-
عشق احساسی ست
شنبه 20 خرداد 1402 10:06
عشق احساسی ست که هرگز نمی پرسد می تواند باشد یا نه پرویز صادقی
-
زندگی را زندگی باید کرد
شنبه 20 خرداد 1402 10:04
زندگی را زندگی باید کرد به سان سنگ در رود هلیل گرچه موج می تازد یا در این معرکه دل می بازد می نشیند بر خاک موج را می بوسد زندگی را زندگی باید کرد به سان سنگ در رود هلیل صیقلی باید گشت فاطمه زهرا ضیاالدینی
-
آه!! ای مهربانویِ غمزه وُ غزل
شنبه 20 خرداد 1402 10:03
آه!! ای مهربانویِ غمزه وُ غزل دستی بکش بر شانه های ماه بخوان الههٔ آب بگو به فرشتهٔ باران چندیست کویر دل را جوانه ای روئیده از جنسِ عشق با بلورین غنچه ای عنبرتر از عطر منیرتر از ماه که محتاجِ نفسهای توست ای شاهِ پریانِ قصهٔ پُر غصهٔ من علیزمان خانمحمدی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 20 خرداد 1402 10:02
-
سپاس از عشق ودرد, از آه
شنبه 20 خرداد 1402 10:01
سپاس از عشق ودرد, از آه سپاس از تو برای این قضاوتهای بی جا سپاس از آن رفیقی که,.. دلم پژمردبرای هر نبودن هاش,.. سپاس از نارفیقی که, چو حسرت شد,.. تقاص جمع بودن هاش.. سپاس از هرکه روحم را تراشید,.. چه اشک ها و چه لبخندها که بخشید. سپاس از معنی ومفهوم شعرهام,.. که روحم را ز خود برده به اوهام.. پ.ن:گاهی درنگی کنیم وسپاس...
-
در آسمانها ساحت سو سو زیادست
شنبه 20 خرداد 1402 10:00
در آسمانها ساحت سو سو زیادست پرواز شوق خرمن گیسو زیادست تا باد از سمتی به سمتی پهنه گیرد پرچم به پرچم حمله از هر سو زیادست تا می توانی بر فشار خود بیفزا در منزل ما آدم ترسو زیادست غوغای مشکوکی سرایم را گرفته است در خانه هم روباه و هم راسو زیادست ای باعث آرامش ابنا سختی تا می توانی حمله کن همسو زیادست لفافه ای پیچیده و...
-
از دور دستهای بی نهایت
جمعه 19 خرداد 1402 09:38
از دور دستهای بی نهایت چون خطی مورب جامه دران به دیدارت آمدم در آن تقاطع شوم همچون شمعی با دیدنت آب شدم چه شد که سپس تا بی نهایت از تو دور شدم رضا کشاورز
-
دوخته ام چشم
جمعه 19 خرداد 1402 09:37
دوخته ام چشم به نگاه سرد خدا باخته ام دل به قلب یک بلای آشنا خیره بر آینه ای که با هم شده ایم , پیر پازل ذهنم , پاشیده تر از پیش , مرا می کشد به عمق یک معمای بی جواب می سوزم در آتشی که دودمان وصلتم , شده خاکستر می خواهم دوباره زاده شوم باز تو باشی در مسیر آرزوهایم نفس هایم لذت عذاب عشق تو تسکین عصب هایم در میدان...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 19 خرداد 1402 09:36
-
تحویل کن
جمعه 19 خرداد 1402 09:35
تحویل کن سال مرا حضرت بهار جمع کن بساط دشمنی و جنگ و خدعه را بگذار تا نفس بکشم در هوای تو ای نرگس بهار ما تشنه ایم و ساقی عطشان ما تویی ای معجزِ بهار گویند ذولفقار علی داری و به زین بر ذوالجناح تکّه زدی درّ حی التی من پشت این درم در انتظار یار حالم شود به یمن حضور شما بهار مریم سادات موسوی
-
دگر بس است عشوه ها دوران تو کافیست
جمعه 19 خرداد 1402 09:31
دگر بس است عشوه ها دوران تو کافیست بس است عهد نامه ها پیمان تو کافیست باران برای توست ای دریا ,پناهش باش برای گریه هایِ ما ,دامان تو کافیست ... من برگ زردی مرده ام ,ای باد دست بردار تا کی به آشوبم کشی ,جولان تو کافیست از روز اول هم که خونین بود داستانت تمام دنیا رفته اند قربان تو کافی است؟ پر از گلایه ام ولی دنیا دلت...
-
از همان در که معروف است
جمعه 19 خرداد 1402 09:30
از همان در که معروف است هیئتی از کبوترها با دست هایی از ادب بر روی سینه اذن دخول حرمت را با صدای بلند پرواز میکنند تمام پنجره ها را گره می زنند ردی از فولاد می شود ضریح نگاه ها حاجت ها از خجالت آب می شوند وقطره قطره روی سجاده ها التماس می ریزند خوش به حال ردپای حاجت ها خوش به حال کبوترها نجمه انعامی
-
تورا بر من حرام کردن ای یار
جمعه 19 خرداد 1402 09:29
تورا بر من حرام کردن ای یار ببین با ما چه ها کردن ای یار چه اوردند سر قلب رئوفت که از گیتی به تنگ امد وجودت؟ مگر مهرت مرا عیبش چه بوده؟ که عالم بر وجودم عیب نموده؟ بیا یا رب بگو با من سخن گو مرا تنها نه با عالم سخن گو خداوندا, خدای من برون آ به یک دردم تو درمان ده خدایا مگر اخلاص عشق شرط نبوده؟ چرا عشق من و او حق...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 19 خرداد 1402 09:28
-
بزرگ ترین خیانتی که
جمعه 19 خرداد 1402 09:25
بزرگ ترین خیانتی که انسان میتونه به خودش بکنه، ترس از فکر دیگران در مورد خودشه . جهنم، یعنی دیگران ... انبوهی آدم در جهان وجود دارد که در جهنم بسر می برند زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند . ژان پل سارتر
-
دوست دارم چهره وچشمان جادوی تورا
جمعه 19 خرداد 1402 09:23
دوست دارم چهره وچشمان جادوی تورا ازتمام خاطراتم می کشم بوی تورا کاش ازرحمت خداوندت نصیبم می نمود وقت مردن سرنهادن روی زانوی تورا درتمام شهرها گل کرده چون زیبایی ات بارها بشنیده ام هرجا هیاهوی تورا خوش به حال اینه وقتی نگاهش می کنی شادوبی پرده تماشا می کند روی تورا درخودم گم می شوم وقتی تصور میکنم یک شبی بردست لرزانم...
-
اللهم صل علی محمد وآل محمد
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:38
-
وقتی که چشم سرخ افق باز می شود
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:36
وقتی که چشم سرخ افق باز می شود گویی سرودچلچله آغاز می شود دستی بسوی حادثه ها می کشد مرا بامن دوباره آینه همراز می شود اشک بنفشه می چکد اینجا به روی صبح روح پرنده تشنه ی آواز می شود پل می زند به شرق افق دست عشق باز بالم اسیر خواهش پرواز می شود وقتی غروب می کند امید, روح من دلتنگ شعر خواجه ی شیراز می شود زهرا سادات احمدی
-
در بستری تبدار
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:33
در بستری تبدار رویای فشردن دست هایت فراری می دهد سرمای تنهایی ام را تو تعبیر شیرین هر خوابی حس می کنم هر شب بودنت را در آغوشم باش تا سپیده بهروزقاسمی
-
زندگیت همون رنگی میشه که..
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:33
-
مانده ام با یاد تو هر بار, چه کنم من
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:31
مانده ام با یاد تو هر بار, چه کنم من آغوش تو بر شانه ی خود, چه کنممن مانده ام حیرت, از روز ازل که تو رفتی چشمان پر از شکوه و درد را, چه کنم من مانده ام از عشق پر از شوق تو اما آسان ببرم دل را و دشوار چه کنم من مانده ام احساس تو با من چه غرضست از تاب دل و دیده ی تو چه کنم من آغوش تو گیرم که جور و جفا نبینی از وصله ی...
-
خدا نزدیک است
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:30
اگر میدانستی چقدر دلم برایت تنگ شده تنگ دلت را پر از شبنم می کردی بین من تو فقط فاصله لبخندی است که پر از مهر خداست قدری بخند خدا نزدیک است اله کرم رداقره ویس
-
در تارو پودِ ذهنم
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:30
در تارو پودِ ذهنم قیامتی به پا کرده یادت بی هوای نفس هایت نمیشود سفر کرد به دنیای آرزوها لطفا, دلتنگم باش نیت کن دیدنم را که قلب من نمی تپد جز درکنارتو. لعیا_قیاثی
-
عشق هر جا نشیند آن جا نکوست
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:29
-
همیشه چشم به راهم, چه انتظار قشنگی
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:28
همیشه چشم به راهم, چه انتظار قشنگی به کار عشق تو گرم است دل, چه کار قشنگی به یادگار گرفتم غم تو را که همین غم برای عاشق شیداست یادگار قشنگی چه ضربه ها به دلم زد طنین اسم ظریفت نحیف و نازک و تردی, بزن سه تار قشنگی بهار باشد و باشی پر از شکوفه درختان تو از تبار بهاریّ و چون بهار قشنگی تو کهنه دفتر عشقی, خمیر مایه ی...
-
خدایا
پنجشنبه 18 خرداد 1402 09:22
خدایا طلب هام از بدهی پیشی گرفته چک قول هام برگشتی خورده توقعم دندان اسب پیشکشیت شمرده هرچند ته تغاری خلقتم اما طبیعت ازمن آزرده. پرشنگ بابایی
-
در گلستانه دل باغ و بهارم تو شدی
چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:39
-
جرم من دزدی است
چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:37
جرم من دزدی است اعتراف می کنم در شبی گرم و تاریک چهار هزار و پانصد سی و دو ثانیه نگاهم را به سرقت بردم گ ردنم از آن تار موی رمیده بر شقیقه ی مهتابی ات نازکتر به مجازات گردن می نهم مرا تا ابد آونگ کن به چشمانت غلامرضا منجزی
-
پیری
چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:36
روزی می رسد که نسبت به همه چیز بی تفاوت می شوی... نه از بدگویی های دیگران می رنجی و نه دلخوش به حرف های عاشقانه ی اطرافت... به آن روز می گویند: " پیری " آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد... این دیگر به...
-
لازم نیست اطرافمان پر از آدم باشد،
چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:30
لازم نیست اطرافمان پر از آدم باشد، همان چند نفری که اطرافمان هستند، آدم باشند کافیست... حسین پناهی