-
چه منظره زیبایی
چهارشنبه 9 فروردین 1402 09:34
-
دستم بود کوتاه ولی زلف تو ناز است
چهارشنبه 9 فروردین 1402 09:33
دستم بود کوتاه ولی زلف تو ناز است در بازی این عشق فقط ره به تو باز است عمریست که جانی نبود محرم این دل دردم شده بسیار ،چرا عمر دراز است شب را به خیال تو مستانه نشینم شمعم ز سودای تو در سوز و گداز است وقتی که نگاهم پی راه تو روان شد تو قبله حاجات شدی صبح نماز است در میکده دل فقط زمزمه از توست این شعر زبان منو ابروی تو...
-
هر بار مرا دیده و گفتا که ندیده
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:54
هر بار مرا دیده و گفتا که ندیده دل گفت که از دست تو دیوانه رمیده چشمم ز فراقش همه شب خواب ندارد در خویش نگنجیده و هِی جامه دریده گفتا : غزلی تازه بگو از رخ ماهش گفتم : سخن عشق مرا خوانده , شنیده پیدا نشد آخر سر زلفش که دل من هر لحظه سراسیمه به هر سوی دویده از مهر من ای کاش نشاند به دلت یار آنکس که تو را خوب تر از خوب...
-
باید دلت خوش باشد ...
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:51
باید دلت خوش باشد، وگرنه عید و شادی تعطیلات در روزها گماند. باید دوستش داشته باشی وگرنه تنهایی حرف تازهای نیست. باید دوست داشته شوی، وگرنه بهار همان بهار هرسال است. باید دلت خوش باشد ... - سید محمد مرکبیان
-
تو که امدی
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:49
تو که امدی من نه, تمام زمین زنده شد و عطر تنت چه مست میکند تمام حوالی این شهر را . زهرازمانی
-
کویرست این سرای ما
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:44
انگشت در انگشت قفل گردیده ست نفس های تو را بسیار دیدم و آغوشی که تا صبح سحر گرمای امیدست و دستانی که از باغ و گلستانت شبانه خوشه میچینند کویرست این سرای ما امیدست نور چشمانت بیا ساقی که اشک و دیده ام خون شد چنان درگیر افکارم که دیوار تنم خشکیده بر این خرمن زیبا بیا ساقی جدایم کن رهایم کن که مستم خوب بنشینم پیروز...
-
ز دور تماشا نکن ای بانوی آوار
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:43
ز دور تماشا نکن ای بانوی آوار این ریخته تن را خَطر زلزله ای نیست از ترسِ گسل های وجودم نمی آیی؟ نزدیک شو دیگر رَمَقِ حادثه ای نیست نزدیک شو نزدیک تر از غم به جهانم انقدر از این فاصلهی دور نَبینَم نزدیک شو اندازهی هر چه کَرَمَت هست کافیست که یک لحظه تو را خوب ببینم تو قاتل برگشته به این صحنهی جرمی من کشتهی راضی به...
-
وقتی تو نیستی
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:40
وقتی تو نیستی شاعر : سودابه مهیجی از خواب های یکسره پرهیز می کنند سجاده ها مرا چه سحرخیز می کنند قد می کشم به سمت خدا ... بغض های خیس درمن هوای گریه ی پاییز می کنند تسبیح ها که هیچ به پایان نمیرسند نذر مرا ز نام تو لبریز میکنند تنها منم کسیکه دعاهای بی جواب او را شبیه عشق ، غم انگیز میکنند اینجا چقدر چشم و دل بی صفت...
-
درین سرای بی کسی اگر سری درآمدی
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:36
درین سرای بی کسی اگر سری درآمدی هزار کــــــــــــــاروان دل ز هر دری درآمدی ز بس که بال زد دلم به سینه در هوای تـ ♥ ـو اگـــــــــــــــر دهان گشودمی کبوتری درآمدی سماع سرد بی غمـــــــــــان خمار ما نمی برد به ســــــــــان شعله کاشکی قلندری درآمدی خوشــــــــــــــــــا هوای آن حریف و آه آتشین او کـــــــه هر نفس ز...
-
بهترین راه ازادشدن
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:35
-
گر کوزهگری ز خاکِ دل گِل سازد
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:33
گر کوزهگری ز خاکِ دل گِل سازد هر کس که خورَد ز کوزه دل میبازد هر دانه که در خاکِ دلی کاشته شد بیدی شود او که سایه میاندازد علی نیک بخت
-
تکه یخی که..
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:32
تکه یخی که عاشق ابر عذاب می شود سر قــرار عاشقی همیشه آب می شود به چشم فرش زیر پا سقف که مبتلا شود روز وصالشان کسی خانــه خراب می شود کنار قله هــــــــای غم نخوان برای سنگ ها کوه که بغض می کند سنگ ، مذاب می شود باغ پُــــــــر از گلی که شب به آسمان نظر کند صبح بــــه دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود چه کرده ای تـ ♥ ـو...
-
شبگرد شعرها تو که تردید میکنی
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:54
شبگرد شعرها تو که تردید میکنی من را به عمق فاجعه تبعید میکنی کوچه هزار بار ورق خورد و باز هم غم را کنار پنجره تشدید میکنی شلیک چشم های تو تیر خلاص بود خودکامه حکم کردی و تائید میکنی؟ ! من چندمین اسیر تو هستم که میکُشی؟ شاید دوباره خاطره تجدید میکنی با طعنه های شور همین زخم کهنه را تا روز مرگ آینه تمدید میکنی این بیت...
-
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:52
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است پادشاه جهانم به چنین روز غلام است گو شمع میارید دراین جمع که امشب در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است در مذهب ما باده حلال است ولیکن بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است گوشم همه ی بر قول نی و نغمه چنگ است چشمم همه ی بر لعل لب و گردش جام است حافظ
-
همزاد چشمهای توام
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:51
همزاد چشمهای توام در بازتاب آشوب که پس زدهست پشتدریهای قدیمی را و نگرانست. آرامشی نمانده که بر راه شیری بگشاید. و روشنای بی تردیدت از سرنوشتم اندوهگین میشود دنیا اگر به شیوهی چشم تو بود پهلو نمیگرفت بدین اضطراب. ((محمد مختاری))
-
افطار
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:51
-
و امید تاجی بود
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:48
و امید تاجی بود بر سر درخت که در فصل بهار در جان برگی سبز شد! فرشته سنگیان
-
هر چهره با لبخند زیبااااست
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:48
گویند هر چهره با لبخند زیبااااست نمیدانی چققققققدر رنگین کمان تک رنگ لبانت لبخندت را زیباتر ساخته محمد نظرنژاد
-
ماه مبارک رمضان
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:47
-
نسیم سبک سپیده دم
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:39
نسیم سبک سپیده دم نفس می کشد با دهان ات در انتهای خیابان های خلوت. پرتو خاکستری چشمان ات، قطرات شیرین سپیده دم است بر تپه های تاریک. قدمها و نفسِ تو هم چون باد صبح دم فرا می گیرد خانه ها را. شهر مرتعش میشود سنگها دم برمی آورند، زندگی هستی تو، یک بیداری. ستاره در پرتو سپیده دم، آوازِ نسیم، گرما، نفس گم...
-
و در انتظارِ آن کَس که تو منتظر نشستی
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:38
و در انتظارِ آن کَس که تو منتظر نشستی نه تو را به یاد دارد نه تو در دلش نشستی...! رومینا معین زاده
-
شاید بوسه را غریزه هدایت می کند
دوشنبه 7 فروردین 1402 09:37
شاید بوسه را غریزه هدایت می کند اما غریزه را چه کسی ؟ کیست که به او می آموزد چگونه جان را به دهانمان بیاورد ؟! در حالی که آویخته ایم بر رشتهٔ باریکی از سکوت که هزارُ یک رؤیا دوام دارد پرویز صادقی
-
شعر را به تو می سپارم
یکشنبه 6 فروردین 1402 09:59
شعر را به تو می سپارم کلید خانه و چراغ را سفارش نمی کنم خیالم راحت است.. مریم ملک دار)
-
حال خوب
یکشنبه 6 فروردین 1402 09:58
-
دست هایت را پیدا نمی کردم
یکشنبه 6 فروردین 1402 09:57
دست هایت را پیدا نمی کردم وقتی دنبال نوازش می گشتم دست هایت را جا گذاشته بودی یا از ذهنم پاک شده بودند؟ تو به نشانه ها اعتقاد نداری؟ امروزهم قهوه ام زهربود امروز هم مار ته فنجان افتاده بود امروز هم فالم زهرمار شده بود امروزهم کلاغی دورخانه قارقار می کردو این ساعت لعنتی دورم می زدو تورفتی دوربزنی دووور شدی ترافیک که...
-
مثــل زبـــان مـادری ام دوست دارمت
یکشنبه 6 فروردین 1402 09:47
مثــل زبـــان مـادری ام دوست دارمت با لهجهی علی اصغریام دوست دارمت عطری که میزنی به تنت بویش آشناست مجنــون بـــــوی بربریام دوست دارمت دیوانــهی حجاب تو و چادرت شدم اما بدون روسریام دوست دارمت قصدم حلال بود ولــــی خب اگر نشد یک جورهای دیگریام دوست دارمت راجـــع بـــه من عزیــــز دلــــم فکر بد نکن یعنی به...
-
دلم به وقتِ عشق
یکشنبه 6 فروردین 1402 09:46
دلم به وقتِ عشق همیشه روی توست شبیه پروانه ای نشسته روی گل پرویز صادقی
-
ماه مبارک رمضان
یکشنبه 6 فروردین 1402 09:45
-
دلم
یکشنبه 6 فروردین 1402 09:44
دلم خانه ای در احاطهٔ صدای باران ست گلوئی پر از هجای اسم تو برلب قطره های بی وقفه پرویز صادقی
-
دلم تنگ است برای آن روزها
یکشنبه 6 فروردین 1402 09:43
دلم تنگ است برای آن روزها گاهی فاصله می گیرم فاصله ای به اندازه یک نفس دوباره دلم تنگ می شود... دوری از تو , دوری من است از من در حال زیست می کنم در گذشته زندگی با تو دلتنگی من, در پستوی دلم زندانیست دلتنگم برای تکرار نشدن خاطرات با تو دلتنگم! دلتنگم!! دلتنگ!!! مجید بندانی