-
پاییز
چهارشنبه 25 آبان 1401 07:28
-
در حسرت دیدارت
سهشنبه 24 آبان 1401 07:51
در حسرت دیدارت هر گل احساسی که در دلم می خشکد من هم کمی می میرم هر شب قطره های ساکت اشک بر گونه هایم علامت پرسش می شوند فردا پرنده ها خواهند خواند ؟! پرویز صادقی
-
تو که می خندی
سهشنبه 24 آبان 1401 07:45
تو که می خندی من برای داشتنت بیشتر گریه می کنم پرویز صادقی
-
گربه ملوس
سهشنبه 24 آبان 1401 07:44
-
خسته ای میدانم...
سهشنبه 24 آبان 1401 07:43
خسته ای میدانم... و دنبال تکه ای رویا... و کاش همان لحظه... خواب می بودم, سوار بر پلک چشمانت...!؟ حتی در زمانی که می گردانی سرت را از من...!؟ در زمان بی خیالی, در زمانخواب های خودخواهی...!؟ میشد آیا حتی در نگاه خاموشت, باز هم با تو می بودم...!؟ ایکاش میشد زود فهمید, بوی سوختن شمعی را در فراق معشوقی...! با ز ایکاش...
-
ناگفته های خاموش
سهشنبه 24 آبان 1401 07:42
ناگفته های خاموش پشت زبانی که اعجاز سخنش نیست و سکوت حاکم است بر دنیای اصوات زبان تو نجوای رقص انگشتان توست چه نیاز ها که در رامشگری آن است و نادیده گرفته میشود چه دلتنگی هایی که به سکوت متهم بودن و دیدهی چشمانت که راه کوچه را تار دید, من در تامل آنم که بیان عشق به کدامین شیوه ابراز میشود که زیباترین غزل است به گمان...
-
تنهایی ام پر از یاد توست
سهشنبه 24 آبان 1401 07:41
-
ببین چگونه باران رزق می بارد...!
سهشنبه 24 آبان 1401 07:40
بیا و به حال دلم, نماز باران بفرست... بر این چشم های تکیده, براین خاک ترک خورده... نسیمی خنک, از بشارت باران بفرست. بیا بر این ابرهای سیاه, معلق... ابرهای بلاتکلیف...! رعد وبرقی بزن و تلاطمی بفرست... چندصباحیست... رزق سحر از سفره ام بردند... بیا بر این سفره ی بی آب, بی نان... ولیمه ای از کوی دلبران بفرست... عزیز...
-
ای شکوفه پاییزی من
سهشنبه 24 آبان 1401 07:39
ای شکوفه پاییزی من من با تو شکوفه های بهار نارنج را کشف کردم کاش می شد زمان به عقب بر می گشت و به رویای صورتی می رسیدم شبنم و شکوفه در کنار هم چه زیباتر هستند و آن نقطه های سبز که از بالای ایوان میبینم و مربع در مربع های شیشه های رنگی اینجا بهشت است؟ یا از آسمان اردیبهشت می بارد ؟ ماهی گلی جواب داد: برای من عشق است...
-
پاییز
سهشنبه 24 آبان 1401 07:38
-
زیباتر از آنی که بگویم تو چو ماهی
سهشنبه 24 آبان 1401 07:37
زیباتر از آنی که بگویم تو چو ماهی بردی تو نه یک دل که هزاران به نگاهی شرمنده بُوَد چشمِ غزالان به حضورت اینگونه که خوش چشم و, وَ یا چشم سیاهی گل ها سَرِ تعظیم همه آورده که شاید روزی تو به چیدن بروی یا که بخواهی شمع و گل و پروانه همی چشم براه اند بهرِ تو فقط بر سرِ هر کوچه و راهی وقتی که به از ماه و چنین دلبر و نابی...
-
نبردیست ...
سهشنبه 24 آبان 1401 07:35
نبردیست ... در این خزان ببار باران بر هر کران رقص شعله هاست در این شوکران بوی باروت و مرگ نترس از نبرد بدان, که آزادی گرانبهاست ... فاطمه_دانشور
-
غمم امشب شراب ناب می خواهد
دوشنبه 23 آبان 1401 08:17
غمم امشب شراب ناب می خواهد غزل یک سجدۀ بی تاب می خواهد کویری ام بدون تو در این باور لبانم از لبانت آب می خواهد به بیداری نمی یابم تو را هر شب به دیدارت دو چشمم خواب می خواهد کسی مانند تو از من گذشته غم از هجران شراب ناب می خواهد کُجا ماه رُخت را می توان دیدن دل از رویت فقط یک قاب می خواهد ایوب محمدی
-
خدایاپناه مون باش
دوشنبه 23 آبان 1401 08:16
-
هر آن چه داشتم پر دادم
دوشنبه 23 آبان 1401 08:15
هر آن چه داشتم پر دادم در افق نگاه تو پای لبخند چشمانت قید جان را هم می زنم شب طاقت ندارد آسمان بی ماه را مرضیه شهرزاد
-
به وسعت مرورمکرر تمام عاشقانه ها
دوشنبه 23 آبان 1401 08:14
به وسعت مرورمکرر تمام عاشقانه ها زیباست مداراکردن با دوستت دارم های های ازسر خیالبافی ام دردنیای بی رحم تو و پراز حسرتِ من لعیا_قیاثی
-
پاییز
دوشنبه 23 آبان 1401 08:11
-
شرابِ سُرخِ میِ عشق , رویِ بهار
دوشنبه 23 آبان 1401 08:11
شرابِ سُرخِ میِ عشق , رویِ بهار به صحنِ چمنزار , لاله لاله بیار شمیم و شبنم و شهد و شکوفه در بزمند پیاله برقصان , به چشمهای خُمار به شانه های گلستان نشسته شبنم مهر به قطره قطره ی باران , ترانه ببار هوا مسیحا نفس , زمین گُل در گُل شکوفه های رنگ رنگ به روی شاخسار بگوش جان برسد نغمه های شور انگیز نفس به نفس , خنده می کند...
-
نوازش کن
دوشنبه 23 آبان 1401 08:09
نوازش کن چنان که در رگهایم زنانگی بهخروش آید و با تولد دختری بند رهایی به گردنم بیفتد. نوازش کن مرا که دستهای تو زندگیست ومن دلتنگ زندگی ام تا زنده ام... زهرا فروغی
-
تک درختم
دوشنبه 23 آبان 1401 08:08
-
موجِ طغیان خیزد از گیسویِ تو یا دینِ من
دوشنبه 23 آبان 1401 08:08
موجِ طغیان خیزد از گیسویِ تو یا دینِ من خانه ویران گردد از گیسویِ تو یا دینِ من ای عجب از دینِ من بسته به تارِ مویِ تو دین اگر این, مشکل از گیسوی تو یا دین من؟! علی پیرانی شال
-
جهان پرشده از انسانهای
دوشنبه 23 آبان 1401 08:05
جهان پرشده از انسانهای مغموم که با تکه پاره های عشق در یک دیگر تکثیر میشوند با لبانی براماسیده از هراس زیر درختانی عقیم و عریان دلتنگ هیاهوی گنجشکهایی بی منقارند با ریه هایی پرشده از دلواپسی عشق به یکدیگر عصمت هدیه میکنند تا دستانشان در هم گره خورده وبرای نجابت جهان آواز بخوانند ایرج بهرام نژاد
-
پاییز
یکشنبه 22 آبان 1401 07:58
-
شب های تیره و تارم را
یکشنبه 22 آبان 1401 07:58
شب های تیره و تارم را با رویای تو گذراندم. کابوس های شبانه ام را که عذاب می دهد روحم را با یاد تو زیبا کرده ام, لا به لای این ظلمت ها من تو را زندگی کرده ام! تورا لمس کرده ام! تو را نفس کشیده ام! اکه در رویا ها.... هلیا شفیعی
-
عده ای از بین شاعرها
یکشنبه 22 آبان 1401 07:57
عده ای از بین شاعرها که به هر واژه ترانه شدند چند سطر که نوشتند و چون به خط شدند در این راه یک شبه ستاره شدند, عده ای هم غزل ها نوشتند و عمری از گلوهایشان قلم ها روئید شعر ناب جوشید و در این مسیر همچون نخبگان از قطار پیاده شدند, اولین عده ایده به عقل شان نر سید مثل رشته بودند و عاقبت پنبه شدند دومین عده رنج کشیدند و...
-
حال خوب
یکشنبه 22 آبان 1401 07:56
-
دوش دستم که به دستت لرزید
یکشنبه 22 آبان 1401 07:56
دوش دستم که به دستت لرزید بوسه از ماه گرفتم و خدا می خندید سردی پاییزی این فصل به نفس های ما تاثیر نداشت شادی پر شوری بود و آنجا مجلس انس به هر گوشه روان بود. بوسه از ماه گرفتم یا تو روی مهتاب بدیدم یا تو؟ دیشب که تو را دیدم من کنار تو چه دلبرانه نشستم دو نگاه عاشقانه حرفهای بی بهانه دیشب که تو را میدیدم مهربانتر بودی...
-
نوشتم:
یکشنبه 22 آبان 1401 07:55
نوشتم: دست و پا بسته نگاه است مرا تو بگو, چشم تو قربانگاهست؟ پاک کردم و باز نوشتم: از پس پرده تماشای تو زیباست ولی ترسم از باد که این پرده بر انداختنیست پاک کردم اصلا بیخیال؛ بغض شهریار به وقت خواندن شعر یعنی هیچ واژهای حریف دلتنگی نمیشود نوشتم: بعد از ظهر ساعت پنج کجایی؟ احمد صفری
-
پاییز
یکشنبه 22 آبان 1401 07:54
-
در جنگ تن به تن با خودم گیر افتاده ام!
یکشنبه 22 آبان 1401 07:53
در جنگ تن به تن با خودم گیر افتاده ام! فرار کنم فرار می کند! بکشم,کشته می شوم! غلامحسین افراس