-
چشم در راهِ کسی هستم
پنجشنبه 4 اسفند 1401 08:14
چشم در راهِ کسی هستم کوله بارش بر دوش، آفتابش در دست، خنده بر لب، گل به دامن، پیروز کولهبارش سرشار از عشق، امید آفتابش نوروز… با سلامش، شادی در کلامش، لبخند از نفسهایش گُل میبارد با قدم هایش گُل میکارد؛ مهربان، زیبا، دوست، روح هستی با اوست! قصه سادهست، معما مشمار، چشم در راه بهارم آری، چشم در راهِ “بهار” …!...
-
دور کسی بگرد که..
پنجشنبه 4 اسفند 1401 08:13
-
عشق پیری گر بجنبد سر صحرا به می کشد
پنجشنبه 4 اسفند 1401 08:12
عشق پیری گر بجنبد سر صحرا به می کشد گر نجنبد عشق نافرجام او ماله بر هرچه دنیای بی سروپا می کشد گر ننوشد شربت شیرین عشق باشد او دیوانه ای که سر به هر جا می کشد گر نشد قفل کلیدش باز بست ناله و فریاد او سر به ثریا می کشد چون ندارد حمالی که بار او کشد بار تنهای خود را تک و تنها می کشد محمود فتحی چقاده
-
در ناب ترین لحظهء بی طاقتی عشق
پنجشنبه 4 اسفند 1401 08:04
در ناب ترین لحظهء بی طاقتی عشق خاکستر دل، در گذر باد تو افتاد من "یاس"ترین وسوسهء سیب "خیال"م وقتی گذرم بر غزل آباد تو افتاد.... #محمد_جوکار
-
پـایـیز, کـیمیـاگر قـهّار خـوشخـبر!
پنجشنبه 4 اسفند 1401 08:03
پـایـیز, کـیمیـاگر قـهّار خـوشخـبر! عاشقتر از همیشه بیافشان به خاک, زر دستی بکش به بستر پرموی سطح خاک بر خاک هدیه کن همه اوراق بیثمر اندام لـخت کوه بپوشان به رخـت برف بکـّن لبـاس جنـگل مغرور خیرهسر برخوان دوباره بوسـۀ تنـدر به خـاک خـیس توفان بگو به ساحل غافل بزن تشر همخندهام, حساب تو از دیگران جداست! تنها...
-
آنقدر زیبایی
پنجشنبه 4 اسفند 1401 08:02
-
گمشده نهایی
پنجشنبه 4 اسفند 1401 07:59
گمشده نهایی .در شهر چیزی گم شده . همه دور تا دور شهر را گرفته اند مبادا. فرصت کم شود. پیر و جوان سراسیمه و دست پاچه به دنبال هدف . دو صبح گذشت و چیزی دستگیر شان نشد. خشم در کل شهر سایه افکند. پیر مردی بی خیال شال کمرش رادر جوی اب انداخت و چیزی را در جیب گذاشت. و منتظر نگهبان شب بود تا شیفت را تحویل بگیرد. سال ها گذشت...
-
همیشه بر سر عهدی نبسته میمانم
پنجشنبه 4 اسفند 1401 07:58
همیشه بر سر عهدی نبسته میمانم کتاب خاطره را نانوشته میخوانم میان جنگل شرجی به خوبی باران اسیر جاذبه های نسیم و گیلانم مرا به مرز جنون می بری برای چه سر چه داری از این روزگان ویلانم چگونه پر بکشم سمت آسمانت را منی که ساکن جغرافیایی ویرانم تو از سلاله عشقی تو محرم رازی من از حقیقت این ماجرا چه میدانم تو خود بهاری و صدها...
-
چهارچیز..
پنجشنبه 4 اسفند 1401 07:57
-
من ماندم و چتر و یک بغل دلتنگی
پنجشنبه 4 اسفند 1401 07:56
با حال و هوای سرد "آبان" چه کنم؟! با خشخش برگ در خیابان چه کنم؟! من ماندم و چتر و یک بغل دلتنگی با حال گرفته زیر باران چه کنم؟! #زهرا_نوروز
-
حالی که خوش است
پنجشنبه 4 اسفند 1401 07:55
حالی که خوش است بی قرارش نکنید عشق است ولی باز قمارش نکنید حرفی نشده باز زمین گیر شدی حرف از دل ما بود شعارش نکنید #حسین_فائزی
-
ارزش ندارد انسان برای مبارزه کردن با کوته فکران
چهارشنبه 3 اسفند 1401 08:08
ارزش ندارد انسان برای مبارزه کردن با کوته فکران خود را آزرده سازد زیرا پیروزی بر آنها هیچ ارزشی ندارد میکل آنژ
-
باشهدا
چهارشنبه 3 اسفند 1401 08:07
-
آزارهایــت
چهارشنبه 3 اسفند 1401 08:07
آزارهایــت آه های زیـادی را در سقفِ سینـــه ام تنیده است… همیـن روزها فراموشی ات را بر می دارم گوشـــه گوشــه ی این سینه را از غبـــارِ غصـّه هایت می تکــانم… مینا آقازاده
-
ماهِ شعبانْ هر سال می دَهد این را نَوید
چهارشنبه 3 اسفند 1401 08:06
ماهِ شعبانْ هر سال می دَهد این را نَوید که غَم و غُصه از این برگِ تقویم پَرید همه شادی است و شور همه میلاد است و عید کَس در این ماهِ خدا غَم و اَندوه نَدید سِوُمین روزَش حُسین چارُمینَش را بِگید ؟ آفرین عباس است روزِ جانبازان رسید پَنجُمین روزَش بِدان گَشته یک روزِ سَعید چون که زِینُ العابِدین روزِ میلادَش رسید شیعه...
-
هنوز بدرود نگفته ای ، دلم برایت تنگ شده است
چهارشنبه 3 اسفند 1401 07:59
هنوز بدرود نگفته ای ، دلم برایت تنگ شده است چه بر من خواهد گذشت اگر زمانی از من دور باشی هر وقت که کاری نداری انجام دهی تنها به من بیاندیش من در رویای تو شعر خواهم گفت شعری درباره چشم هایت و دلتنگی
-
یا امام رضا(ع)محتاجتم
چهارشنبه 3 اسفند 1401 07:57
-
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
چهارشنبه 3 اسفند 1401 07:57
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . . ﻻﺍﻗﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . . ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﺮﻋﮑﺲﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ . . . ﺑﺮﺗﻨﻢ ﻣﯿﺸﺪ ﮔﺸﺎﺩ ﺍﯾﻦﭘﯿﺮﻫﻦ . . . ﺁﻥ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ، ﮐﻮﺩﮐﯽ ، ﺳﺮﻣﺸﻖﺁﺏ . . . ﭘﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺟﺎﯼﺧﻮﺍﺏ . . . ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ . . . ﺩﻝ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖﻫﺮ ﮐﺴﯽ . . . نیما یوشیج
-
تمایل ما بە تغییر آینده، ما را وادار
چهارشنبه 3 اسفند 1401 07:55
تمایل ما بە تغییر آینده، ما را وادار میکند تا این حقیقت بنیادی را فراموش کنیم کە: «زندگی چیزی جز لحظهی حال نیست.» لحظەای کە برای همیشە ناپدید میشود. اروین یالوم
-
ای که موهای تو زرد و آن چشای اطلسی
چهارشنبه 3 اسفند 1401 07:55
ای که موهای تو زرد و آن چشای اطلسی من ز عشق تو در آیم نغمه ای حال و شبی ماه من از دوری تو غم شده گریه بسی در نگاهت شاد بود دیگر حزین را مرهمی نام تو مهر است و باز مریم چه نازی می کند بر زدی بر قلب من عرفان و آتش گوهری ماتمش را از دوایی شاهدان پر می زنند گل به آن خنده بر آید آن صدا را مهشری پس جهان پاینده است از عشق بی...
-
خدایا
چهارشنبه 3 اسفند 1401 07:54
-
ماجرای من و تو، باور باورها نیست
چهارشنبه 3 اسفند 1401 07:53
ماجرای من و تو، باور باورها نیست ماجراییست که در حافظه دنیا نیست نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست تو گمی درمن و من درتو گمم باورکن جز دراین شعر نشان و اثری ازما نیست شب که آرام تر از پلک تو را میبندم بادلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست من و تو ساحل و دریای همیم اما نه! ساحل اینقدر که...
-
در بند
سهشنبه 2 اسفند 1401 08:25
ایتا ..................... حال خوب ................ bagheri6298q
-
نگاهم کن
سهشنبه 2 اسفند 1401 08:24
نگاهم کن ای" الفبای عشق " تا آفتاب ؛ از دریچه ی چشمانت طلوع کند و صبح من ؛ آغازگر... یک جنبش عاشقانه باشد
-
در بیابان طلب، راهبری نیست مرا
سهشنبه 2 اسفند 1401 08:22
در بیابان طلب، راهبری نیست مرا سر پرواز به باد دگری نیست مرا آن نفس باخته غواص جگرسوخته ام که به جز آبله دل گهری نیست مرا روزگاری است که با ریگ روان همسفرم می روم راه و ز منزل خبری نیست مرا می زنم بال به هم تا فتد آتش در من از دل سنگ امید شرری نیست مرا ساکن کشتی نوحم ز سبکباری خویش چون خس و خار ز طوفان خطری نیست مرا...
-
انگار پریشان شدنم را تو ندیدی
سهشنبه 2 اسفند 1401 08:21
انگار پریشان شدنم را تو ندیدی بی تابی باران شدنم را تو ندیدی لیلاتر از آنی که به پیش تو بنالم مجنون بیابان شدنم را تو ندیدی هر بار سر کوچه سراغ از تو گرفتم ویلان خیابان شدنم را تو ندیدی گفتی که گرانست تماشای محبت ناچاری و ارزان شدنم را تو ندیدی بگذار به مقصد برسانم دل خود را تا بی سروسامان شدنم را تو ندیدی ای بخت...
-
گر چه مجنونم ولی نقش لیلی می آید به تو
سهشنبه 2 اسفند 1401 08:06
گر چه مجنونم ولی نقش لیلی می آید به تو آه آن لبحند دل آنگیر و رعنا می آید به تو دیکته عشقم گرفتی و گفتی باید وفا کنیم جان من از تو امید وفا ندارم جفا می آید به تو هم او میخواست تو را , هم تو نمی خواستی مرا از گلایه بگذریم, آن قدو کاکل سیاه میاید به تو صبر یعقوب ندارم تا گم گشته ی ما باز آید آه ای دلبرکم نقش خدنگ زلیخا...
-
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
سهشنبه 2 اسفند 1401 08:04
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت #شهریار
-
تنها دلیل خلقت عالم, محمد (ص)است
سهشنبه 2 اسفند 1401 08:03
تنها دلیل خلقت عالم, محمد (ص)است نوح و مسیح و حضرت آدم, محمد (ص) است مجموع عشق و عاشق و معشوق در جهان یعنی علی و آل علی (ع) هم, محمد (ص) است الیاس نجاری
-
صلوات
سهشنبه 2 اسفند 1401 07:56