-
((من نه منم, نه من منم...!))
پنجشنبه 22 دی 1401 08:16
میان نام تو انگار نسیم میوزد, و یک حس خوش حس خوش سرزندگی احساس میشود نام تو, انگار که دارد مرا نوازش میکند انگار میخواهد مرا در آغوش بِکِشد و از شدت عشق, بُکُشد! نام تو شاید سبز, شاید سفید نام تو شاید آبی ست شاید هم به رنگ برگ های پاییزی ست نام تو همانند نور, تمام رنگ ها را در خود جمع کرده, به همراه زلالیت و پاکی....
-
گفته اند از طرف عشق کسی می آید
پنجشنبه 22 دی 1401 08:03
گفته اند از طرف عشق کسی می آید بر نفس دادن من زی نفسی می آید تا منور شود از پرتو گل چشمانم لاله ای از وسط خار و خسی می آید زخم این خار و خس و بی نفسی اشک سرخ است که از دیده بسی می آید چشم در راه نشستم که ببینم رویش دلخوشم تا که ببینم فرسی می آید به امیدی که رسد , بند زپا بگشایم شوم آماده که فریاد رسی می آید ( دفتری )...
-
چه کنم
چهارشنبه 21 دی 1401 07:54
چه کنم با چه کنم های دل بی هدفم...؟ #فاضل_نظری
-
من, نشسته بودم و حیرت
چهارشنبه 21 دی 1401 07:53
من, نشسته بودم و حیرت در کنار من نه! مقابل من نمی دانم چه شد, اما زود به سکوت چند ساعتی گذشت... نرجس فاطمی
-
گل نرگس
چهارشنبه 21 دی 1401 07:52
-
پاییـز بـرگ هـا را بـرده بـود
چهارشنبه 21 دی 1401 07:42
پاییـز بـرگ هـا را بـرده بـود و خرمالـو در سـوزِ زمستـان تنهایـی اش را می شمـرد و دلتنـگی هر سالـه اش پایـدار زیـر لـب زمزمـه می کـرد: کاش فصـل رفتـن یکـی بـود! حیدر ولی زاده
-
نه بخاطر من،
چهارشنبه 21 دی 1401 07:39
نه بخاطر من، که بخاطر این همه واژه در به در برگرد. آخر کلمات به تو عادت کرده اند، و هنوز پی عطرت لا به لای خیال هایم میروند. مازیار مجد
-
نه در نگاه اول
چهارشنبه 21 دی 1401 07:38
نه در نگاه اول بلکه عشق در آخرین نگاه است زمانی که می خواهد از تو جدا شود آن گونه که به تو می نگرد به همان اندازه دوستت داشته است "ناظم حکمت" ترجمه : سینا عباسی هولاسو
-
از تراکم ِحروف در گلوی ِتنهایی
چهارشنبه 21 دی 1401 07:36
از تراکم ِحروف در گلوی ِتنهایی سکوت پشت سکوت بیرون میریزد .. نیلوفرثانی
-
حال خوب
چهارشنبه 21 دی 1401 07:35
-
پرپرواز ندارم اما
چهارشنبه 21 دی 1401 07:30
پرپرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب پارو می کشند خوشا رها کردن و رفتن خوابی دیگر به مردابی دیگر خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر خوشا پر کشیدن خوشا رهایی خوشا اگر نه رها زیستن مردن به رهایی! آهی این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند. ☽︎شاملو☾︎
-
تو گناهی ساده هستی
چهارشنبه 21 دی 1401 07:24
تو گناهی ساده هستی وَ من ، معصومانه به تو مرتکبم! مینا آقازاده
-
"صبحت بخیر،زیباترین بهانه ى بیدارى"
چهارشنبه 21 دی 1401 07:23
مینویسم روىِ یک کاغذ؛ "صبحت بخیر،زیباترین بهانه ى بیدارى" میچسبانم به هرکجا که چشمانَت زودتر درگیرش میشوند علی قاضی نظام
-
به دریا مینگرم
چهارشنبه 21 دی 1401 07:21
به دریا مینگرم با هر موجش برگی از زندگی ام ورق میخورد تو در بند بند دفتر زندگی ام حضور داری عطر تو چنان مستانه مشامم را نوازش میکند که میخواهم در تو غرق شوم. شیرین جاهد
-
روز اگر آفتاب سوزان است
سهشنبه 20 دی 1401 08:21
روز اگر آفتاب سوزان است شب, لطیف و ستاره افشان است عاشقی, خصلت بیابان است عاشقش گشته ام. محمدعلی رضاپور
-
گل من درد مرا از غم دلدار ببین
سهشنبه 20 دی 1401 08:20
گل من درد مرا از غم دلدار ببین همه افسوس جهان در دل بیمار ببین به کنارم برسان پیکی از نقش امید وسعت بی کسی و حسرت بسیار ببین ِِشمه ی بی کسی ام رفت به افلاک و زمین بی مروت منشین طعنه اغیار مبین تازیانه زده یأس بر تن طاقت من مرهم است چشم تو, با دیده تیمار ببین می درد شوق امید در شفق سایه ی تو هر قدم وهم وصال و غم دیدار...
-
دوست داشتن
سهشنبه 20 دی 1401 08:15
-
من از روزهای قبلِ تو هیچ یادم نیست
سهشنبه 20 دی 1401 08:12
من از روزهای قبلِ تو هیچ یادم نیست نمی دانم آن روزها کجای عمر مَنَند هیچ یادم نیست گویی از ابتدای جهان با تو زیستم من به هوای تو از همه عالم گریختم شاید از صبح ازل دوست می داشتَمَت از همان روزهای پیدایش زمین شاید از زمان غفلت فرشته ای از همان زمان به قلب من نشسته ای دوست می دارمت و از روزهای قبلِ تو هیچ یادم نیست طیبه...
-
تو همه هستیم هستی
سهشنبه 20 دی 1401 08:11
تو همه هستیم هستی که من بی پروا دوستت دارم همان که بی بهانه برایت جان میدهم تو را با گلهای یاس روی موهایِ پریشانت تو را با نگاه نافذت دوست دارم نزدیک باشی یا دور مهم نیست سخن بگویی یا ساکت, مهم نیست مهم این است که تو را میپرستم جانانم تو قشنگ ترین دلیل برایِ تپیدن قلبِ منی میدانم دیوانه صدایم میکنند میدانم...
-
مسافری از جنس بلور...
سهشنبه 20 دی 1401 08:10
مسافری از جنس بلور... شاهدِ پیوندِ دل و دیده ! کِل میکشند ؛ لبهای لرزان, مُهر سکوت . شاید وقتی دیگر مژگان_کریمی
-
زندگی را ساده کن
سهشنبه 20 دی 1401 08:10
-
چشم تو شرح غزلخوانی شب های منست
سهشنبه 20 دی 1401 08:05
چشم تو شرح غزلخوانی شب های منست عشق تو صحبت پنهانی شب های منست ماه من! تا گل و پروانه و رویای تو هست این همه خاطره ارزانی شب های منست سر آشوب ندارم ولی ای شهر سکوت بعد از این نوبت هذیانی شب های منست علت آن سر شوریده که بر باد نرفت حاصل بی سروسامانی شب های منست آتشی در تن سوزان من افتاده و باز توشه ی فصل زمستانی شب های...
-
بـا عشـق تو من زنـده ام, ﺍﺯ خود ﮔـﺮﯾﺰﺍﻧﻢ ﻣﮑﻦ
سهشنبه 20 دی 1401 08:01
بـا عشـق تو من زنـده ام, ﺍﺯ خود ﮔـﺮﯾﺰﺍﻧﻢ ﻣﮑﻦ در بـنـد و در دام تـوام, ﺑـﺎ عـﺸـقت آﺯﺍﺭﻡ مکن دیدم دو چشم نافذت, گفتم چو مرغی عاشقم دامـت بنـه جـای دگـر, پـابنـد این دامـم مکن با چشم مستـت دلـبـرم, دل را ز دل بـردی مـرا چون دل گرفتـار تو شد, دلـخون و بیمارم مکن از بـاده ی چشمان خـود, پر کـن مرا ساقر, ولی زیـن مستی عشقت...
-
تو آهو چشم سنگین دل, خرابم می کنی آخر
سهشنبه 20 دی 1401 08:00
تو آهو چشم سنگین دل, خرابم می کنی آخر به آتش می کشی روزی, کبابم می کنی آخر من از هُرم نفس های تب آلود تو دانستم چنان نیلوفری در پیچ و تابم می کنی آخر اگر چه مثل تاکی گرد ایوان تو می پیچم پر از شیدایی و شور و شرابم می کنی آخر قمار سرنوشتم را به روی کاکلت بستم مگو ایجان که: درگیر سرابم می کنی آخر به حکم سرنوشت اینهمه...
-
نخودچی وکشمش
سهشنبه 20 دی 1401 07:59
-
ناز کن ناز تو ای جان خریدن دارد
سهشنبه 20 دی 1401 07:53
ناز کن ناز تو ای جان خریدن دارد منت همچو گلی باز کشیدن دارد جام شیرین شرابی ,لبانت چو عسل مزه ناب عسل با تو چشیدن دارد ارزویم شده دیدار رخ زیبایت در شب چهاردهم ماه چه دیدن دارد عاشقت هستمُ گویا سپاه چشمت بامن ساده سر جنگ جدیدن دارد من که مغرورترینم ,ولی عیبی نیست ناز کن ناز تو ای جان خریدن دارد مریم امیری نیا
-
امروز تمام را ناتمام نوشتم
سهشنبه 20 دی 1401 07:52
امروز تمام را ناتمام نوشتم شاید فردا مهلتی باشد برای اتمام! غلامحسین افراس
-
نفس ها را باد
دوشنبه 19 دی 1401 08:03
نفس ها را باد تا عشق آمین بگوید . نیلوفر_ثانی
-
ما فقط باید عاشق کسانی شویم
دوشنبه 19 دی 1401 08:02
ما فقط باید عاشق کسانی شویم که میتوانند در کنارمان بمانند « شاعر : پائولو کوئیلو »
-
"سکوت غلــــیـــظ"
دوشنبه 19 دی 1401 07:59
مثل گنجشک میان تودۀ سیم خاردار، تقلا می کنم و هرچه بیشتر... فقط به مرگ نزدیک تر می شوم و تو بی هوا به آبیِ آزادی بال می کشی... خداحافظی نمی کنم! حتی دست تکان نمی دهم فقط همین ، "سکوت غلــــیـــظ" برای آخرین سِکانس... "امیر ارسلان کاویانی"