکرد ! کسی از من ننوشت ! و تو را یاد نکرد . . . ! و نه از گفتن یک خاطره ، شخصی مجهول ؛ خاطری شاد نکرد . . . ! * . . . و در اعماق دلم ، غم تو ، روز به...
-
انتظار
شنبه 1 مرداد 1401 00:27
-
آدمهایی هستند که شاید،
شنبه 1 مرداد 1401 00:26
آدمهایی هستند که شاید، کم بگویند «دوستت دارم!» یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنِشان را! بهشان خُرده نگیرید. این آدمها فهمیدهاند، «دوستت دارم» حرمت دارد. مسئولیت دارد. ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی، دوست داشتن واقعی را میفهمی! میفهمی که همه کار میکنند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی، آزارت نمیدهند، دلت را...