-
حال خوب
جمعه 9 دی 1401 08:25
-
ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!
جمعه 9 دی 1401 08:23
ای بی وفای سنگدل قدرناشناس! از من همین که دست کشیدی تو را سپاس با من که آسمان تو بودم روا نبود چون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباس آیینه ای به دست تو دادم که بنگری خود را در این جهان پر از حیرت و هراس پنداشتی مجسمه سنگ و یخ یکی ست؟ کو آفتاب تا بشوی فارغ از قیاس مگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرار چون خلق بی ملاحظه باشیم...
-
هیچ قماربازی
جمعه 9 دی 1401 08:22
هیچ قماربازی به پایم نمی رسد آخر من درخاطر خاطره بازان دل باختم. پرشنگ بابایی
-
انتظار
جمعه 9 دی 1401 08:21
-
حضرت مادر, فدای گلرخ زیبای تو
جمعه 9 دی 1401 08:20
حضرت مادر, فدای گلرخ زیبای تو حضرت مادر, فدای دیده یِ شهلای تو حضرت مادر, غمت سنگین, دلت رام و متین جان چسان سوزد شرار شمعِ لا اِلّای تو حضرت مادر, چرا ناید سبب سازِ رحیل تا که بیند دیدگان, شورِ مزار آرای تو کوچه و شهر و زمین و آسمان گیرد سراغ از تو و بارانِ سبز و روحِ حق افزای تو مادرم آغوش بگشا چونکه محسن آمده سنگ...
-
اینکه مُدام میگویید،
جمعه 9 دی 1401 08:20
اینکه مُدام میگویید، یکی بیاید و مارا بلد باشد فقط خودمان را گول میزنیم. اویی که رفت هرچه بود و نبود را باخودش بُرد، دیگر چیزی ازما نمانـده که کسی بخواهد بلدش باشد... مائده زمان
-
دل خوشا آن که کنار یار باشد
پنجشنبه 8 دی 1401 08:00
دل خوشا آن که کنار یار باشد فراق قصه هجرش شمیم یار باشد بپرسید عقل از عشق دشوار تر از مرگ چیست عشق فرمود فراق از همه چیز دشوار باشد. حسین قادری
-
یازهرا(س)
پنجشنبه 8 دی 1401 07:59
-
لابلای بازی برگ و باد
پنجشنبه 8 دی 1401 07:59
لابلای بازی برگ و باد پشتِ پنجره ی پاییز, آه, بر صورتم باران داد! دیروز از بلاتکلیفی روز های تکراری سوارِ تند باد شادی را نوشیدم ! گذشتم .. ...اما گرما را بر تن بالکن خونه ی چوبی تاباندم گونه های سرخ آسمان بردیوار دلم نقاشی شده انگار اینجا متن رویاهای شبانه است دامنه ی خاطرات را سواره باید پیمود انباشتگی گلبرگ های...
-
تو را دوست دارم
پنجشنبه 8 دی 1401 07:55
تو را دوست دارم و این دوست داشتن حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته می کند احمد شاملو
-
تو بر نمی گردی...
پنجشنبه 8 دی 1401 07:53
تو بر نمی گردی... وَ این غمگین ترین شعر جهان است! که ترجمه نمی شود ؛ یعنی تو را به هیچ زبانی نمی توان برگرداند؟! مینا آقازاده
-
پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد
پنجشنبه 8 دی 1401 07:50
پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد که شوق افزون شود چون روزگاری در میان افتد به خود دادم قرار صبر بی او یک دو روز اما از آن ترسم که ناگه روزگاری در میان افتد خوش آن روزی که چون گویند پیشت حرف مشتاقان حدیث درد من هم از کناری در میان افتد #وحشی_بافقی
-
عشق من !
پنجشنبه 8 دی 1401 07:49
عشق من ! بشنو... هشدار نارنجی .. سیلاب دیدگانم .. آغشته با خون .. به دریا می رود در مسیر خاطراتمان منشین ! بگذار تنها بگذرد .. مجید جاوید
-
افتخار:((
پنجشنبه 8 دی 1401 07:47
-
دیدن لبخندِ تو چون شعله است و روحِ من
پنجشنبه 8 دی 1401 07:46
دیدن لبخندِ تو چون شعله است و روحِ من خرمن کاه است جانا , آتشی در من فِکَن بوسه ات طعم بهار است و نفس های تو یاس اسم تو صبح سپید و من سراسر التماس زندگی با صوت زیبای تو رقصان می شود عاشقی با دست تو , آسانِ آسان می شود گرمی آغوش تو , درمانگر این جسم سرد نا امید از زندگی بودم که من را زنده کرد عاشقی با دلبری های تو معنا...
-
تو را چه بنامم؟
پنجشنبه 8 دی 1401 07:45
تا دریچه را رو به باغی بگشاید که صدای پرپر شدنش به زمزمههای تو در عصرهای دلتنگی میماند! نامت، رازی است که سنگ را به نسیم و نسیم را به توفان بدل میکند و آتش در گلستانِ ابراهیم میافکند! مرا زهره ی آن نیست که نامت را به زبان آرم در تو مینگرم و میمیرم. #حسین_منزوی
-
حال خوب
پنجشنبه 8 دی 1401 07:45
-
ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
پنجشنبه 8 دی 1401 07:44
ای دیر به دست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندر من و چون دود برفتی چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی چون دوستی سنگدلان زود برفتی زان پیش که در باغ وصال تو دل من از داغ فراق تو برآسود برفتی ناگشته من از بند تو آزاد بجستی ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی آهنگ به جان من دلسوخته کردی چون در دل من عشق بیفزود برفتی #انوری
-
آزرده دل
چهارشنبه 7 دی 1401 07:45
-
قرار بود تمام این عاشقانه ها برای تو باشد
چهارشنبه 7 دی 1401 07:43
قرار بود تمام این عاشقانه ها برای تو باشد اگر کمی فقط کمی زودتر می آمدی!! مریم مینائی
-
خواستیم از کلمه بگذریم
چهارشنبه 7 دی 1401 07:43
خواستیم از کلمه بگذریم سکوت حاکم شد خواستیم از سکوت بگذریم دنیا لبریز هیاهوی ِبی انتها شد خواستیم ازهیاهو بگذریم تنهایی انبوه شد خواستیم از تنهایی بگذریم دلمان عاشق شد عشق بود اما تنهایی، هزار برابر شد و بعد هرچه کردیم از تنهایی خلاص نشدیم ماندیم و ماندیم تا همه چیز تمام شد .. نیلوفرثانی
-
کافههای شب
چهارشنبه 7 دی 1401 07:42
کافههای شب نام داستانی غمانگیز است داستانی از رؤیا و رقص و ابر از گمشدگی از جوانیهای خالکوبی شده و ما شکستخوردگان این داستانیم قهرمانانی تهنشینشده در قهوه و شب #رسول یونان
-
یازهرا(س)
چهارشنبه 7 دی 1401 07:41
-
اینروزها باید فکری برای آدمی کرد
چهارشنبه 7 دی 1401 07:39
اینروزها باید فکری برای آدمی کرد در تنهایی هایش دارد تمام میشود ... نیلوفرثانی
-
میروم بر سر راهش به امید نظری
چهارشنبه 7 دی 1401 07:39
میروم بر سر راهش به امید نظری آه اگر بگذرد آن شوخ و نگاهی نکند... هلالی_جغتایی
-
همه ی ما
چهارشنبه 7 دی 1401 07:38
فقط دو نوع شب در زندگیمان داریم شبی کـه میخواهیم زودتر صبح شود و شبی کـه هیچگاه دوست نداریم بـه صبح برسد و مرز بین این ها تنها یک «او » ست کـه بستگی دارد مانده باشد یا رفته باشد #رضا باقری
-
با خدا
چهارشنبه 7 دی 1401 07:36
-
جانا ز فراق تو این
چهارشنبه 7 دی 1401 07:35
جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی عطار_نیشابوری
-
گرچه افروختم و سوختم و
چهارشنبه 7 دی 1401 07:34
گرچه افروختم و سوختم و دود شدم شِکوِه از دست تو هرگز به زبانم نرسید شفیعیکدکنی
-
هوای تو چگونه است؟
چهارشنبه 7 دی 1401 07:34
هوای تو چگونه است؟ در من امشب، یکی دنبال چتر می گردد! # هادی قنبرزاده