-
دمپایی های مادر به پایش تنگ شده
یکشنبه 11 دی 1401 08:33
دمپایی های مادر به پایش تنگ شده .... ومن دلتنگ سایه هایی هستم که گاهی 25 ساله اند.... گاه سی ساله تاریخ میان این روزها چقدر دلتنگ است میان این همه سایه های تنگ فریبابقش
-
دلتنگم
یکشنبه 11 دی 1401 08:32
-
وقتی که حرف تو میشود
یکشنبه 11 دی 1401 08:31
وقتی که حرف تو میشود تمام منطق ها بهم میریزد مثلا نمیدانم چگونه همان تو که آرام دلم را برده میشود آرام دلم
-
چه فرق میکند
یکشنبه 11 دی 1401 08:30
چه فرق میکند بهار باشد، یا پاییز، یا تابستان، بی گرمای دستانت تمام فصلها زمستان است "نسرین فخیمی"
-
ﺭﻭﺣﻢ"
یکشنبه 11 دی 1401 08:30
ﺭﻭﺣﻢ" ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ " ﻓﺎﺣﺸﻪ" ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯿﺴﺖ !!.. ﺑﮕﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ... " ﺩﺭﺩﻫﺎ" ﺗﻦ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ #مهرداد_سعیدی_نیا
-
روی تاباندی به چشمم قبله ی من ماه شد
یکشنبه 11 دی 1401 08:29
روی تاباندی به چشمم قبله ی من ماه شد مثل جیرانی که عشق ناصرالدین شاه شد لحظهی دیدار در حین تماشایت , نگاه بر زبان خاطر نشان ذکر بسم الله شد با دلم شد هم قبیله , رحم و راه آمد دلت هم دل و هم غصه و هم قصه و همراه شد میگسار چربدست و چیره دست من چه مست می به ساغر کرد و از حال حریف آگاه شد با تو گرم خاطره شبهای سرد عمر...
-
زمستان
یکشنبه 11 دی 1401 08:28
-
فاصله آنقدر کوتاه بود
یکشنبه 11 دی 1401 08:27
فاصله آنقدر کوتاه بود و غروب بی مروت عجول! که نه توانسته به خدا رسیده نه به آرزوهای پیر! ایمان میرزایی
-
من اکنون سخت دلتنگ توام,
یکشنبه 11 دی 1401 08:26
من اکنون سخت دلتنگ توام, هر کجا هستی همین حالا خودت را جای من بگذار بنشین و تماشا کن دل سیر, خودت را مروت خیری
-
انتظار
یکشنبه 11 دی 1401 08:25
-
بالاترین رهایی،
یکشنبه 11 دی 1401 08:25
بالاترین رهایی، آزاد شدن از نظرات دیگران است؛ روزی که بتوانی بدون وابستگی و اهمیت دادن به نظرات دیگران، از خودت و فردیتت لذت ببری، آن روز، روز رهایی توست! اشو
-
اگر کسی را دوست داری، باید او را
یکشنبه 11 دی 1401 08:25
اگر کسی را دوست داری، باید او را آنطور که هست دوست داشته باشی نه آن جور که گمان می کنی باید باشد! #آنا_کارنینا
-
باز امروز در سرم از فکر تو غوغاست10/10
شنبه 10 دی 1401 08:25
باز امروز در سرم از فکر تو غوغاست در دلم اشوب عشق توئه زیباست خوابم شکست و بر لبم خنده نشست تا فتنه ی فکر و خیال تو در دلم برخاست خاموشی لبم نه ز بیداری و رضاست عاجزم از گفتن عشقی که در دلم ز تو برپاست من عاشق توام و این عشق در دلم پابرجاست بنگر به چشمم که برای تو در دلم نواهاست دست منه دیوانه بگیر در دستت بنگر که چه...
-
شده دربازکنی
شنبه 10 دی 1401 08:25
شده دربازکنی خاطره چشمک بزند اشک راحلقه کنی دست رامشت کنی حنجره ات قفل شود بغض راداربزنی..... شده فریادکنی نامش را گوش هاکربشوند وتوازشدت غم یکدفعه دیوانه شوی همه راخط بزنی.... شده ازدوری یار شاعرومجنون بشوی دردراشعرکنی واژه پیدانکنی همه راپاره کنی.... سپیده رسا
-
گفتی که زمان دکمه برگرد ندارد10/10
شنبه 10 دی 1401 08:24
گفتی که زمان دکمه برگرد ندارد پاییز که شد جز غم نامرد ندارد در کوچه تنهایی ما باد خزان است بغضیست درین سینه که همدرد ندارد مهساپارسا
-
زندگی
شنبه 10 دی 1401 08:23
-
گر باز کنی چشمان عسل خویت را
شنبه 10 دی 1401 08:21
گر باز کنی چشمان عسل خویت را در لحظه آب می کنی تمام قند های دلم را گر بخندانی لب های نارون خویت را در لحظه دور میکنی تمام آشوب های دلم را گر برهانی گیسوان بلوط خویت را در لحظه باز می کنی تمام چاکرا های دلم را پوریا دین پروین
-
چشمانت سُوژهایست
شنبه 10 دی 1401 08:18
چشمانت سُوژهایست برایِ تمامِ شعرهایی که نسرودهام تفألهایی که به شهادت نگرفتهام نقالیهایی که نکردهام نقاشیهایی که نکشیدهام طرحهایی که از نو درنینداختهام قصههایی که نگفتهام کتابهایی که ننوشتهام نمایشهایی که بر صحنه نبُردهام سکانسهایی که بازی نکردهام اپیزودهایی که مستقل ندیدهام! سیدمحمدرضالاهیجی
-
دل بی صبر را غیراز شرر نیست
شنبه 10 دی 1401 08:18
دل بی صبر را غیراز شرر نیست برای عاشقان جز این خبر نیست اگر تیری رها شد از دو چشمت بسوزد این جگر , ورنه جگر نیست نظر بر حال این بشکسته دل کن که دارویی به جز لطف و نظر نیست تو زیبایی , تویی پاک و منزه به بزم ماز تو پاکیزه تر نیست بیا ساقی بده جامی ز چشمت در این محفل زمن دیوانه تر نیست بگیرم در بغل تمثال ماهت که جز...
-
"خوشبختی "10/10
شنبه 10 دی 1401 08:17
-
من عاشق و دیوانهام ای دلبر زیبا
شنبه 10 دی 1401 08:15
تکرار بکن خندهی طعم شکرت را بگذار میان دل من باز سرت را جمعِ تو شده هوش و حواس منِ عاشق پرواز بده سمت دلم بال و پرت را بگذار کِشَم شانه سرِ زلف سیاهت انکار بکن دغدغهی دور و برت را من عاشق و دیوانهام ای دلبر زیبا آواره مکن همسفر دربهدرت را چشمان بد از روی شما دور بماند آویز بکن آیهی چشم و نظرت را رخسار تو چون آب...
-
انسان باش
شنبه 10 دی 1401 08:14
-
بزن باران که من دلتنگم او اما نمی داند
شنبه 10 دی 1401 08:12
بزن باران که من دلتنگم او اما نمی داند بزن باران که دلتنگی شب یلدا نمی داند ببار امشب که من هم مثل تو لبریزِ اندوهم دلم تنگ است و آن دلدارِ بی همتا نمی داند بیا خوب آمدی.. امشب دلم تنگ است و ویرانم کسی فرقِ تو را با اشکِ سیل آسا نمی داند تو هم رنجیده ای از ماه خود مانند من امشب من هم آزرده ام از دستِ یک لیلا...نمی...
-
من کجا حقیقت کجا؟10/10
شنبه 10 دی 1401 08:11
من کجا حقیقت کجا؟ اینجا من زیر پرده کتمان هر جوری که بخواهند تفسیر می شوم! غلامحسین افراس
-
"دوست دارید بدانید چه کسى عکس پروفایل
جمعه 9 دی 1401 08:31
"دوست دارید بدانید چه کسى عکس پروفایل شمارا چک مى کند؟!" بگذارید من به شما بگویم آن بنده ى خدایى که با دل شکسته رهایش کرده اید.. آن بنده ى خدایى که خیلى وقت است سراغش را نمى گیرید آن کسى که وابسته اش کرده اید و بى توجه به این که ،چه بر سرش مى آید دنبال زندگى خودتان رفته اید او بارها در طول روز عکس پروفایل...
-
سایه پنهان شد
جمعه 9 دی 1401 08:30
سایه پنهان شد ارغوان آزرد شعر بی قافیه بی ردیف بی وزن است و پای شعر و غزل لنگ عجیب حال شعر گرفته است القصه همین است که سرانجام نفس ها خاموشی ست معصومه_مهدوی
-
میدانم که درقلبت جاودانه خواهم شد
جمعه 9 دی 1401 08:29
میدانم که درقلبت جاودانه خواهم شد چون باران که دلش بند ابر باشد محالاست شعری... شاعرش را فراموش کند!! مریم مینائی
-
+
جمعه 9 دی 1401 08:28
-
نه در سر غیر سودای تو باشد
جمعه 9 دی 1401 08:27
نه در سر غیر سودای تو باشد نه در دل جز تمنای تو باشد به کس غیر از تو نگشایم در دل که جای غیر یا جای تو باشد مشتاق اصفهانی
-
ای عشق! تاوان گناهم را ندادی
جمعه 9 دی 1401 08:26
ای عشق! تاوان گناهم را ندادی سرمایه ی عمر تباهم را ندادی دل را بدنبال خودت هرسو کشیدی تضمین کار اشتباهم را ندادی در گیر و دار قصه ی دلدادگی ها صبر مرا بردی و آهم را ندادی من پادشاه مرز و بوم درد بودم تاج از سرم بردی کلاهم را ندادی صد کوه امیّد مرا بر باد دادی با خرمنی از گندمم کاهی ندادی در آتشی با دود اسپندم نهادی یک...