-
آن شاخه که گل دهد فراوان ,شعراست
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:25
آن شاخه که گل دهد فراوان ,شعراست هربار به شاعران دهد جان شعراست چون پیچک سبز عشق هردم روید پرشورتر,ازنوای باران شعراست لیدانظری
-
شب باشد و بهار
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:24
شب باشد و بهار ماهِ تو میشوم شعر باشد و شراب شورِ تو میشوم و داستانی که از هزار و یک شب مستانهتر ست.. نیلوفر_ثانی
-
در دفتر مِهر تو یقینا غزلی هست
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:23
در دفتر مِهر تو یقینا غزلی هست اندام غزل واره, شِکوه ازلی هست گلبرگ دو سویه, به گلستان محبت بر شانه ی شادی, سندِ مستدلی هست هر شیشه و سنگ اند به ظاهر متفاوت همراهیِ شان بستر ضربالمثلی هست بر رویش آلاله ی سُرخین بهاری آواز خوش چلچله ضرب الاجلی هست در منطقه البرجِ کمانِ خمِ ابرو هم صحبتی زُهره به برجِ زُحلی هست در خلوت...
-
باشهدا
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:22
-
آن تاریکی
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:21
آن تاریکی که در روشنی شعر تو پرپر شد بازگشته است از سکوت تو! علیرضا ایمانی فر
-
صد شکر که کردارم و گفتار تمیز است
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:20
پیمانه پر از باده ی هوشیار گریز است شاید سخنم اسلحه ی ظلم ستیز است نا راست ترین راه؛ که با قدرت محض است در پیش نگاهم همه اش پست و پشیز است این یورش از جبر؛ به فرهنگ و تمدن خونخوار ولی؛ نیش زنی؛ چون پشه ریز است از دست و زبان؛ هیچ شکایت نشد از من صد شکر که کردارم و گفتار تمیز است رک گویی و دلدادگیم با سخن راست بر جهل و...
-
ابشار دزفول
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:18
-
عقلانیت
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:17
روزی در جایی میخواندم که شیطان حضرت مسیح را به بالای برج اورشلیم برد و گفت: اگر تو وابسته و عزیز خدایی از این بالا بپر تا خدای تو تو را نجات دهد مسیح آرام آرام شروع به پایین آمدن از برج کرد. شیطان پرسید، چه شد؟ به خدایت اعتماد نداری؟ مسیح پاسخ گفت: مکتوب است که تا زمانی که میتوانی از طریق عقلت عاقبت کاری را بفهمی...
-
شش صفت در مؤمن نیست
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:11
امام صادق علیه السلام فرمودند: «سِتَّةٌ لاتَکونُ فِى المُؤمِنِ اَلعُسرُ وَالنَّکَهُ وَالحَسَدُ وَاللَّجاجَةُ وَالکَذِبُ وَالبَغىُ» شش صفت در مؤمن نیست سختگیرى، بىخیرى، حسادت، لجاجت، دروغگویى و تجاوز. تحف العقول، ص377
-
موجی می برد
دوشنبه 14 فروردین 1402 09:09
موجی می برد توفانی برمی گرداند اما با تو هیچ نمی ترسم بگو ترا با وسعت دریائیت چگونه در آغوش گیرم؟ فاطمه دانشور
-
تا دیده ام به سیمایت گشوده می شود
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:20
تا دیده ام به سیمایت گشوده می شود صد شعر حزین در دلم سروده می شود ز روی تو گر بر گیرم دو دیده ی گریان خیالت به دیده ی دل نموده می شود گر خواهم خیال خوشت ز دل بزدایم زِ هَر صوت خوشی وصفت شنوده می شود همره همواره ی خوابهای آشفته ام چون هشیار شوم از دلم زدوده می شود شعرم گرچه از هجر تو آوازیست حزین زین حزن شیرین شوقم...
-
شاه ما بنده نواز است غلامش باشیم
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:19
شاه ما بنده نواز است غلامش باشیم عاشق رفع نیاز است رکابش باشیم هر چه زیبایی اعلاست در او جمع گشته عاشق دلهای پاک است چونانش باشیم شاه ما دنبال سود نیست فقط میبخشد کافیه آنچه که نیکی است روانش باشیم دوست ندارد شهِ ما بنده ای آواره شود زین سبب لازم حتمیست کلامش باشیم شاه ما مالک جان است و تمام بی جان جان اوئیم به ما...
-
دلم بوی خوش بابونه می خواهد
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:19
-
تازیانه می زند روزگار
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:15
تازیانه می زند روزگار جوانه ی نهال آزروهایم دیری ست که جویبار خاطره, حسرت رویش هر جوانه را, به اشکی روان, غرق می کند در کوی اندوه, کاش پشت دریچه های بسته ی خیال باز جوانه ها سبز شوند من در انتظار رویش دوباره ی زردی ها به بدرقه رفته ام خیالت را.... اعظم حسنی
-
برگ های احساسم
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:11
برگ های احساسم در نسیم یاد تو والس می رقصند منظره ای که چشم هیچ خیالی به خود ندیده است حتی باران هم چنین دست کوچکی ندارد پرویز صادقی
-
خدایاپناه مون باش
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:10
-
عاشقی را گفت زیبا همسرش
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:10
عاشقی را گفت زیبا همسرش گشته دلگیر از جدل با مادرش خسته از آشوب و جنجال است و جنگ از حضورش سینهاش آمد به تنگ آن پسر هم تا دهد زن را سُرور گفت او را میبرم یک جای دور میبرم بر جنگلی پر دیو و دد تا دگر نتواند آزارت دهد برد او را جنگلی دور و کُهَن تا نیابد راه خود را پیر زن کرد مادر را رها آنجا و خویش راه منزل خواست تا...
-
طبیعت
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:09
-
چشم های تو مهر بان بودند
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:08
چشم های تو مهر بان بودند دهانت مهر بان بود و گنجشک ها واقعا می امدند از گوشه ی لبت آب می خوردند غلامرضا بروسان
-
روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیست
یکشنبه 13 فروردین 1402 09:07
روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیست در وجودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست اخم هایت را کمی وا کن که تاب آوردنش در توان شانه های خسته ی الوند نیست خواجه ی قاجار اگر چشم کسی را کور کرد قصه اش آنچه مورخ ها به ما گفتند نیست، خواست تا از چشم زخم دشمنان حفظت کند خوب می دانست کار آتش و اسپند نیست آنقدر شیرین زبانی کار دستم داده...
-
انگار که ماه گریه میکند
شنبه 12 فروردین 1402 09:11
انگار که ماه گریه میکند وقتی تنها در آسمان دلم به ستارهها میاندیشم! علیرضا ایمانی فر
-
مهربانی ,شده موج
شنبه 12 فروردین 1402 09:09
مهربانی ,شده موج زده بر ساحل دل, نقش یک قلب میان کف و شن؛ وه, چه زیبا شده این خط اُریب وسط این همه غم می توان باز شنید ساز یک ضرب آهنگ با همه دلتنگی , می توان نجوا کرد تا ابد این عشق را می شود باز رسید بر سر نقطه کور, عمر هم کوتاه نیست تو اگر فرض کنی قد یک لحظه مهر فرصت هست... سپیده رسا
-
زبی برگی
شنبه 12 فروردین 1402 09:08
-
گنج هرکس در جهان بی پرس و جو اخلاق اوست
شنبه 12 فروردین 1402 09:07
گنج هرکس در جهان بی پرس و جو اخلاق اوست آنچه عاشق را مجزا میکند انفاق اوست چهره ی معشوق ما رخشان چنان فیروزه است آنچه ارزش میدهد بر زندگی اشراق اوست قِبله هستی همچنان در شهر ما ای نازنین هرکسی در شهر ما از دسته ی عشاق اوست آنچه خونی تازه میبخشد به رگ هایم کنون بوسه بر چشمان و پا در حلقه ی الحاق اوست سحر و جادو میکند...
-
بانوی عشق من چِقَدَر ناز میکنی,
شنبه 12 فروردین 1402 09:03
بانوی عشق من چِقَدَر ناز میکنی, صبح مرا به عشوهای آغاز میکنی؟ وقتی دلم هوای بهشت برین کند, آن پیچُ تاب زلف و گره باز میکنی؟ از بس (عفیف) هستی و (آباد) چون اِرَم, دل را شدید عاشق (شیراز) میکنی ... علی راسخی
-
شب دریاست چشمانت
شنبه 12 فروردین 1402 09:02
شب دریاست چشمانت پر از احساس و آرامش سیاهی موج موهایت حریم خوب آسایش در آغوشت سپردم جان امانت دار خوبی باش برای قایق تنها و متروکه دلا , دریای خوبی باش! به دریا میزنم بی باک مرا از غم هراسی نیست جهت گم کرده ام در حادثه اما این اتفاقی نیست به دستم داده ای فانوس راهم را درون عشق تو میجویم این احوال نابم را شریکم میکنی...
-
انتظار! چشم انتظار!
شنبه 12 فروردین 1402 08:59
انتظار! چشم انتظار! نفس محبوس در سینه! بی قرار! چشمان خیس! چه واژه های آشنایی ... این روزها درآمیخته شده اند با لحظات من مجید بندانی
-
10رمضان
شنبه 12 فروردین 1402 08:58
-
ما غافل از آن صدقِ سرِ مِی خورِگانیم
شنبه 12 فروردین 1402 08:57
ما غافل از آن صدقِ سرِ مِی خورِگانیم بیهوده سرِ لج به همان مِی زدِگانیم آن خنده ی زیبا و همان مستیِ آرام در چشم نبینیم و فقط دل نگرانیم! بیهوده نباشد که جهان از سببِ ما یه جنگل وحشی شده, حیوان صفتانیم یک عمر برای دگران حرف و قضاوت؛ گفتیم و نگفتیم که ما , بی خردانیم یک عمر خرافات شنیدیم و ندیدیم آدم به کمالش به کجا؟ ما...
-
شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشد
شنبه 12 فروردین 1402 08:56
شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشد رود را از جگر کوه به دریا بکشد گیسوان تو شبیه است به شب، اما نه شب که اینقدر نباید به درازا بکشد خودشناسی قدم اول عاشق شدن است وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد عقل، یکدل شده با عشق، فقط می ترسم هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است باش تا کار من و عقل به...