-
این منم غزلی عاشقانه
دوشنبه 30 آبان 1401 07:58
-
بی تو من باز شبی
دوشنبه 30 آبان 1401 07:56
بی تو من باز شبی خسته ازآن کوچه گذشتم بر لب قدحی می زده پیمانه شکستم من بودم و یک کوچه پر از حسرت فریاد یک پنجره و یاس سفید رفته از یاد یک خانه پر از خاطره با حوض و اقاقی مانده سر کوچه لب دیوار هنوز اسم تو باقی من خسته شبی باز از آن کوچه گذشتم مست از می و پیمانه بیاد تو نوشتم ایرج بهرام نژاد
-
مسیرمان سرِزبانها افتاد
دوشنبه 30 آبان 1401 07:55
مسیرمان سرِزبانها افتاد قرارمان را بگذار دو قدم مانده به صبح نزدیکِ کوچهٔ آسمان بعد از پیچِ زمین سرِ ساعتِ بیتابیِ هجرتِ شب آنجا… خواهند رقصید خورشید و ماه با ما سیدمحمدرضا لاهیجی
-
در پسِ پردهی چشمت
دوشنبه 30 آبان 1401 07:55
در پسِ پردهی چشمت چشمهای میجوشید که لب خشک نگاهم از آن تشنگی مینوشید من به دنبال رگِ خواب تو بودم در خواب که از آن قافلهای جا ماندم که به سوی تو شتافت من به جا ماندن از این دشت که اینجاست سزاوار ترم احمد صفری
-
چه منظره زیبایی
دوشنبه 30 آبان 1401 07:54
-
اگر شاخه گلی تنها شد
دوشنبه 30 آبان 1401 07:52
اگر شاخه گلی تنها شد آن زمان باید گفت دل تنها بس تاسف دارد. که نماندست با او قلب و لب عاشق که ندارد با خود همراهی تا اگر خورد زمین نه بخندد بر او که بگیرد دستش که ببوسد زخمش شاید تنهایی درد نیست این زمین طی زمان می کردد رو به خدا می چرخد چه کسی خواهد گفت که چرا رهگذران نکنند نیم نگاهی به هم نکند یار بخواهد یا بگنجد در...
-
زیباترین شعرم
یکشنبه 29 آبان 1401 07:51
زیباترین شعرم اتفاق دست های توست در متن دست های من عاشقانه ای که پروانه ها برای جلب توجهِ گل هاشان زمزمه می کنند و باران برای درمان بیدهای مجنون می خواند دست هایت ! این شرح حال زندگی پرویز صادقی
-
زین گونهام که در غم غربت شکیب نیست
یکشنبه 29 آبان 1401 07:49
زین گونهام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست گم گشتهی دیار محبت کجا رود نام حبیب هست و نشان حبیب نیست عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست در کار عشق او که جهانیش مدعی است این شکر چون کنیم که ما را...
-
طبیعت
یکشنبه 29 آبان 1401 07:47
-
شب ها بدون تو جیغ میکشند
یکشنبه 29 آبان 1401 07:47
شب ها بدون تو جیغ میکشند بنفش نارنجی جوجه اردک گفت: زندگی در گرو مرغابی ست فاضله هاشمی
-
در قلبم برویت باز بود
یکشنبه 29 آبان 1401 07:46
در قلبم برویت باز بود در سایه ایی پنهان روی سفره دلم به پهنای دهان نهنگ سفره انداختی یک شب نه هزاران هزار بار به خوش مزه گی نگاهت هر روی خوش تورا مز مزه غوط می دادم چی می شد در هنگام سپیده صبح رو در رو به روی سینه ام بی چسب همچون دو قلوها به خوابانم اگر با تکانی دلت ترک بر می داشت با بزاق دهانم تنت را خیس با وجودم نگه...
-
حال خوب
یکشنبه 29 آبان 1401 07:45
-
تشنه مانده است دلم
یکشنبه 29 آبان 1401 07:44
تشنه مانده است دلم ای سحر ای آرام جان ای چشمه روشنایی ای سرچشمه محبت ای همه وجود ما ای راز و نیاز ما ای همه امید ما در موج خروشان این هوای زندگی کسی می گفت ما که میسوزیم میشیم خاکستر تا بشیم زیباتر خونی که میگه اگر نفس بریدی خسته نشو نگو نمونده امید ببین چگونه شکسته شد این ساغر ببین چگونه شکسته شد این لبخندهای زندگی...
-
شاعر نمیمرید
یکشنبه 29 آبان 1401 07:43
شاعر نمیمرید بال میگشاید پرنده میشود و فراموش میکند راه زمین را سعید فلاحی
-
کمی عاشقانه
یکشنبه 29 آبان 1401 07:42
-
سنگها هم دل دارند!
یکشنبه 29 آبان 1401 07:42
سنگها هم دل دارند! این را از اشکهای پدرم فهمیدم,,, پدری, که مادرم به او سنگدل میگفت! سعید فلاحی
-
کوچه باغ خاطره
یکشنبه 29 آبان 1401 07:40
کوچه باغ خاطره سنگفرش نقطه چین باغ انگور و انار یاس ها و رازقی بوی عطر عاشقی مانده در دلهای ما خاطرات کودکی هفتسنگ ولیلی و الاکلنگ بوی شبنم در سحرگاهان عید یاد ایام خوش باهم شدن کودکیهامان به خیر قهرها و آشتی های دلنشین از سر کوچه تا ته کوچه دویدن خنده های با نمک روزهای پر زشور (یادباد آن روزگاران) خانههای کاگلی...
-
چه منظره زیبایی
یکشنبه 29 آبان 1401 07:39
-
شبم در من آرام بگیر
شنبه 28 آبان 1401 10:13
شبم در من آرام بگیر و بسترت را روی سینه ام پهن کن کهتا صبح به تماشای مژگانت آغوشت را زندگی کنم فائزه حسینی
-
چگونه رفته ای
شنبه 28 آبان 1401 10:12
چگونه رفته ای که پر کرده جهان را غیاب تو. حمید درخشان
-
روح من هر شب
شنبه 28 آبان 1401 10:11
روح من هر شب به اتاقش سر می زند او همیشه فکر می کند باد پرده ی پنجره اش را تکان می دهد گفته بودم / هر جا هستم ،نیستم/ قلبم پیش اوست نیما هوشمند
-
حضرت پاییز
شنبه 28 آبان 1401 10:10
-
باز پاییز آمد و تنهای شیدایی
شنبه 28 آبان 1401 10:07
باز پاییز آمد و تنهای شیدایی و این قلبم شده شیدا به تنهایی چه آسان گفته بودند: زیبایی! چه دشواری ببینم من به تنهایی به این دلشوره ها گفتم: می آیی و در حیرت فرو رفتم به تنهایی چه شد آخر؟! بگو با من که اینجایی بگو آخر نمیمیری به تنهایی بیا با من در این شب های رویایی که محبوب دلم هستی به تنهایی ببر دل را به یک نازِ...
-
کجایی؟
شنبه 28 آبان 1401 10:05
کجایی؟ نیستی؟ سلام من! من پشت آواری از فراموشی هایت پنهان شده ام غلامحسین افراس
-
نفرت
شنبه 28 آبان 1401 10:04
-
تو می آیی وا برها نیز سرود می خوانند
شنبه 28 آبان 1401 10:03
تو می آیی وا برها نیز سرود می خوانند . تومی آیی و سفر ها آغاز می شوند دفتر راز ها را گشودند. و اولین پرنده ها افسانه می خوانند. . . ک لاغ آخرین بود و سنگین ازحرف های جا مانده . کشان کشان در سرازیری می رفت تا به رود خانه رسید. بوفی از شب جا مانده دستش را گرفت و خشک کرد. و دو باره پرواز های سنگین . علی محسنی پارسا
-
طاقتی برای ماندن ندارم
شنبه 28 آبان 1401 10:01
طاقتی برای ماندن ندارم کاش زندگی دنیا هم ابدی بود خستگی را دوست دارم و کار را دوست دارم امید رسیدن به هدف را! علیرضا ایمانی فر
-
در شهر من بعد از تو بارانها غم انگیزند
شنبه 28 آبان 1401 10:00
در شهر من بعد از تو بارانها غم انگیزند بی عطر اندامت خیابانها غم انگیزند عمریست بی آغوش گرمت خانهام سرد است وقتی نمیآیی زمستانها غم انگیزند دریای عشقت روزگارم را فروپاشید در حسرتت همواره طوفانها غم انگیزند دلگیر کردم زندگی را با غزلهایم با درد شعرم کل انسانها غم انگیزند دنیای باران خیز من را کاش دریابی در شهر...
-
دلتنگی ام
شنبه 28 آبان 1401 09:56
-
مهربانی
جمعه 27 آبان 1401 08:05