-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:13
-
با رویاهایت در من ببار
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:09
با رویاهایت در من ببار و کار عشق را یکسره کن این روزهایم را برای تو نگه داشته ام تا زیباترین شعر جهان را با بوسه ای از جان من بیرون بکشی با رویاهایت در من ببار... مستانه_دادگر
-
دوستت دارم
یکشنبه 9 مرداد 1401 01:11
دوستت دارم با دو واژه که سالهاست نثارت کردم واژه اول را از عَشَقه وام گرفته ام و واژه دوم از گلبرگ های یاس سپید میدانم یک روز از سرزمینم دیدار خواهی کرد حتا اگر آن روز نباشم تمام کوچه ها نجوای شبانه ام را تکرار خواهند کرد تنها صدای دوستت دارم هایم فضای شهر را عطر آگین خواهد کرد آرش_سیستانی
-
یک سهم از تابستان
یکشنبه 9 مرداد 1401 01:10
یک سهم از بهار دارم یک سهم از تابستان یک سهم از تو و یک سهم از زمستان می بینی؟ آنقدر پاییزی که توی فصل ها جا شده ای آسیه_حیدری
-
میروی از کوچه و در کوچه غوغا می شود
یکشنبه 9 مرداد 1401 01:05
میروی از کوچه و در کوچه غوغا می شود واژهایِ شعرِ من در جا شکوفا می شود با دو صد دل می روم در مکتبِ عشقت چنان کودکی در مدرسه فکرِ الفبا می شود منطقی در کارِ عشقِ ما نباشد در میان گه نگاهی، آتشِ سارا و دارا می شود پایِ عشق آمد میانِ معرکه از من بپرس هر کسی او فاقدِ چشمانِ بینا می شود ای که سرگردان شدی در کوچه یِ بی نامِ...
-
مرا دریاب وقتی ابرِ بارانی نمیخواهم
یکشنبه 9 مرداد 1401 01:04
مرا دریاب وقتی ابرِ بارانی نمیخواهم پناهم باش وقتی شهرِ طوفانی نمیخواهم کمی با واژههای مستِ شعرم همنوایی کن به دور از چشم زیبایت غزل خوانی نمیخواهم نباید زنده باشم بی تو در دنیایی از حسرت مسیر زندگی را بی تو طولانی نمیخواهم قفس را کاش در اطراف من نابود میکردی خودم را دائما غمگین و زندانی نمیخواهم چرا آوار کردی...
-
فقط خدا
یکشنبه 9 مرداد 1401 01:02
-
شاه کاری ست نبض نگاهت
یکشنبه 9 مرداد 1401 01:00
شاه کاری ست نبض نگاهت زمزمه ی دوستت دارم هایت مرا به عرش می برد... فروغ_گودرزی
-
خبر تازه ای نیست در این شهر
یکشنبه 9 مرداد 1401 00:58
خبر تازه ای نیست در این شهر جز غروبِ تماشایی که هر روز مژگان مرا گِره زده به اندوهِ عصرهای حُزن انگیز، انگار رفتنت بوسه ای چکانده میان غربت تلخِ لب های من زیبا جان..، اگر نباشی سلام من بدون "لا" می شود در تمام واژه های چشمانم مثل جام زهرِ نوشیده شده در کامِ شعرهای خُمار! مرتضی سنجری
-
لبیک یا حسین(ع)
یکشنبه 9 مرداد 1401 00:56
-
غروب و تنهایی
یکشنبه 9 مرداد 1401 00:55
غروب و تنهایی خورشید میرود به جایی در انتهای دریا و من در انتظار تو میمانم تا بیآیی عبدالعظیم_خویی
-
شعر هایم بهانه ی ترا می گیرند
یکشنبه 9 مرداد 1401 00:54
شعر هایم بهانه ی ترا می گیرند واژه، واژه به سوی تو می آیم تا بخوانی ام منوچهر پورزرین
-
یاحسین(ع)
یکشنبه 9 مرداد 1401 00:53
-
سالها حیران بودم!
شنبه 8 مرداد 1401 00:09
سالها حیران بودم! در مکتب شعر؛ کسب عشق کردم حال تورا یافتهام وقت ان شده که؛ عشق پس دهم. علی تعالی مقدم
-
یک لیوان آب خنک
شنبه 8 مرداد 1401 00:09
-
دردادگاه عشق قسم خوردم
شنبه 8 مرداد 1401 00:07
دردادگاه عشق قسم خوردم ودلم را وکیل خود قرار دادم قاضی نامم را در جمع حضار عاشقان بلند خواند واعلام کرد جرم وگناهت چیست؟ با صدای لرزان اعلام کردم جرمم.... جرم من قلب تحجیرشده ام وانتفاع بی ثمر بودنش خواستند خواسته وجرم دیگرم را بگویم که قاضی اعلام کرد تو محکوم شدی اهلیت نداری وحکم تو در دادگاه عشق تنهایی ومرگ است...
-
لبیک یا حسین(ع)
شنبه 8 مرداد 1401 00:06
-
سالهاست که روزنه های قلبم را
شنبه 8 مرداد 1401 00:05
سالهاست که روزنه های قلبم را مهر و موم کرده ام میدانی چرا؟ از تکرار آدمهای بی مقدار میترسم... ساغر روحانی فر
-
فصلها سر بر کدام حوصله سایند
شنبه 8 مرداد 1401 00:04
فصلها سر بر کدام حوصله سایند تا آمدنت را به شعری بسرایند خوشه ی تاک به کدام سو بگریزد تا به پرچین نگاهت بیاویزد زهرا یوسفی
-
السلام علیک یااباعبدالله
شنبه 8 مرداد 1401 00:03
-
تنهای تنهایم
شنبه 8 مرداد 1401 00:02
تنهای تنهایم شب است وُ سکوت ماه گوشه ای نشسته ستاره ها چشمک میزنند پلک ها خواب میخواهد از دور صدایی میآید کسی با تنهایی خویش نجوا میکند عبدالعظیم_خویی
-
بعد از تو
شنبه 8 مرداد 1401 00:02
بعد از تو نه حرف زدم نه راه رفتم نه خوابیدم بعد از تو تمام تریبون ها شلنگ های اشک شدند تمام جاده ها خیس توی رود می خوابیدم بعد تو تمام درختان می گریستند بعد از تو مرگ خجالت کشید و ترسید اطراف خانه ی ما آفتابی شود. فیض_شریفی
-
نصیحت امشب
شنبه 8 مرداد 1401 00:00
-
در جوابِ این که میپرسی
جمعه 7 مرداد 1401 00:59
در جوابِ این که میپرسی هنوز تنهایی یا نه؟ باید بگویم، خستهتر از آنم که دوباره خودم را به کسی یاد بدهم.. المیرا_دهنوی
-
شب بارونی
جمعه 7 مرداد 1401 00:44
-
از عطش ِسیری ناپذیر ِتن ِتب آلودِ من،
جمعه 7 مرداد 1401 00:43
از عطش ِسیری ناپذیر ِتن ِتب آلودِ من، تا آرامش ِشقیقه های ِمضطربِ تو تنها یک راز ،سر به مهر ماند: ((بوسه)) نازنین رجبی
-
از عشق بر صفحه روزگار میترسم
جمعه 7 مرداد 1401 00:41
از مردن میترسم وقتی نمی دانم برای چه زنده هستم !؟ از عشق بر صفحه روزگار میترسم وقتی نمی دانم چه رنگیست و چه زبانی دارد ؟ میترسم از حصار انفرادی خود که مبادا واژه ها در قالب سیمانی ِ دیوار شعرم نرود میترسم از سرعت قطار زمان در جایی دیگر میترسم که پیشتر ازمن ، از حال من و چگونه مردن می داند میترسم در پی روزها باید در...
-
کودکی
جمعه 7 مرداد 1401 00:37
-
دستهای تو،
جمعه 7 مرداد 1401 00:35
دستهای تو، پیام آور آرامش... در حصار آغوشت مریم_مهاجر
-
قسم به گردشِ موی ات به دستِ پاکِ نسیم
جمعه 7 مرداد 1401 00:34
نفس بزن که تمنایِ مطلب ام شده ایی تو واژه واژه یِ بیتِ مرتب ام شده ایی سکوت بشکن و یادی برایِ من بگذار صدایِ جامِ شرابیِ مشرب ام شده ایی قسم به گردشِ موی ات به دستِ پاکِ نسیم مرام نامه یِ غمگینِ مذهب ام شده ایی قسم به معبدِ موی ات که برِ صحیفه یِ دل دلیلِ محکمِ رنگِ مرکب ام شده ایی هزار رکعت و سجده فدایِ کعبه یِ تو تو...