-
جهان چه آبگینه شکستهایست
دوشنبه 29 اسفند 1401 07:55
جهان چه آبگینه شکستهایست که سرو راست هم در او شکسته مینمایدت. چنان نشسته کوه در کمین درههای این غروب تنگ که راه بسته مینمایدت “هوشنگ ابتهاج”
-
اگر چه شمعی و از سوختن نپرهیزی
دوشنبه 29 اسفند 1401 07:54
اگر چه شمعی و از سوختن نپرهیزی نبینمت که غریبانه اشک میریزی هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن بخند! گر چه تو با خنده هم غمانگیزی خزان کجا تو کجا تک درخت من! باید که برگ ریخته بر شاخهها بیاویزی... فاضل نظری
-
کجا می روی؟
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:25
کجا می روی؟ تمامِ جاده ها تا ابد در دست تعمیرند! چمدانت را باز کن و عطر این خانه را استشمام کن... محمدرضانعمت پور
-
پر از دلشوره و ترسم میان بازوان تو
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:24
پر از دلشوره و ترسم میان بازوان تو چرا این حس مبهم را فقط گنجشک می فهمد؟ لادن آهور
-
ای دل غم دیده , زنده شو یار آمده
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:23
ای دل غم دیده , زنده شو یار آمده بوی گل آمد , یوسف ز کنعان آمده ذلیخا کو ؟ دِه دو چشمانش شفا ای جفا دیده غم مخور , یار آمده نغمه منصورکوهی
-
به پای آمدنت, دسته گلی نرگس چیدم.
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:22
-
عشقِ جانسوزت چرا ویرانه میخواهد مرا
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:22
عشقِ جانسوزت چرا ویرانه میخواهد مرا چشمِ مستت تا به کی دیوانه میخواهد مرا شاعرت را همچو مجنون کردهای لیلای من بودنت در بهترین افسانه میخواهد مرا با نگاهت مستتر کردی دلم را ای عزیز چشمهایت غرق در میخانه میخواهد مرا عشق را با زلف زیبایت دوچندان کردهای گیسوانت شاعری مستانه میخواهد مرا باش تا هر شب طوافت کرده...
-
بدترین حال دنیا وقتی ست
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:21
بدترین حال دنیا وقتی ست که تو زودتر عاشق شده ای و باید صبر کنی تا معشوق هم به پای تو برسد یا حتی نرسد. برایان معتقد است عشق به آدم ویران کننده است و برای همین او عاشق سگش شده. گاهی نگاهش می کنم و فکر می کنم کاش همه چیز به این سادگی بود. معشوق را به خانه می آوردی و با طنابی که به گردنش بسته ای می کشیدی. می گفتی من...
-
انتظار
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:20
-
تنهایی ام را می شویم
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:19
تنهایی ام را می شویم به بند رخت می آویزم می ترسد از آفتاب فرار می کند و شبیه سایه به من پناه می آورد تنهایی ام را اطو می کنم تا صاف شود تا وقتی در خیابان راه می روم به من بیاید گاهی دستم را بگیرد شاید عصای پیری ام شود! تنهایی ام را به تخت خواب می برم موهایش را شانه می زنم و برایش معجزه می بافم لبخند می زند و در من...
-
تو میدانى من آرزو دارم ...!
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:12
تو میدانى تنهایى ، سهم دنیاى سنجاقکهاست وعمرشان باندازه ى خطِ کف دستِ من کوتاه است و چه ساده یک روز در دهان پرنده اى بسر مى آید تو میدانى من آرزو دارم آن سنجاقکى باشم که هر روز دور از چشم ِ آن پرنده کنار پریشانى گیسوانت مى نشست و در سجده ى خدایى که عشق را اینچنین اشک آلود در چشمهاى من نشانده است از صبح تا شام تار تارِ...
-
دیوانه را..
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:10
-
ادم می تواند
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:08
ادم می تواند بارها و بارها به کسی که دوستش دارد "فرصت" دوباره بدهد ... می تواند بارها و بارها "اشتباهاتش" را نادیده بگیرد... می تواند مانند روز "اول" ، ذهنش را برای او "پاکسازی" کند... به شرطی که : "اوی دیگر" ؛ ادمِ "زندگی اش" باشد ، ادمِ "دوست...
-
دیگران در تب و تاب شب عیدند ولی
یکشنبه 28 اسفند 1401 08:08
دیگران در تب و تاب شب عیدند ولی مثل یک سال گذشته به تو مشغولم من ((کاظم بهمنى))
-
السلامعلیڪیابقیةالله
شنبه 27 اسفند 1401 08:15
ایتا....bagheri6298q
-
اِی کاش بودی یک نفر, تَنها برایِ یک نفر
شنبه 27 اسفند 1401 08:14
اِی کاش بودی یک نفر, تَنها برایِ یک نفر دِل فَدایِ یک نفر, هَم جان فدایِ یک نفر گَر که بَرخاستِه صدایِ صورِ اسرافیلِ عِشق مَحو گردد آن مُنادی, اَندَر نِدایِ یک نفر آوَرَد سوداگرِ عشق, دَر اِحتِکارِ خویشتَن خَنده هایِ یک نفر, هم عِشوه هایِ یک نفر سِرِّ توحیدِ پَرَستِش, اِنحصارِ عشقِ اوست تا بَرِی باشد زِ شِرک, جُملِه...
-
از پشت پنجره ی تب دار
شنبه 27 اسفند 1401 08:14
از پشت پنجره ی تب دار می بینمت ، می خندی با نگاه ماه اینجا دلم و من آنجا تو و نگاه! لیلا_مهتاب
-
می شود از دلِ غم دیــــدهٔ مـن یـاد کند
شنبه 27 اسفند 1401 08:12
می شود از دلِ غم دیــــدهٔ مـن یـاد کند بلکــــــه گنجشکِ دلـم از قفس آزاد کند آن پری چهره کــــه دنیا بـه مرادش باشد می شود گـــاه کمی کـــار پـــــریـزاد کند پـــــرِ پــرواز ندارم کـــــه طوافش بکنم غـــزلم جـــــور شود خــاطرِ من شاد کند غــــزل از چشم سیاه و لب شیرین گویم بلکه بیــــدار شود فکر بـــــه فرهاد کند...
-
حال خوب
شنبه 27 اسفند 1401 08:09
-
پشت نقاب مهوش ات ...آشفته حالی داشتی
شنبه 27 اسفند 1401 08:08
پشت نقاب مهوش ات ...آشفته حالی داشتی ای کاش مخفی میشد آن, فکری که خالی داشتی دنیا نمی ارزد که من ....درگیر رویایت شوم اما چه میشد مثل قبل...اوجی! کمالی! داشتی خاموش باید بود و این راز نمایان را شنید این درد نقش آلوده را ....شرح محالی داشتی بر نقش قلبم حک شده, روز فراق و بعد از این مثل غریبه با منی....دیگر....خیالی...
-
میترسم بگویم دوست َت دارم
شنبه 27 اسفند 1401 08:07
میترسم بگویم دوست َت دارم کسی بشنود و چشمی شور باشد نگفته در دهانم یخ بزند عاشقانه هایم از سکوتم امـــا تو بخـــوان هــــمه را نیلوفرثانی
-
باز شاخه گلی یک بهـانه می شود
شنبه 27 اسفند 1401 08:05
-
از بوسه ی لب سوز تو عمرم بـه فنـا رفـت
شنبه 27 اسفند 1401 08:04
از بوسه ی لب سوز تو عمرم بـه فنـا رفـت سوزانـدیم از ریشـه و آهـم بـه هـوا رفـت ویـروس لـبـت بـر دل دیـوانـه چـو افتـاد عقـل از سر مـا بـرده و از دیده صفا رفـت در خـواب شـبی بـاز تـو را دیـدم و قـلـبم بیـر ون شـدش ازسینـه و دنبـال بلا رفـت از شـوق وصـالـت دل مـا همـچـو قـنـاری سر گـشته و مستانه نـدانم بـه کـجا رفت...
-
وقتی که خورشید دلم گم شد
شنبه 27 اسفند 1401 08:04
وقتی که خورشید دلم گم شد درپس هاله های نورانی وقتی ازگوشه ی افق سر زد برشفق اتفاق وحرمانی مرگ یک لحظه از خیال گذشت پرشد از خون نفیر انسانی باید از دیده های شاهد بود یا پری وار مرد ومردم شد کم کمک چشم نور را بوسید تا که شاید خیال یار گذشت یا که فهمید بوی دلبررا یا سراغ از عمود نور گرفت دفترم رنگ برگ سرخ انار آن دل...
-
دل خوش بودم به داشتن
جمعه 26 اسفند 1401 08:17
دل خوش بودم به داشتن تنها یک خاطره ی از تو یاد سردی نگاه ت افتادم هوای تنم سرد شد خاطره یخ زده شد باورم شد خاطرات هم دیگر از تو دستور می گیرند مژگان بختیاری
-
عاشقان را رخصت کنکاش نیست
جمعه 26 اسفند 1401 08:16
عاشقان را رخصت کنکاش نیست مهربانی در پی پاداش نیست من چه سان باور کنم عشق تورا بیقراری در نگاهت فاش نیست دل به هرم عشق میسوزد نه عیش ( عاشقی مقدور هر عیاش نیست) اشتباهی آمدی,گم کرده راه محفل ما مجلس خفاش نیست زارعی (بیدل ) سرایی کرده است شا عر شور آفرین کلاش نیست. اسد زارعی
-
بهار
جمعه 26 اسفند 1401 08:16
-
خودتـان باشید
جمعه 26 اسفند 1401 08:14
خودتـان باشید نه بگردید دنبال جدیدترین کفش بازار نـه برای پیدا کردن مدل مویی که مد باشد از خوابتان بزنید نـــه خروارهای پول بی زبان برای اندکی بیشتر در چشم آمدن خرج کنید! جای این کــارها یک سفر خوب بروید تنها یا با دوستانتان سفر بروید نه اینکه بشود مایه فخرفروشی به فلانی که تا ۱۰ کیلومـتر آن طرف تر خانه اش رفته است...
-
دست در دستم گذاری تا جهان را طَی کنیم
جمعه 26 اسفند 1401 08:13
دست در دستم گذاری تا جهان را طَی کنیم تا سعادت را سوار و رُو به هرجا هَی کنیم؟ لحظه ای غافل شویم از داغ و دردِ روزگار حرص و آزِ زندگی را مثلِ زهری قَی کنیم؟ عاشقانه پر کشیم از عرضِ دون تا مرزِ مهر ساغرِ عشقِ خدا را پر زِ مُشک و مَی کنیم؟ پا گریزان از قیود و سَر سَرایِ شور و شعر مشعلِ دل را, فروزان با سه تار و نَی...
-
دوستم داری
جمعه 26 اسفند 1401 08:12
دوستم داری بگو یک مرتبه اصلا نترس آسمان را سفت می گیرم نیافتد بر زمین فرزانه کوتی