-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:26
-
در پسا رنگ ترین شاخ زمان...
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:25
در پسا رنگ ترین شاخ زمان... من و این ثانیه ها به همان عقربه ی عقرب وار رنگ ها باخته ایم شعر ها ساخته ایم ما همان فاخته ایم، که فراسوی زمان بنشسته دست بسته پرشکسته لیک با نجوای خوش میکند آواز و گویی هیچ نیست هیچ کیست؟ آن که گوید می رود وز سرحسرت به قفا می نگرد؟ تو بگو هان نرود نه به حسرت بلکه با دلبری افزونش به قفایش...
-
دشت لاله های وحشی مست بهار موی تو
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:24
دشت لاله های وحشی مست بهار موی تو سبز آبیه چشمت غزل باران شهر آشوب تو بوی نم باران گرفت آرام بوسه از لبت طعنه به آتش میزند صحرا تن این رویای تو گرگ و میش جنگل رزهای رقص موی تو طرحی از آتش کشید بر پیکر هجران تو آهو غزل ، رنگین کمان ، زیبای بی نام و نشان زیباترین ، شعر جهان ، موی رها در باد تو تنهاترین مرد جهان با تو...
-
در کودکی رویا می بافت
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:04
در کودکی رویا می بافت بعدها رویاهایش او را ... مجتبی فرخی
-
پزشک
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:01
-
باشهدا
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:00
رضا هادی، برادر شهید ابراهیم هادی در توصیف روز تولد ابراهیم میگوید: ============== «در خانه کوچک و مستأجری در حوالی میدان خراسان تهران زندگی میکردیم؛ اولین روزهای اردیبهشت سال 1336 بود، پدر چند روزی است که خیلی خوشحال است، خدا در اولین روز این ماه پسری به او عطا کرد، او دائما از خدا تشکر میکرد. هرچند حالا در خانه...
-
ساقی بده زان باده ای ،کز درد و غم دورم کند
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:57
ساقی بده زان باده ای ،کز درد و غم دورم کند امشب در این بزم طَرَب ، مخمور مخمورم کند بنشاند این شبگرد را، این خسته ی پردرد را وز دل بگیرد گرد را ، دلشاد و مسرورم کند نامم ز خاطر آن بَرَد ، در حلقه ی مستان برد از سرمراسامان برد ،سرمست و پرشورم کند برمن دهد تاب وتبی، روزم کند همچون شبی پیش سلیمان نبی ، عاجزترازمورم کند...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:55
-
دل غم دیوانه خورد، غم دل بیگانه بَرد
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:44
دل غم دیوانه خورد، غم دل بیگانه بَرد سگ دل رندانه دَرَد، مرغ دلم می نپرد روز و شبم تار شده، سوز و تبم یار شده این تب دلدار شده، ناز همی می نخَرد ای که تو هم کرده جفا، ای که نداری تو وفا هم تو نداری که صفا، میش دلم می نچرد گفت که عاشق نَبُدی، مثل شقایق نَبُدی گفت که صادق نَبُدی، عشق دلم نابخرَد گفت سعیدا نه سری، چون به...
-
ساعت انشاء بود
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:44
ساعت انشاء بود / و چنین گفت معلم با ما: بچه ها گوش کنید / نظر من این است / شهدا خورشیدند مرتضی گفت:شهید / چون شقایق سرخ است دانش آموزی گفت : / چون چراغی است که در خانه ی ما می سوزد و کسی دیگر گفت: آن درختی است که در باغچه ها می روید دیگری گفت: شهید / داستانی است پر از حادثه و زیبایی مصطفی گفت : شهید / مثل یک نمره ی...
-
رفته ام از هر چه رنگ
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:41
رفته ام از هر چه رنگ از هر چه خواب از خستگی عقربه ها رفته ام از عطر بی صدای هر چه شعر از هر چه لب برای گفتن از هر چه پا برای رسیدن عجیب است نگاه می کنم و هنوز در بنفشه زار گونه ات چه کودکانه آرمیده ام.... مستانه دادگر
-
بهترین ذکر
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:37
-
دلتنگی هایت را می خرم
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:36
دلتنگی هایت را می خرم یکجا؛ و در حوله ای از ابر می پیچم؛ تا مبادا پای لنگ پلک دلی سنگی گوشه ی احساس لطیفت را روی طاقچه ی عادت لب پر کند بساط را جمع کن پروانه آجورلو
-
حواست هست تنهایم
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:33
حواست هست تنهایم گره خوردم به غم هایم پر از کسری یِ عشقت شد حسابِ جمع وُ مِنهایم گرفته این گلو دوده ز خاموشی یِ آوایم برایت تا غزل گفتم پر از غم شد الفبایم نمیدیدی یُ پاشیدی ؟ نمک بر زخمِ پیدایم حواست هست میگفتی تو جان بخشی، مسیحایم اگر تو یوسفم باشی؟ زلیخایم زلیخایم تو چون آدم منم حوّا و من در باغِ طوبایم اگر خامت...
-
شهلا مداوا کن مرا روحم تو ریحان کن هدا
چهارشنبه 1 شهریور 1402 10:31
شهلا مداوا کن مرا روحم تو ریحان کن هدا در دایره با تو شدم هر جا تو همره شو مرا ظاهر نما رویت دگر مردم ز پهلویت جگر این جان بیارزش ببین پیش خودت دیگر ببر شهلا میازارم جگر رحمی نما بر من دگر دلرا نگاهی کن تو گه گاهی بر این عاشق گذر شهلا تمام زندگی من را پسند بر بردگی تا با تو کاملتر شوم دیگر شوم بر بندگی شهلا تمام...
-
السلام علیک یااباعبدالله
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:12
-
سوختم از لهیب جان
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:11
سوختم از لهیب جان با شوکران مرگ چشمانم می سوزد از دود خاطرات چرا حریصم می کنی؟ به آغوش بادی که پراکنده می کند خاکستر خشمم را به تکراری تازه... سپیده رسا
-
هر گوشه کاشانه گلاویز دلم بود
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:09
هر گوشه کاشانه گلاویز دلم بود ماه شب ویرانه شباویز دلم بود غوغای کلاغان و تماشای درختان دنیای مترسگ زده جالیز دلم بود کو فصل بهاری که برویاندم از نو امید خیالی که به پائیز دلم بود؟ سنگم زدی ای دشمن دیرینه حلالت بی مهری آئینه نمک ریز دلم بود یک پنجره از پرتو خورشید نزایید هر بغض نهانی که سحرخیز دلم بود خوناب جگر بود و...
-
و سلام بر شعر که روشنی بخش شبهای تیره ی
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:09
و سلام بر شعر که روشنی بخش شبهای تیره ی هزاره های ماست ما که در شرق از اساطیرمان شعر بر لب به دنیا سلام می دهیم سلام به دنیا و سلام به آفتاب و سلام به شعر آریا ابراهیمی
-
سالهاست که در فکر تو غرقم
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:08
سالهاست که در فکر تو غرقم نظـری کن بر این فکر قشـنگم آرش معتمدی
-
من آن شمعم که میسوزم دمادم رو به پایانم
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:04
من آن شمعم که میسوزم دمادم رو به پایانم چنان بادی که در صحرا به هر سوئی گریزانم بروی شاخه میلرزم چنان برگی که در پائیز رها در باد و باران راهی فصل زمستانم میان کوچه و پس کوچه های شهر حیرانی اسیر پرسه های سهمگین هر خیابانم هنوز از نغمه های من تمام بیشه لبربز است شباویز شبانگاهم که در ویرانه پنهانم حدیث آرزومندی سری...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:02
-
موج مویت مانند خاک کویر
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:01
موج مویت مانند خاک کویر وحشی ، سبز و کبود وعسلی آرام ، بِمانند گردبادی در دور که بی مهابا به سویم می آید تا منِ بیخود شده ی وامانده را در پستوهای ویرانم جانی دهد نشانی ام را باید از تو بگیرند تو تمام پستوها را نوازش کردی چه نسبتی با عشق دو عالم داری که بی تو کار جهان لنگ میشود و من .... سحرخودسیانی
-
دنیا تمام روزگارم سردِ ممتد بود
سهشنبه 31 مرداد 1402 10:59
دنیا تمام روزگارم سردِ ممتد بود سهم من از غم بیشتر از آنچه باید بود دنیا تقاصم را بگیر از نا مرامی ها اصلا بگو این زندگی با من چرا بد بود هرروز در خواب و خیالات نبودن ها قلبم میان ماندن و رفتن مردد بود پر شد نفسهام از هوای بی کسی اما دیگر برایم هرچه پیش آید خوش آید بود هر روز باریدم در این دریای طوفانی هرگز نفهمیدم...
-
یارقیه
سهشنبه 31 مرداد 1402 10:55
-
کوک میکنم
سهشنبه 31 مرداد 1402 10:52
کوک میکنم آهنگ زندگی را اما ناکوک میماند. هماهنگ نمیشود. دل و احساسم با مغزم همخوانی ندارند. خدایا توفقط خودت کمکم کن راه دشواری درپیش دارم. محمد علی مقیسه
-
گفت: زن زیباست
سهشنبه 31 مرداد 1402 10:44
گفت: زن زیباست آرامش است نمیهدیگر است زندگیست... گفتم اری، زن شعر است گفت: مرد چه؟ گفتم شاعِر است؛ میسُراید شِعر را... میجنگد برای زندگی... علی تعالی مقدم
-
تو انگار به دنیا آمدی
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:23
تو انگار به دنیا آمدی تا برای دیدنت چشم هایم همیشه بسته باشد تا کجای عشق تو را خیال باید کرد ؟! پرویز صادقی
-
تو کجایی که من اینجا به قفس زندانی
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:22
تو کجایی که من اینجا به قفس زندانی دلِ من تنگ و شب و روز هوا بارانی همه شب منتظرت چشم به ره می مانم شبِ تاریک بلندست و دلم طوفانی درِ این خلوتِ خود خواسته خود می بندم نشود فاشِ کسی داخلِ این ویرانی یک شبی باز کن آغوش و بیا آغوشم که به پایان برسد بی سر و بی سامانی درِ زندان دلم را تو اگر بگشایی بال در بال تو پرواز کنم...
-
رو به سایه ها اشاره میکنی
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:21
رو به سایه ها اشاره میکنی و به من میگویی نگاه کن من اینجا هستم پیش تو ونبودنت را بار دیگر نشانی می دهی آنچه می بینم از تو فریبی بیش نیست از خودت بپرس از من نه تن ِ من بیرون از تنِ من در این حرکت دائم رفتنت را کی باور کرد ؟؟ نازنین رجبی