-
قلب تو;
پنجشنبه 13 مرداد 1401 00:08
قلب تو; زندان شعر های من است... گاهی مرا به مهر درآغوش گیر; این تپش های عاشقانه ات..., شعرهایم را; یکی ,یکی آزاد خواهد کرد... سیدحسن بدیعیان خیرآبادی
-
یا زینب کبری
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:32
-
سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:31
سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست تو به من خیره شوی، من به تبسم هایت خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست فاصله دفتر تقدیر مرا پُر کردست سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست گریه خوبست ولی فکر غرورم هستی؟ بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست گفتی از فاصله ها خسته شدی درد بس است خواستی بسته...
-
دل من باز چو نی مینالد.
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:24
دل من باز چو نی مینالد. ای خدا خونِ کدامین عاشق باز در چاه چکید؟ هوشنگ ابتهاج
-
وقتی میگوییم عشق
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:22
وقتی میگوییم عشق بر خود میلرزیم زیرا عشق گم کردنیست نه پیدا کردنی بیژن جلالی
-
تو در کرانهی عالم
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:21
تو در کرانهی عالم درون خویش به یغما فتادهای کزین هزار هزاران، یکی نگفت که بر شانهات چه میگذرد... محمدمختاری
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:20
-
ما میان طبقهها گیر کردهایم
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:20
ما میان طبقهها گیر کردهایم و این بوی توست که آسانسور را مست کرده احسان_امیری
-
من در آیینه رخ خود دیدم
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:19
من در آیینه رخ خود دیدم وبه تو حق دادم. آه میبینم، میبینم تو به اندازه تنهایی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو غمگینم من چه دارم که تو را درخور؟ هیچ من چه دارم که سزاوار تو هیچ تو همه هستی من، هستی من تو همه زندگی من هستی تو چه داری؟ همه چیز تو چه کم داری؟ هیچ حمید مصدق
-
سلام بر محرم
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:18
-
و گریهات هِقهِق میشود
چهارشنبه 12 مرداد 1401 00:16
و گریهات هِقهِق میشود اگر اشکهایت را پاک کنی و، آستینِ پیراهنت، عطرِ دستانَش را بدهد مرجان پورشریفی
-
گفتم که بعد از آن همه دلها که سوختی
سهشنبه 11 مرداد 1401 01:28
گفتم که بعد از آن همه دلها که سوختی کس میخورَد فریب تو؟! گفتا هنوز هم ... رهی_معیری
-
بیچاره درختان پیر
سهشنبه 11 مرداد 1401 01:25
بیچاره درختان پیر هر روزشان پائیز بود غم های دلشان تکانده می شد بر تن خسته ی جنگل با شاخه های تکیده دلبری می کردند برای تبرِ عاشق؛ ولی حیف زمستان که از راه می رسید همچون عروس سپید پوش روی دوش باغبان ها هیچکس ساقدوش تبرها نبود دیر سالی ست از خود می پرسند: اندوه برگ های تنها را چه کسی زیر پای برف ها مدفون کرد؟ مرتضی...
-
السلام علیک یااباعبدالله
سهشنبه 11 مرداد 1401 01:24
-
شبیه به هیچکس... نه!!!
سهشنبه 11 مرداد 1401 01:21
شبیه به هیچکس... نه!!! به سبک خودم دوستت دارم .... تو را باید "خاص" دوست داشت...! زهرا_سرکارراه
-
خوبِ من..،
سهشنبه 11 مرداد 1401 00:09
خوبِ من..، نمی دانم کدام واژه را از لبانت چیدم که این گونه درختان گیلاس روئیده اند میان تمام فصل های دلتنگی؛ انگار در این زمانه دیگر تولد شعر ممنوع شده برای سرودن شادی در حنجره های پُر از رنج و رد هزاران قلم به جا مانده بر روی خطوطِ ممتدِ کاغذهای کاهی! مرتضی سنجری
-
لبیک یا حسین(ع)
سهشنبه 11 مرداد 1401 00:08
-
حالا که ... دستم از دست هایت کوتاه است
سهشنبه 11 مرداد 1401 00:07
حالا که ... دستم از دست هایت کوتاه است آغوشم از آغوشت دور مراقب بى قرارى هایت باش .... مبادا بى مَن کسى آرام جانَت شود..! عادل_دانتیسم
-
تو... مگو ترین راز منی!
سهشنبه 11 مرداد 1401 00:07
تو... مگو ترین راز منی! نِگهت میدارم، سخت! نِگهت می دارم، دشوار! نِگهت میدارم، در آغوش! نگاهم کن گاهی... دل خوش می شوم به همین! حامد_نیازی
-
یک آیه
سهشنبه 11 مرداد 1401 00:06
-
«باید تو را تمام وقت دوست داشت؛
سهشنبه 11 مرداد 1401 00:05
«باید تو را تمام وقت دوست داشت؛ تا نوبت به دلتنگی ات نرسد...» لیلا_مقربی
-
دیروز با اولین نگاهت
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:31
دیروز با اولین نگاهت زیبایی تمام جهان را برایم به ارمغان آوردی و امروز بالبخندرضایت خوشبختی را و بی گمان می دانم فردا آغوش گرمت را جوادجهانی فرح آبادی
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:28
هنوز در نبودت برایت قهوه میریزم ، شاید خیال باشد, اما من با همین خیالت هم دلخوشم... آنقدر خیال پردازی میکنم تا تو برگردی.... میدانی چرا؟؟؟ آخر من تو را از لابلای همین خیال بافی هایم پیدا کرده ام ..... خیال هایی ناب تر از ناب.. خیال هایی که میدانستم آن هارا لمس خواهم کرد.. بگذریم... قهوه ات را بنوش تا سرد نشده است......
-
کنار تو شب
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:24
کنار تو شب ستاره دیدنی بود گلهای سرخ باغچه چیدنی بود کنار تو روی برگهای پاییزی راه پیمودنی بود زیر نمنم باران لبهای تو بوسیدنی بود کنار تو عطر تنت همچو یک دسته گل یاس بوییدنی بود این دل بیقرار هر لحظه تو را خواستنی بود کنار تو من نبودم همه ذرات وجودم در نگاه تو روییدنی بود مهرداد درگاهی
-
در فراقت، غم دل را
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:22
در فراقت، غم دل را به نسیمی گفتم؛ که ز کوی تو گذشتن تمنّای شب و روزش بود.... اعظم حسنی
-
می توانم سالها بی آنکه چیزی به تو بگویم
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:20
می توانم سالها بی آنکه چیزی به تو بگویم همینطور دوستت بدارم چشم در چشم با صورتی یخی سرد و بی احساس بنشینم و پنهان از تو به کمترین اشاره ای در خود فرو بریزم سیمرغ هزار پاره ای باشم پریشان در پی آن یک گم شده که آن هم تو باشی... داود دوستی
-
یاحسین(ع)
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:17
-
چون آینه
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:17
چون آینه در برابرم ایستاده ای و مرا به خویش باز میگردانی و من سالهاست به تکرار بی پایان خویش مشغولم چون خورشید باش بر من بتاب بگذار ازروشنای وجود تو گذر کنم و تو از شعاع معرفتت به سوی عشق رهنمونم باش آرشام نیک طبع
-
من بلد نیستم
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:16
من بلد نیستم دوستت نداشته باشم ! سوادم تا دوست داشتنت قد میدهد ... مریم_قهرمانلو
-
و چشم های تو...
دوشنبه 10 مرداد 1401 00:15
و چشم های تو... همان کافه ی دنجی است که... قهوه هایش حرف ندارد... سوسن_درفش