-
اگر بروی
شنبه 7 آبان 1401 07:21
اگر بروی دیگر بهانهای ندارم برای زندهگی، مثلِ ماهیگیر فقیری که با تورِ خالی رویِ بازگشت به خانه ندارد! رضا کاظمی
-
+
شنبه 7 آبان 1401 07:20
-
به جز آغوش آرامت کجا دارم پناهی من
شنبه 7 آبان 1401 07:19
به جز آغوش آرامت کجا دارم پناهی من به جز قلب پر از عشقم کجا دارم گواهی من؟ تمام عشق با دیوانگی هایش گناهم شد به جز دیوانگی با تو مگر دارم گناهی من؟ بدون تو نمی خواهم هر آن چیزی که دارم را به دور از صورت ماهت کجا دارم رفاهی من؟ به دور از تو به تلخی عجیبی اشک میریزم مکان بوسه ات را خیس خواهم کرد گاهی من به استقبال شادی...
-
غروب نکن نگاهت را...
شنبه 7 آبان 1401 07:17
غروب نکن نگاهت را... خورشید نگاهت, نتابد از من... از این زار مجنون تر... تو خوب میدانی… که خوب میدانم… پلک هم که کی زنی, حتی یک لحظه, مرا عمریست فصل زمستان...! . . وآیا این زمستان است یا عصر یخبندان...!؟ میدانم...! غروب کرده باز خورشید نگاهت...!؟ که قندیل بسته, آتش هم...! رسول امامی
-
حضرت پاییز
شنبه 7 آبان 1401 07:16
-
غرق در دریای عشقت کن مرا
شنبه 7 آبان 1401 07:15
غرق در دریای عشقت کن مرا تا ابد رسوای عشقت کن مرا واژههایم با تو عاشق میشوند شاعر دنیای عشقت کن مرا بی تو در صحرای کنعانم هنوز در شبی بینای عشقت کن مرا شهرِ قلبت کاشکی سهمم شود عابر شبهای عشقت کن مرا فصل سرما را دگرگون کن کمی غرق در گرمای عشقت کن مرا مهدی ملکی الف
-
زندگی کوچ پرستویی ست
شنبه 7 آبان 1401 07:15
زندگی کوچ پرستویی ست که با سردی دل بی هدف گاهی سکوت و بی صدا از کمین حادثه خود را به یغما میبرد گاه گاهی هم خودش را تا به رؤیا تا فراسویِ نگاه عاشقت جا میدهد زندگی ثانیه ای کوتاه است تو فقط شاد بمان... مریم کرمی
-
از یک سنی به بعد
شنبه 7 آبان 1401 07:14
-
گس و شیرین،
شنبه 7 آبان 1401 07:13
گس و شیرین، تو نوبرانهی اناری حتا اگر میوهی فصل دیگری باشی! رضا کاظمی
-
برگ هـای مُضطـرب
جمعه 6 آبان 1401 08:05
برگ هـای مُضطـرب مـنِ مُنتـظر فصلِ هبـوط از خویشتـن خـزان بهانـه ای بـود بـرایِ دلتنگی بیشتر حیدر ولی زاده
-
آنجا که تو
جمعه 6 آبان 1401 08:04
آنجا که تو عبور می کنی آفتاب راهش را کج می کند منوچهر پورزرین
-
ای جانم
جمعه 6 آبان 1401 08:03
-
واژه ها از دهانمان جاری ست
جمعه 6 آبان 1401 08:03
واژه ها از دهانمان جاری ست عشق، برای همیشه اما بدون طعم آب در اعماق چشم هامان آنها فقط واژه هستند پرویز صادقی
-
الا یا ایها الساقی
جمعه 6 آبان 1401 08:02
الا یا ایها الساقی ببین با ما چهها کردی یکی شاد و یکی غمگین ببین غوغا به پا کردی یکی خاموش خاموش است یکی در جوشش و شور است یکی د ر راه بیپایان شبگردی یکی راهش به دور از هرچه دلتنگی یکی افتاده در چاه زوال عقلمندی یکی خوابیده در جاه و توانمندی ببین ساقی چهها کردی ببین ما را رها در راهها کردی مهرداد درگاهی
-
بخند
جمعه 6 آبان 1401 08:02
-
ماه من تا کی میان ابر پنهان می شوی؟
جمعه 6 آبان 1401 08:01
ماه من تا کی میان ابر پنهان می شوی؟ وز ستاره بودنم تا کی پریشان می شوی؟ آن زمان که دوستت دارم بگقتی با یقین فکر کردی باعث این قلب ویران می شوی؟ از ازل تا انتها رویای من عشق تو بود دل به مهرت گشته زنجیر و تو حیران می شوی آمدی عاشق شوی اما مرا آتش زدی گر ببینی حال من حتما پشیمان می شوی بارها گفتم که گر دل را به کس دادی...
-
شعر تَر دارد لبانت،صد غزل دارد لبانت
جمعه 6 آبان 1401 08:00
شعر تَر دارد لبانت،صد غزل دارد لبانت جای زهری از هلاهل، خوش عسل دارد لبانت رنگ چشمانت چه زیبا، آسمانی، رنگ دریا در میان قلب پاکت، مهر و باور گشته پیدا گوهر چشمان نازت مثل خورشیدی درخشان شعر نو خواند برایش بلبل مست و غزلخوان خط به خط،وصفِ تو زیبا، قد و بالایت چه رعنا عطر گیسوی بلندت، مست و خوش بو مثل گل ها درگِلت ای...
-
گفتم که عقل
جمعه 6 آبان 1401 07:59
-
شد دلم دیوانه وقت آمد که تدبیرش کنند
جمعه 6 آبان 1401 07:59
شد دلم دیوانه وقت آمد که تدبیرش کنند زان سر زلف مسلسل فکر زنجیرش کنند شاهد خالی ز صورت کی تواند دل ربود تا نه بر شکل نگاری چون تو تصویرش کنند کی بود روی نهفتن قصه شوق تو را بس که بررخ مردمان دیده تحریرش کنند آنکه باشد چون تو تیرش رحمتی بر کشتگان عاشقان کی مرحمت برکشته تیرش کنند جان عاشق از ملامت قوت گیرد باک نیست گربه...
-
تو آن قدر بالائی ...
پنجشنبه 5 آبان 1401 08:12
تو آن قدر بالائی ... که نردبان عشق من به تو قد نمی دهد ! کمی مرا نظاره کن ... تا ... به ریسمان عشق تو ... در آویزم ! پرویز صادقی
-
کمی آرامش
پنجشنبه 5 آبان 1401 08:11
-
آوازهایت را دوش ,بر لبم چسباندم
پنجشنبه 5 آبان 1401 08:10
آوازهایت را دوش ,بر لبم چسباندم وصدایت باعشق, برمِدارم جاری آنقدر گوش سپردم به تو که ! از لبم باریدی؛ از نگاهم شرّه ,آستینم خسته! جمله هایم حیران واتاقم تاریک! مثل هر شب ,ماه خوابید ولی من بیدار شب دراز است وقلندر ......ای وای نکند صبح بیاید نشوم سیرزتو! نشوم سیر ز,تو شب که شد,باز بیا منتظرم پشتِ غزل ! کنجِ دلم! خانه...
-
زیر چتر خیال تو .
پنجشنبه 5 آبان 1401 08:10
زیر چتر خیال تو ..... عـــــــمری عاشقانه زیستم من زیر بارون خیال .... بی تو .. نیستم من .. نیستم من پرویز صادقی
-
+
پنجشنبه 5 آبان 1401 08:09
-
دستهای مضطربم را
پنجشنبه 5 آبان 1401 08:07
دستهای مضطربم را در اغوش می کشم و تمام حجم تنهائیم را بر دل عاشقم می فشارم تا باور کند ... او ... همیشه ... تنهاست ! پرویز صادقی
-
عشق حقیقی
پنجشنبه 5 آبان 1401 08:06
-
تا کجا ...
پنجشنبه 5 آبان 1401 00:59
تا کجا ... از خاطر من دور می شوی ؟ یک بوسه ... ؟ یک گل ... ؟ چند شبنم ... ؟ اصلا ... می توانی ؟! پرویز صادقی
-
با هُرم نفس هایت
پنجشنبه 5 آبان 1401 00:59
با هُرم نفس هایت کنار بزن پرده های وجودم را بگذر از شاهرگ حیاتم بگذار خاکستر شوم از گذارت در اقلیم مکدر جان مرضیه_شهرزادپور
-
چشمم خیره مانده است
پنجشنبه 5 آبان 1401 00:58
چشمم خیره مانده است به تیغ طراحیات چه زیبا آسمان را به افق دوختهای! علیرضا ایمانی فر
-
چه منظره زیبایی
پنجشنبه 5 آبان 1401 00:57