-
در رهت دل شده بیدار و به خود می بالد
شنبه 21 مرداد 1402 11:13
در رهت دل شده بیدار و به خود می بالد هر چه غیرت به خدا از دل خود می دارد این جگر خون شده بنگر تو به حال زارم بهر تو اشک ز چشمان ترم می بارم از تو جانم صنما تا به ابد می خوانم شعر جانسوز تو را تا دم آخر آرم سکراتست که بر دشمن خود می دارم چه براتست که بر اهل ولا می بارم صحنه در صحنه ی جان آمدنت خوش باشد پهن در پهنِ جهان...
-
ناکجا خوابم کزین عالم سفر گشتم
شنبه 21 مرداد 1402 11:12
ناکجا خوابم کزین عالم سفر گشتم وابسته خاک و گم گشته درین دشتم خوشا همسفر راهم وز یار طلب کردم در حلقه آن خوابم و بیدار بگذشتم رضا فریدونی
-
عطر شببوهای خانه
شنبه 21 مرداد 1402 11:11
عطر شببوهای خانه ماه تنها ستارهای که میدرخشد زندگی جریان دارد وقتی امید دیدار خورشید نزدیک است علیرضا ایمانی فر
-
یازین العابدین
شنبه 21 مرداد 1402 11:11
-
باز میرقصد خیالت در جنون شعر من
شنبه 21 مرداد 1402 11:10
باز میرقصد خیالت در جنون شعر من دختر آتش ببین ، آتش زدی بر جان من تو برقص کولی مست کافه های شهر شب من جنونم تو هوس ، زخمه زدی بر جان من واژه هایم سوختند در آتش چشمان تو پای بگذار بر تن شعری که خاکستر شده دامنت زیبای بی نام رقص باران بهار رقص در باران چشمانت بهار من شده لب اناری باغ رزهای تنت آتش گرفت شعله ای رقصید و...
-
زندگی..... همینست
شنبه 21 مرداد 1402 11:09
زندگی..... همینست گم گشتن در شور عشقی غریب پرستش چشمانی پرمهر پاک باختن به سرخی غنچهٔ یک شقایق پروردنِ دل برایِ وصالی که به هیچ تقویمی ننوشته تاریخش آنگاه ورق زدن عجول دفتر زمان تا رسیدن به روزی با شایدی شیرین برای تجلی همهٔ رویاهایت در قدومِ قامتش یا رسیدن به بن بست یأس که موج احساست هرگز نیارامد به ساحلش و عاقبت...
-
به تو میاندیشم
جمعه 20 مرداد 1402 11:10
به تو میاندیشم همان روز که موهایم گره خورده بود کوتاهش کردم تو سُریده بودی در سینهام حدیثا زمانی
-
مثبت
جمعه 20 مرداد 1402 11:10
-
زندگی..... همینست
جمعه 20 مرداد 1402 11:07
زندگی..... همینست گم گشتن در شور عشقی غریب پرستش چشمانی پرمهر پاک باختن به سرخی غنچهٔ یک شقایق پروردنِ دل برایِ وصالی که به هیچ تقویمی ننوشته تاریخش آنگاه ورق زدن عجول دفتر زمان تا رسیدن به روزی با شایدی شیرین برای تجلی همهٔ رویاهایت در قدومِ قامتش یا رسیدن به بن بست یأس که موج احساست هرگز نیارامد به ساحلش و عاقبت...
-
دلم به وسعت یک شهر جستجو تنگ است
جمعه 20 مرداد 1402 11:07
دلم به وسعت یک شهر جستجو تنگ است برای صحبت و بی وقفه گفتگو تنگ است دلم برای سوالات وپاسخ و تردید برای هرچه بدی دیدو شکّ او تنگ است نگاه قهوه ای چشم های بی تاب اش برای خیره ی آن لحظه، مو به مو تنگ است چنان نشسته درآغوش خاطره هایم که در خیال رها جای آرزو تنگ است تمام روز سرراه رفت و آمدنش فشرده ام مژه را بس که روبرو تنگ...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 20 مرداد 1402 11:06
-
اینروزها که درمانده ام در گذشته
جمعه 20 مرداد 1402 11:03
اینروزها که درمانده ام در گذشته اینروزها که از هراس آینده دمادم از حال می رود حالم اینروزها..... گریه هایم به جبر جاریند بر لبان وُ بغض ها می شکنند در گلویم با صدایی که نه به خنده مانند است وُ نه به گریه آخر اینجا دادِ بیدادِ کسی را بهانه نمی کنند حتی برای همدردی گوئی... تنها مردن در پوستین خویش مقدریست ما را بی چند...
-
گم شده ام
جمعه 20 مرداد 1402 11:02
گم شده ام نه مسیر می دانم نه مقصدی آشنا ست حالم همچون طفلی ست که در میان جاده ها رهایش کردند گاهی دنیا برایم زندانی ست که حکمم را نمی دانم گاهی آزادم مثل قاصدک اما جایی نمی یابم پریشانم،سرگردانم و حیرانم در کل من هیچ نمی دانم گم شده ام رو به هر چه کردم از همه پرسیدم ندادند جوابم پا به مسجد گذاشتم رو به کعبه نماز...
-
السلام علیک یااباعبدالله
جمعه 20 مرداد 1402 10:57
-
شب دامنه ی عشق تو آتش بدلم کرد
جمعه 20 مرداد 1402 10:55
شب دامنه ی عشق تو آتش بدلم کرد یک شعله ز عشقت بجهید و بغلم کرد . من خنده زدم لیک سرازیر شدم اشک وان سِر پر از هم همه ات خون بدلم کرد . گفتم که ببینم رخ ماهت شوم آرام بین الحمرینت من و دل را بترم کرد . آقای همه اشک و غم و ناله ی مادر سِر نوک نی سوخت مرا ، پر شررم کرد . الله و الله مدد در سر کویت این خاک پر از کرب و بلا...
-
زمین می لرزد
جمعه 20 مرداد 1402 10:53
زمین می لرزد وقتی آغوش گرمتگشوده می شود می خواهم در زلزله نگاهت پناه بگیرم آغوشت را به زمین نسپار دیریست منتظرم فریبا صادقی
-
این سهگانه از چهارگانه،
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:12
این سهگانه از چهارگانه، عنصران عالمند؛ آب، خاک و آتشند. اصل انسان از گل است آتش بر گل خورده شد مهدویت از ورایش زاده شد ای حقیر خود، بین، از چیستی؟ از کجایی در کجاها نیستی؟ عمر تو، در گرانیست. قدر دان، قره مشو در مسیر در پیچ و تاب جاده های بی انتها محو نشو. ره یاب تند مرو اندکی آهسته ران بنگر و اندیشه کن راه را هموار...
-
به خاک نمیسپارمت
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:11
به خاک نمیسپارمت مادامی که در باد هوهو میکنی و از گوشۀ چشم آسمان برای گنجشکهای سرمازده اشک میریزی بیا سقوط کنیم و از سرزمینهای ساکت سردرآوریم جایی که هنوز هم شناور باشد بال بلند قوهای سپید در آبها و هوایش دست من آخرین لمس دستانت را در هیاهوی گلهای شببو از یاد نبرده است آنجا که شعلهها از هیچ شمعی کم نمیشدند و...
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:11
-
تو آن رازی که پنهانی درون آتش قلبم
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:10
تو آن رازی که پنهانی درون آتش قلبم طنین توست غزل بانو تپش های دل تنگم به آغوشم بیا زیبا کمی نزدیکتر بشنو تو اینجایی و میرقصی به روی آتش قلبم تو اینجایی و میخوانی منم آواز لبهایت بهارست سبز دامانت منم حرم نفس هایت تو جاری شو ارس بانو جهانم شکل میگیرد برقص کارون تن زیبا منم رقص هوسهایت به یزد خشتیه چشمت به خوزستان...
-
گویند کسانی اوثاریه ی انگورخوش است
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:09
گویند کسانی اوثاریه ی انگورخوش است من میگویم درفصل بهارو روی چمن دامن حور خوش است ازدست نبایدخلوت صحرو غمزه های یار یک بوسه هم گرطلب کنی بازورخوش است محمودفتحی چقاده
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:08
-
بغل را دست کم نگیرید!
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:07
بغل را دست کم نگیرید! بغل، آن هم از نوع سفت و محکمش روح و روان را تازه میکند. این روزها، فقط به روبوسی اکتفا نکنید، همدیگر را به آغوش بکشید ... دوست داشتن را بهم سرایت دهید! سیما_امیرخانی
-
گر چه مرغ دل من سوی تو زد بال و پری
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:01
گر چه مرغ دل من سوی تو زد بال و پری خبرم هست که از حال دلم بی خبری خبرت هست که در کوی تو ماوا کردم ؟ از چه بر کلبه ویرانه نداری گذری خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست نکنی سوی من ای فتنه ی دوران نظری ترسم آن روز بگیری خبر از عاشق خویش که به جز یاد من خسته نیابی اثری حاجتی نیست مکش تیغ به روی دل من که بجز مهر تو در دست...
-
تمام شاخه ها پر گل تمام سَروها سنبل
پنجشنبه 19 مرداد 1402 11:01
تمام شاخه ها پر گل تمام سَروها سنبل تمام آیه ها معنا بیا ای بهر یاسین گل همه جا بوی عطر یاس عدالت می شود احساس همه عالم پر است از نور بیا نقش نگین یاس کمال دین شود پیدا به هر منبر شود لیلا کمال الملک را معنا بیا ای یوسف زهرا به هر جا آیه ی کوثر شود دشمن چنان ابتر به اشک چشمهای تر بیا ای جان پیغمبر ز هر کوی و ز هر...
-
کمی از تو هنوز به من فکر میکند
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:42
کمی از تو هنوز به من فکر میکند ولی این حواس پرت خیلی پیشترها... تمام خودش را کنارتو جاگذاشته ... سیدحسن بدیعیان خیرآبادی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:42
-
ردیف چشمانت غزل هایم را پراکنده می کند
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:38
ردیف چشمانت غزل هایم را پراکنده می کند خسته شدم از تکرار" دوستت دارم" بس که آرایه های دلم منظم وهجاهای قلبت نامنظم است. می ترسم ... می ترسم از روزی که خواه ناخواه از قافیه ی تنت عقب بمانم و شعرهای ناتمامم را هیچ احساسی تمام نکند... سپیده رسا
-
با نام قرآن چشمه جوشان زنده هستی
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:36
-
تا ابد جایگاهت در دل من است
چهارشنبه 18 مرداد 1402 10:35
تا ابد جایگاهت در دل من است خانه ات کاشانه ی جان من است چشم نازت آتش دین من است لعل نابت نیز آیین من است اقبال ما گرعاشقی وسوختن است شوق تو بادلبران چون جوشن است گر،دیده رقصان درصورت بت ها است آرزوی هربتی گل عذاری باتواست آزاد ار بت شکن دوران است چون غیوری بی قرار و عاشق است علی اکبری