-
قلبم پر درد ِولی
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:34
قلبم پر درد ِولی لبام میخنده خسته از ادما از این همه ادعا دگه حوصله خودمم ندارم به تکرارِ زندگی ناچارم همش فریک رو نتای گیتار فکروخیال و پشت هم سیگار و سیگار چشمایِ همیشه خیس اونی که باید باشه دگه نیس همش کلافه و بی خواب و بیدار همش تا صبح بغض و نگاه به دیوار شنیکاحسینی
-
گوشه ایی از..
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:29
-
دل انگیز و دلیر و مست می رفت
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:28
دل انگیز و دلیر و مست می رفت دل و جان برکف و در دست می رفت نه تنها او بدان سو رو نهاده که با او هرچه بود و هست می رفت مسیرش شاهراه آسمان بود مخالف سوی هر بن بست می رفت فلک نیلی ، به انگشت شهابش ز داغ، او سینه را می خست می رفت به شوق دیدنش روییده نرگس صد افسوس او دمی ننشست می رفت دل پیمان شکن افسوس می خورد که زیرا آنکه...
-
در بیـابـان، گلهـــــا خــار مـیشـود
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:25
در بیـابـان، گلهـــــا خــار مـیشـود از ندانم کـاری، آباد ویـران مـیشـود بشکن آن قفل زنگار بسته ی ذهن را کز ورایش آتش، گلسـتان مـیشـود روح الله معتمدی
-
ساکت وآرام با عشق تونجوا میکنم
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:25
ساکت وآرام با عشق تونجوا میکنم تاابدیادتورادرسینه برپامیکنم رازعاشق بـودنم راهمصدا با گریه ام پاک ومعصومانه درپیش توافشامیکنم قلب پرمهرتوبوی بیقراری میدهد من چرادلتنگیم رابی توحاشا میکنم عطرپاکت درفضای خانه پیچیده هنوز ازفضای خانه راهی بردلم وامیکنم شیشه های دل پرازگردوغباربی کسیست فرش دل رامی تکانم، شیشه راهامیکنم...
-
ب عین و شین و قافت توقسم که
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:44
ب عین و شین و قافت توقسم که این دنیا نمی ارزید ب یک دم عین و شین وقاف تو محمودفتحی چقاده
-
نکته ای بنوشته بر پیشانی ام
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:44
نکته ای بنوشته بر پیشانی ام تابع عصیان و نافرمانی ام این خسارتهای تاخیر طرب رخنه دارد در صراحت خوانی ام گرچه تعطیل است اینجا آرزو آرزومند شبی طوفانی ام شور عشقی خواهم و افسانه ای تا که مرعوب تب بحرانی ام بسته ای راه مرا از هر جهت ظاهرا در درگه دژبانی ام التهابی دیگر آمد بر دلم بر دل وامانده ی قلیانی ام عیب خود را...
-
تپش قلب ،
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:43
تپش قلب ، غیر ارادی ست و نشاید نکوهش چرا تپیدن. رضا وحیدی اصل
-
و من از فراسوی کلبه ی تنهایی ام
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:42
و من از فراسوی کلبه ی تنهایی ام چشم های سیاه منتظر تو را می جویم می خوانمت تا بیایی و در ساحل محبت آرام روز های گرم... دوباره با هم قدم زنیم. اسماعیل قربانی
-
السلام علیک یااباعبدالله
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:42
-
خشک شد
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:41
خشک شد چشمه ی چشمانم... برای کدام دریا مرثیه بخوانم... داریوش ریاحی
-
چشم بر آسمان و
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:40
چشم بر آسمان و دل به دریا زده ام آنچنانی که نه دل خواهم بست و نه دل می سپرم خسته از اهل زمانم همه بی رنگ برایم ؛ زیبا اما تو خالی ... نمی شود برایشان مرد فاطمه ترابی آزاد
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:40
-
توباشی دل غم دیگر ندارد
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:39
توباشی دل غم دیگر ندارد سکانس ِ تلخ بازیگر ندارد دل پروانه خوش گردد به شمعش دلم تنهاست و یاریگر ندارد کنار ساحل دریای قلبم توباشی موج عصیانگر ندارد فروکش میکند آتش ز خشمم ندارد شعله ای اخگر ندارد بیا ای مونس روح و روانم تو باشی دل غم دیگر ندارد افسانه ضیایی جویباری
-
آمدم تا که به پایان برسانم سفرت
سهشنبه 17 مرداد 1402 10:39
آمدم تا که به پایان برسانم سفرت بس که از مرگ شنیدم همه جا من خبرت با شرابی ابدی این همه گشتی تو در این کوچه پس کوچه ی نورانی شق القمرت بر شهابی که سواری بدهد گه گاهی کشتیِ نوح بیاید همه جا در نظرت... خاطره بازی ذهنت چه تماشایی شد نسخه ی اچ دی ِموسا شده اکران به سرت؟ تا که روح القدسی هست برایت ساقی از زحل آمـْــفتامین...
-
برخورد نگاه من با نگاه تو
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:46
برخورد نگاه من با نگاه تو حادثه ای بود به مانند انفجار بینگ بنگ یا چیزی شبیه پیدایش حیات هرچه که بود لحظه شروع زندگی بود برای منی که تا قبل از این حادثه نه مکان و نه زمان هیچ یک معنا نداشت محمود مظفری
-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:45
-
به هر نبض نفس های جهانم به خدا
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:45
به هر نبض نفس های جهانم به خدا نوکری برای تو ، واجب الوجود من است شوق دیدار تو از حکم نفس برای من بیشتر است فرق ما چیست ؟ همه در به در زیارتیم همه مان خدا بخواهد اربعین مسافریم پیر مرد و فقیر و صغیر و غنی یک به یک حسرت دیدار تو را درک بکردند و زمان دیدار سجده ی شکر بکردند و زمین حرمت را با اشکای پر از حسرت و یک ذوق...
-
چه زیبا میپرند ماهیها
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:44
چه زیبا میپرند ماهیها از ترس مرغهایی که در آب شنا میکنند علیرضا ایمانی فر
-
سهمم شده اوج جنون در بارگاه اصل نون
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:42
سهمم شده اوج جنون در بارگاه اصل نون حالا بسان معجزه گشتم به دریای سلون روحم شده ریحان و هم در بارگاه نور و هم خورشید خاور گشتهام گشتهبه من نون و قلم شد یسطرونم باز هم لعیا شده در ناز هم حالا به سان معجزه جانم شده طناز هم ایمان و ایقانم شده ایجاد و پروازم شده در بارگاه آمنه هستم امان دورم شده گشته یقین روی یقین از...
-
حال خوب
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:42
-
خواستم تو را بنویسم و بگویم:
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:41
خواستم تو را بنویسم و بگویم: که نبودنت چه با منو موهایی فر فریم کرده است؛ دیدم سهم دیگری شدی... و من از تو سقوط کردم... سارا کریمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:41
-
چه دلبرانه شعری
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:40
چه دلبرانه شعری صد غزل را حریفند بی حرف ،شاتوت ها زیتا رضایی
-
زایشی باید که چون پیشامدی پیدا شوی
دوشنبه 16 مرداد 1402 11:40
زایشی باید که چون پیشامدی پیدا شوی خود مکان بودی ولی در لا مکانی جا شوی ای زمان آهسته رو گرد و غبارم می بری بنده جبرم چنین بی اختیارم می بری من در این تصنیف شب دست تورا گم کرده ام محو گیسویت شدن رسوای مردم کرده ام پرده ها باید درید وپای غم باید شکست عاشقان عارف شوند و زاهدان دنیا پرست راه من چون عطر نان بوی صداقت می...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 15 مرداد 1402 10:55
-
کوچ کردی؛
یکشنبه 15 مرداد 1402 10:54
کوچ کردی؛ تو از من و من از خودم بالهای خیالم را به یاد تو بسته ام چه کوچ در کوچ زیبایی... ناصر کسیانی
-
امروز را به شوق تو آغاز می کنم
یکشنبه 15 مرداد 1402 10:53
امروز را به شوق تو آغاز می کنم فکرم خیال تو است که سر راست می کنم در روزگار ظلم و ستم بی خیال خویش جان در ره ظلم می دهم و تماشا می کنم می نالم از خودم که چه کردم ستم به خود من این ستم به دل خسته راست می کنم با یک نگاه غم انگیز چشم خون با یه صدا بلند آواز می کنم دردم فرو نشست در این خانه می نیار جانم به خواب رفته و...
-
باشهدا
یکشنبه 15 مرداد 1402 10:53
-
زن بودن هنریست رئالیست
یکشنبه 15 مرداد 1402 10:52
زن بودن هنریست رئالیست در بوم بزرگ هستی ریز به ریز خطوطش با عشق نگاشته شده رنگهایش از دل طبیعت است گرم و آرامش بخش و زلال هر گوشه از وجودش تصویری از عشق و مهربانی و تبسم است در این بوم گویی دنیا نهاده شده است زن وجود خداوند است در قالب انسان برای نشان دادن حجمی عظیم از زیبایی ،عشق،اصالت وجاودانگی... سحر کرمی