-
پَرهای پرواز خود را به پروانه می دهد
دوشنبه 2 آبان 1401 00:57
پَرهای پرواز خود را به پروانه می دهد کِرم ابریشمی که راه نور را در شب گم کرده است, شمعی در شمعدانی اشک می ریزد و بی هیچ بادی فوت می کند برای جنازه ی خود نگران است که از پیشانی گُل های خشکیده ی پَرپَر بر سر هزاران مزار عشقی ناکام روئیده می شود, و مرثیه باران به میوه های نچیده می آموزند رسم عاشقی را با اندوهی که سرنوشت...
-
بیا که دلم هوایت کرده...!
یکشنبه 1 آبان 1401 11:03
بیا که دلم هوایت کرده...! هوای بارانی و بوی خاک! خاک باران خورده, چقدر این هوا را دوست دارم !!! و چقدر این خاک را...! سامان صبا
-
شعرهایمان چه شد؟
یکشنبه 1 آبان 1401 11:03
شعرهایمان چه شد؟ چه بر سر قلب من آمد؟ چیزی در من هست که میخواست مرا از تو بگیرد مرا از شعر بگیرد و تو را در آنسوی جاده خوشبختی از من دور بدارد اما به خود که مینگرم میبینم هنوز پر از شعر و شورم هنوز دستانم هیچ کم از تیشه فرهاد ندارند هنوز میتوانم تو را به خواب ببینم و هنوز آن پل سالم است و میتواند تاب و تحمل عبور...
-
بم زیبا
یکشنبه 1 آبان 1401 11:02
-
( آفتاب گردان )
یکشنبه 1 آبان 1401 11:00
( آفتاب گردان ) چه شعر بلند عاشقانه ای ! گلی که چشم از آفتابش بر نمی دارد پرویز صادقی
-
هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
یکشنبه 1 آبان 1401 10:59
هم نظری هم خبری هم قمران را قمری هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری "مولانا"
-
یک سبد زندگی
یکشنبه 1 آبان 1401 10:59
-
ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون «باد»
یکشنبه 1 آبان 1401 10:58
ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون «باد» به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد کوچ تا چند؟! مگر میشود از خویش گریخت «بال» تنها غم غربت به پرستوها داد اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟! نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد چشم بیهوده به...
-
شبی میان این همه غم
یکشنبه 1 آبان 1401 10:58
شبی میان این همه غم به دیدارت نشستم تو برایم شعر سرودی من هم در ذهنت بودم پس مصراع ها به اسمم بیت ها همگی به رنگم من با تمام وجود برایت سازی زدم تو پرواز یاد گرفتی پرواز کردی به قلبم کیانوش محرمی
-
نگاه کردم به چشمانش. دنبال رد آشنایی بودم.
یکشنبه 1 آبان 1401 10:57
-
آبان
یکشنبه 1 آبان 1401 10:56
دارد پاییز می رسد، انار نیستم که برسم به دست هایِ تو برگم ! پُر از اضطرابِ افتادن... " رضا کاظمی "
-
30مهر1401
شنبه 30 مهر 1401 09:15
-
اندیشههایم را جلوی آیینه می گذارم
شنبه 30 مهر 1401 09:14
اندیشههایم را جلوی آیینه می گذارم آیینه می خندد من هم.... غلامحسین افراس
-
موج دریا گفت, ای ساحل ببین از راهِ دور
شنبه 30 مهر 1401 09:13
موج دریا گفت, ای ساحل ببین از راهِ دور دائما در سویِ تو من می دوم با عشق و شور خستگی از من نمیبینی تو ای معشوقِ من شوقِ دیدارت بوَد یکسر تمامِ شوقِ من هر قدم را می نهم با جان و دل در سویِ تو عشقِ من باشد فقط دیدارِ آن مهرویِ تو آتش عشقِ کسی افتد به جانِ تو اگر چون شناسی در رهِ دیدارِ او پا را زِ سر؟ لیکن ای سختِ صبورِ...
-
این روزها کار و بار شعر کساد است
شنبه 30 مهر 1401 09:12
این روزها کار و بار شعر کساد است حالا تو هی بگو: پاییز باد غروب نگاه کن, وقتی کسی عاشق نمیشود برگی هم از درخت نمیافتد من سیاست نمیدانم یعنی؛ پرنده را میشناسم قفس را نه سکوت را میشناسم فریاد را نه من غوغای سر میز قمار را خوب میشناسم همانجا که باخت با برد هم خوابه میشود اما هیچ وقت معنی لبخند دائم کازینو دار را...
-
آن سوی خیابان جا مانده ام
شنبه 30 مهر 1401 09:12
آن سوی خیابان جا مانده ام همه رفتند و آمدند اما نوازش دستانم سرگردان دنبالِ آمدن تو می گردند... فروغ گودرزی
-
گل
شنبه 30 مهر 1401 09:11
-
حیران و واله ام از چیستی و در کجاستی ات...!
شنبه 30 مهر 1401 09:09
حیران و واله ام از چیستی و در کجاستی ات...! تو بر زمین, ماه باشی و من در آسمان ببینمت...! . . کاش عمرم, نذر این نکته شود... که بدانم... و بفهم... وببینم... . . تو که هستی...!؟ و کجایی...!؟ رسول امامی
-
مواظب باشیم نشکنیم..
شنبه 30 مهر 1401 09:07
-
مگر چه پیش آمدهست؛
شنبه 30 مهر 1401 09:06
مگر چه پیش آمدهست؛ که تمام واژهها گم شدهاند- از دایرهی احساسم؟ وقتی به تو فکر می کنم. ... آه "تو"،،، حذف شدهای! لیلا_طیبی
-
گونه های پاییز
شنبه 30 مهر 1401 08:54
گونه های پاییز گل انداخته ست در “ مهر ” را وقتی تو وا کردی نیلوفر ثانی
-
طلوع نور در کوچه عشق...
شنبه 30 مهر 1401 08:54
طلوع نور در کوچه عشق... هر که را میدیدم سرگردان به دنبال خود بود دل کنجکاو شد و کوچه عشق را مسیر قرار داد غروب خورشید من نیز سرگردان به دنبال خود بودم!!! گویی آن کوچه ,کوچه از دَست دادن بود ساسان مردوخی
-
فقط خدا
شنبه 30 مهر 1401 08:53
-
گلدوزی می کنم
شنبه 30 مهر 1401 08:51
گلدوزی می کنم شعر نگاهت را بر دستمالی می بندم به چشمانم های های سرخ می ریزد بر قامت گونه در خلوت شب زاویه به زاویه دلتنگی را وجب می زنم بر خانهای که عطر تو لای درزهایش رخنه کرده طاقتم طاق بریده نفس از بی تابی مرغ انتظار ارغوان را بپرسید پس کی باز می شود در این قفس مرضیه شهرزاد
-
رفتی و بعد از تو تمام شهر خالیست
شنبه 30 مهر 1401 08:50
رفتی و بعد از تو تمام شهر خالیست حتی برایم زنده ماندن احتمالیست آنقدر شبها در نبودت گریه کردم در برکه ی چشم سیاهم خشکسالیست عطر غزلهای کسی پیچیده اینجا یا رد پای غصه ای در این حوالیست؟ آماده اند تا خون شعرم را بریزند حال و هوای هر شب من پرتقالیست بعد از تو هر فصلی که من دیدم خزان بود دور و بر عشقت فقط گل های قالیست...
-
زمزمه راهبه را می شنوم
جمعه 29 مهر 1401 09:54
زمزمه راهبه را می شنوم در پس تاریک ترین خواب بیداری سکوت کوه در وجودم زبانه می کشد پرده های نقش دار زمانه را نمی خواهم مرا به دیدار چشمه های ناب خوش , صدا بزن ابرهای تیره را از کنار پرتو نازک خورشید نوشیده ام مرا با گرمای سلامت خراب کن من هنوز طعم خوشرنگ نگاهت را به یاد دارم باز مرا با وعده های بیهوده ات شاد کن احسان...
-
این ابرها هم اگر نروند,
جمعه 29 مهر 1401 08:32
این ابرها هم اگر نروند, فردا شب از سمت دیگری مهتابی می شود, بعد این همه سال, ماه تمام سوراخ های آسمان را بلد است. محمد احسان هادی
-
پاییز
جمعه 29 مهر 1401 08:32
-
چندین هزارم از شعر کوتاه
جمعه 29 مهر 1401 08:31
چندین هزارم از شعر کوتاه لیک بیقرارم چون قصه کوتاه کوهی بزرگم پژواک یک آه اسرار عشقم کوتاه کوتاه علی اکبری
-
حال خوب
جمعه 29 مهر 1401 08:28