-
کنارت مانده ام اما
پنجشنبه 1 تیر 1402 10:01
-
که سرنوشت اگر سمتِ تو راهی می کرد ..
پنجشنبه 1 تیر 1402 10:00
که سرنوشت اگر سمتِ تو راهی می کرد .. اگر که عشق به من نیم نگاهی می کرد .. نبود طاقتِ اینم که از تو دل بکنم دلم تواند همین یادی از تو گاهی کرد .. به اتفاق چو پیدا شدی جهان نگذاشت چه ساده گم شدنت را هم اتفاقی کرد .. رسید وقت نبودم نبود راحتِ جانم رسید دل به زبانم که تا گناهی کرد خراش داد زخم رفتَنَت گدایِ تو را نشانِ...
-
مجنونی را در عاشقی با تو چه حیران دیدم
پنجشنبه 1 تیر 1402 09:59
مجنونی را در عاشقی با تو چه حیران دیدم در پی عشق روان و ترا بی سروسامان دیدم سرمست از چشم خمارت بشدم مستِ مست عاشق تنهایی ام چو ترا مجنونِ پریشان دیدم گر چه عمرم بگذشت در پی دیدار دوست دریغ از عمری که در طلب عشق تو فغان بودم بهر عشق تو جدلها که در دل با عقل داشتم با همه عاقلی در عشق, سرعهد و پیمان بودم من مبتلا به...
-
حال خوب
پنجشنبه 1 تیر 1402 09:58
-
دو چشمِ خیسِ غُصه
پنجشنبه 1 تیر 1402 09:58
دو چشمِ خیسِ غُصه دو دریای پَریکُش نشسته رو به آینه تو با موهای ناخوش تو با تلخیِ حرفی که یک آتشفشانه تویی بغضی که میخواد بباره از ترانه هنوز وقتی که دنیا یه زمهریره از غم واسه اشک تو, شونهم میبافه شالِ شبنم توی بسترِ سبز ِ حریصِ این رفاقت نفسهای تو بوی ِ غزل میده و غربت توی آیینهای که پُر از رگبارِ سرده تمامِ...
-
از راز شگفت نارنج
پنجشنبه 1 تیر 1402 09:57
از راز شگفت نارنج تو چه میدانی که این چنین مرا به سرنوشت زرد علفهای روییده بر تخته سنگها محکوم میکنی به کجای پیراهن چاکخوردهام دست آویختهای که از من زندانی از رویاهای محال ساختهای آخر مگر تنها محرم راز مگوی ما سوسنهای خجول نشسته در پاگرد اتاق پنجاه و چندم همین مسافرخانهی کلنگی نبود اینک چشم در چشم این در...
-
با پاروی ِ خیال ِ من
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:16
با پاروی ِ خیال ِ من بزن پارو که این قایق هزارون ساله تو راهه یه روز عاشق, یه روز فارغ محمّد باقر پرهیزکاری
-
آمدی
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:15
آمدی گل آفتاب گردان در نگاه من رویید... پروانه مدی
-
مارا شبی به صومعه بفروخت
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:14
مارا شبی به صومعه بفروخت راهبی که راه نشناخت و خیالی که در آتش بود در اندیشه معبد کنار برگ گلی که ریشه در خواب سراب ضمیرش برگرفته ظلمت خاک ما چه دانیم عبث به چه بود؟ محبوبه محمدی
-
چه منظره زیبایی
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:14
-
دستانم به سمت و سوی توهم دراز شده!
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:13
دستانم به سمت و سوی توهم دراز شده! بی چاره او از واقعیت خیری ندید! غلامحسین افراس
-
من خاک پای مکتبِ نان, تازه کمترم
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:12
من خاک پای مکتبِ نان, تازه کمترم از شاعرانِ خُرد زمان, تازه کمترم با دست پینه بسته و خودکار دلفروش غم میخورم به جای فلان, تازه کمترم ما آبرویِ کاخ قلم را نبرده ایم . . . درکوخِ خود مچاله؟ همان, تازه کمترم یادی کن از رفیقِ هجاهای حزبِ باد گفت (بیشتر) ولی تو بخوان, تازه کمترم نه نور آسمان شده و تازه بیشتر نه ناجی جهان...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:11
-
نبض دقایق
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:10
نبض دقایق با سکوت من آشناست آنچنان که لحظه لحظه ی سکوت اندوهبار مرا آیینه وار به تماشا نشسته تکرار می کنند تیک ، تاک تیک ، تاک زل زده ام به عقربه هایی که لنگان می خزند و مرا تکرار کنان تا لحظه های بی فروغ نیامده می خوانند مهرداد مولایی
-
شب شد خواب پرواز کرد
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:09
شب شد خواب پرواز کرد باد میان گیسوانت ناز کرد دست کشیده آرام به خیالت آرزویی که عالم بی نیاز کرد چشمت مروارید دریای جنون این صدف شهر را پرآواز کرد لبانت به شیرینی حلوای قند عسل, خنده ت را آواز کرد وقت عبادت ز قبله گاه جنون نگاهت که عالم را بی نماز کرد محمد قاسمی
-
شرح دل خود با که بگویم که ز مستی
چهارشنبه 31 خرداد 1402 10:09
شرح دل خود با که بگویم که ز مستی دل گشته خرابات و لبالب ز شراب است دردیست که جز باده ی لب های تو ما را درمان نکند, گر بکند وهم و سراب است دیدار تو گر قسمت ما گشت دوباره نوشیدن پیمانه ی سرخ تو صواب است سد غم دل بشکند از سیل نگاهت بوسه زند آن روی مَهی که چو نقاب است می خواستم از گل بگشاید لب خود را عمریست دلم منتظرِ او...
-
کمالم و جمالم بد نیست
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:28
کمالم و جمالم بد نیست عاشق میشوی مرا چون صورتم سیرتی دارم قطره ذوق دای به وسعت دریا سودای تو بسر دارم و راهی پر خطر در پیش میدانم خواستنت سخت است و بخت اگر یار باشد عاشق میشوی مرا کمال بلوچ
-
مادرم هر روز به خاطره هایش
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:28
مادرم هر روز به خاطره هایش آب می دهد , همان طور که به گلدانهایش, و گلدانهایش, هر روز گل می دهند همان طور که خاطره هایش.... سیدمحسن صادقی
-
دارد دل من درد فراقت زتویارم
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:27
دارد دل من درد فراقت زتویارم یکدم توبیاازسرلطفی به کنارم تااینکه ببینم گل زیبابه گلستان هستی گل نایاب چرافصل بهارم دل شاد شود گرچو ببینم رخزیبا پرنورشوددیده ی من کزتونگارم هرروزشبم چشم به دیدار تو دوختم روشن به جمالت بشود هر شب تارم عمرم سپری شد که بیایی تو به نزدم بازآی که من شوق تماشای تو دارم گرکورشوم من نتوانم که...
-
باشهدا
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:26
-
در اشتیاق رسیدن شبم
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:26
در اشتیاق رسیدن شبم آرامش دوست داشتنی نسیمی ملایم از پنجره رو به باغچه جشن جیرجیرک های آوازه خوان سکوت شب نقش بند درخشش ستارگان در قاموس آسمان تیره همه , مرا بر سر ذوق می آورد قلمم فراتر از انگشتانم کاغذ را سیاهه میکند صدای نفس هایم می آید چه غوغایی دارد چه رازهای پنهان حرف های نشیدنی سکوت شب در این هم آوایی زیبا...
-
می رسد روزی که دیگر ارغوانت نیستم
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:24
می رسد روزی که دیگر ارغوانت نیستم در کنارت هستم اما سایهبانت نیستم میرسد روزی که من در کاروان عاشقی پا به پایت هستم اما ساربانت نیستم می رسد روزی که در سرمای تلخ روزگار سرپناهت هستم اما آشیانت نیستم می رسد روزی که ماهم در کنار مشتری روشنی بخشم ولی در آسمانت نیستم شعر و احساس ترا چون پیچکان رازقی می برم بالا و اما...
-
وقتی تو نیستی پرنده ها می آیند
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:23
وقتی تو نیستی پرنده ها می آیند با حسرت, به آسمان نگاه می کنند و من می ترسم از گردِ دور فنجان چای می ترسم از تلفن ساکتِ خانه می ترسم از آخرین پله و خیابان هایِ بی ناخدا وقتی که تو نیستی تمام وقت مرا یک سوال می گیرد یتیم ماندگی ام کِی تمام می شود قاسم بیابانی
-
نارنجی
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:23
-
دیوونه ی دوست داشتنی
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:22
دیوونه ی دوست داشتنی محبوب ترین صفت من بود. تا همین یکماه پیش... یک نفر دزدید این توصیف مرا یک نفر که نامش " تو" بود. پروین پاینده
-
در سکوت انگشت ها
سهشنبه 30 خرداد 1402 10:20
در سکوت انگشت ها نت به نت تنهایی تار می زند حدود ساعت شرعی ترانه, و ساز شعرهایم ناکوک می شوند درخلسه ی عشق با هارمونی انگشتانی پریشان یک ملودی شاد بدهکارم به نُت های گریان... سپیده رسا
-
... نرو که بی تو
دوشنبه 29 خرداد 1402 10:10
... نرو که بی تو این دیار به خار خواهد نشست بی من به دار!!! محمد ترکمان
-
تو با گل خنده هایی از آن دشت نگاهت
دوشنبه 29 خرداد 1402 10:10
تو با گل خنده هایی از آن دشت نگاهت خراب کردی مرا با یک جرعه از شهد نگاهت مرا حُجب و حیا بود, نه جرمی نه گناهی بریدی حکم اعدام تو با تیر نگاهت عباس سهامی بوشهری
-
آسمانِ سرزمینم
دوشنبه 29 خرداد 1402 10:09
آسمانِ سرزمینم به رنگین کمان ختم میشود و من, از پسِ این رنگها به هورامان میرسم و تاجی از خورشید بر سرِ شیرزنانش میگذارم! تاریخ اگر ورق بخورد من تقویمم را هنوز هم که هنوز است ایرانی ستایش میکنم! علی نصیری
-
نگاهت حسرت جاریست
دوشنبه 29 خرداد 1402 10:06
نگاهت حسرت جاریست صدایت غرق غم خواریست ولی بر قلب تو نفرین که تندیس ریا کاریست تورا ای سایه میخوانم که رفتی در شبی تاریک نمیدانی چه شب هاییست کنارم جای تو خالیست دلم غرق نیاز توست نگاهم چشم به راه توست تمام خواهشم از تو فقط قدری وفا داریست چرا در اوج بی رحمی مرابس میزنی از خود نمیدانی که سهمم با جدایی از تو تنهاییست...