-
شب تان آرام با یاد شهدا
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:29
-
مرا مست کرد در میخانه تو
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:28
مرا مست کرد در میخانه تو شرابِ نابِ .........پیمانه تو و هوشم پر کشید رفت از سر من سیاه زلفی که دیدم شانه تو بِبُوسیدم در کنج لبانت از آن خال سیاه دُردانه تو شود عادت به من زیبا پرستی چِشمَم ماند در رُخ جانانه تو تو آن شمع فروزان من هستی شدم دیوانه وار پروانه تو مرا لرزاند , گُسلِ آن نگاهت دلم افتاد , شد ویرانه تو...
-
مرا دریاب و از عشق خودت سرشار کن لطفاً
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:26
-
دلم را زاهدی کردم, ز زهدم کعبه میرفتم
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:25
دلم را زاهدی کردم, ز زهدم کعبه میرفتم تو را دیدم شدم مرتد, دلت شد بر دلم خاتم چو دیدم روی زیبایت, ز زشتی ها شدم زیبا هزاران رنگ آوردی, تو ای مهروی من دیبا دگر دینم تویی, مذهب تویی, آمَنتُ جانانم بدان ای جان که عشقت ابر و من سیلاب بارانم شبی افسرده بودم من, دلم غمناک و پاییزی تو را دیدم ز راهی دور و تاریکی بزد خیزی...
-
هر شهری
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:25
هر شهری به تعداد چشمهای عاشق, پل دارد. حسین محمدیان
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:24
-
شب است و سکوت
چهارشنبه 9 شهریور 1401 01:22
شب است و سکوت که گویند سرشار از ناگفته هاست خواب است و هنگام رویا که گویند پُر است از معشوق در سکوتم همه را با تو گفتم که معشوقم از روز ازل تا به ابد تو بودی مهرداد درگاهی
-
حال خوب
چهارشنبه 9 شهریور 1401 01:18
-
چه زیبا میزند باران به روی
چهارشنبه 9 شهریور 1401 01:14
چه زیبا میزند باران به روی خاطرات کودکی هایم چو کودک می شوم آرام و چشمانم درون دفتر نقاشیم زل میزند باران و من آرام ... قصه می خوانم و نقشی میکشم در یک شب باران برای کودکم آرام آرام... پیروز پورهادی
-
زمان دلتنگی که میرسد
چهارشنبه 9 شهریور 1401 01:07
زمان دلتنگی که میرسد ساعت دیواری قهر می کند می ایستد مِن غربت زده آویزان به زمان در خیالم ؛ چشم بسته می بینم دستهای تو را خیالت راحت ؛ تطهیر کرده ام نامت آن امتداد همیشه رویا را حیرانم در این موقع شب من کجایم ؛ چرا نیستم دوُد دوری ریخته بر چشمانم من هیچ ؛ نمی بینم زندگی از همان لحظه اول شده بود پایانم ... سعید رضا...
-
روبروی آیینه
چهارشنبه 9 شهریور 1401 01:06
روبروی آیینه چشم در چشم تارهای هزار رنگ موهایم را به هم می بافم مادر بزرگ در خیالم , به من می خندد مهتاب مهتاب مافی
-
جاریست بر لبان تو “من دوست دارَمَت ”
چهارشنبه 9 شهریور 1401 00:58
جاریست بر لبان تو “من دوست دارَمَت ” دل گفت یا زبان تو؟ من دوست دارمت هرچند در مصیبت عشق تو پرپرم دورم از آشیان تو, من دوست دارمت خواهی رها کنی و نخواهی, گلایه نیست چون تیر در کمان تو, من دوست دارمت روز و شبی که بی تو بر آید نخواستم خورشید و ماه از آن تو,من دوست دارمت فردا نه! دیر می شود, امروز باز کن راهی به آسمان...
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 9 شهریور 1401 00:52
-
من گرم از آتش چشمانت
چهارشنبه 9 شهریور 1401 00:50
من گرم از آتش چشمانت دست می گشودم برای گرفتن دستانت من با صدای نفسهایت تا صبح قدم می زدم با قدمهایت زندگی می کردم با بوی دستانت لحظه لحظه در انتظار تا بیایی و بگیری در بر وجود گر گرفته از احساسم من شاد از شادی چشمانت می چرخیدم و می خندیدم زنده می شدم با التهاب دستانت حال مدتهاست کوچه در انتظار من در انتظار ترسم کم کم...
-
گاهی که دلم میگیرد
چهارشنبه 9 شهریور 1401 00:49
گاهی که دلم میگیرد هوای انارستان میکنم آنجا که سهراب بوسه هایش را پای درختان بلند سپیدار کاشته بود گاهی که دلم میگیرد چشمانم را در جذام خانه تبریز جا میگذارم آنجا که فروغ درد را عاشق شد گاهی که دلم میگیرد .... در هوای تازه شاملو قدم میزنم تا خیابانهای ترک خورده از زخم روزگار شعری شوند برای آیدا که در آیینه عشق مرثیه...
-
ورای این جغرافیای سرد...
چهارشنبه 9 شهریور 1401 00:47
ورای این جغرافیای سرد... دورتر از فاصله ها... زودتر از قرن های فراق... فراتر از انتظار دوستت دارم... رسول امامی
-
مهر ,آبان ,آذر
سهشنبه 8 شهریور 1401 01:09
مهر ,آبان ,آذر چه فصلی ساخته اند در دفترِخاطراتیِ که دیگر برگی برایش نمانده است زمستان هم از راه رسید نوروز هم که بیاید من هنوز مهرت را جستجو میکنم در لا به لای دفتر خاطراتی که اگر نام تورا از آن بردارند به آذری باید سپردش احمد شِکری
-
هرشب
سهشنبه 8 شهریور 1401 01:08
-
شبی دزدانه به خواب تو خواهم آمد
سهشنبه 8 شهریور 1401 01:07
شبی دزدانه به خواب تو خواهم آمد به دور از چشم گزمهها و عسسان در حالیکه سگها لباس مرا دریدهاند و خارها جسم مرا خلیدهاند به دستم دسته گلی زیبا خواهد بود از گلهای صحرایی زیبا تصور میکنم که این چیزی بیش از خواب خواهد بود و به پگاه آن شب رد پای مرا بر حیاط خانهتان خواهند یافت در حالیکه قطرههایی از خون سرخ من بر...
-
شب مهمانی تو
سهشنبه 8 شهریور 1401 01:06
شب مهمانی تو رخ باران چه زیباست نغمه شب به صدایت عادت دارد چه نمایی دارد قد بر افراشته باران چه نگاهی دارد باران وقت بوسیدن ابر چه رخی دارد باران یحیی بهرامی باباحیدری
-
لبیک یا حسین(ع)
سهشنبه 8 شهریور 1401 00:28
-
وقتی عکس ماه بر دریا افتاد
سهشنبه 8 شهریور 1401 00:27
وقتی عکس ماه بر دریا افتاد ماهیان از لبانش بوسه گرفتند منوچهر پورزرین
-
با کدامین اندوه تو را بگریم
سهشنبه 8 شهریور 1401 00:22
با کدامین اندوه تو را بگریم با کدامین درد تو را آه و با کدامین سکوت تو را فریاد در هوای که عطر پیرهنت می رقصد من با کدامین ناله اندوه دردِ تو را سکوت کنم چی ماه بخشنده
-
قرقاول
سهشنبه 8 شهریور 1401 00:21
-
من نمی دانستم
سهشنبه 8 شهریور 1401 00:16
من نمی دانستم باغبان جوان می میرد تشنه و تنها من نمی دانستم درختهای بدون هرس و خارهای خشمگین اینگونه وحشی وارد خانه خواهند شد و مرگ باغبان آنقدر آسان رقم می خورد که اشک باران را مجالی نمی ماند من نمی دانستم راه باغ کوتاه و گلها همه قربانی زیباییشان می شوند غریبانه و مظلوم من راه غمکده پنهانی باغبان را نمی دانستم و...
-
آه بهشت گمشده من
سهشنبه 8 شهریور 1401 00:14
تو شکل همه دردهایی که کشیدهام شکل همه ناکامیهای من شکل همه زندانهای من شکل همه تنهاییهای من تو تمام آنچیزهایی که زندگی از من دریغ داشته است تو را جز با این آههای سردم نمیتوانم تصور کنم آه بهشت گمشده من علیرضا غفاری حافظ
-
هرکسی را..
دوشنبه 7 شهریور 1401 01:37
-
اشتباهی در دلم رخ داده می بخشی مرا؟
دوشنبه 7 شهریور 1401 01:36
اشتباهی در دلم رخ داده می بخشی مرا؟ مهر تو در سینه ام افتاده می بخشی مرا؟ کافری بودم که ایمان و نماز من شدی مُهری و تسبیحم و سجاده می بخشی مرا بغض می رقصد به آهنگ جدایی در گلو اشک درچشمان من آماده می بخشی مرا پشت چشمانت اگر راهم دهی تا زنده ام می نشینم بی ریا و ساده می بخشی مرا انتخابی نیست جز من تا که این حد عاشقم با...
-
بیدارم نکرد شادی
دوشنبه 7 شهریور 1401 01:35
بیدارم نکرد شادی هنوز در خواب با غم هایم سازگاری می کنم...! فروغ_گودرزی
-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 7 شهریور 1401 01:34