-
چه منظره زیبایی
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:49
-
سلام ما بر تو ای طبیب طبیبان
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:48
سلام ما بر تو ای طبیب طبیبان سلام ما بر تو ای غریب غریبان سلام ما بر تو ای پناه غریبان سلام ما بر تو ای ماهتاب شبستان سلام ما بر تو ای خورشید درخشان سلام ما بر تو ای سلطان خراسان سلام ما بر تو ای دلبر مه رویان سلام ما بر تو ای معین ضعیفان سلام ما بر تو ای مظهر خوبان سلام ما بر تو ای امام رئوفان سلام ما بر تو ای حجت...
-
قول داده بودی
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:46
قول داده بودی خودت را کنارم جا بگذاری تنها نباشم فاضله هاشمی
-
از بام بی مهری ات دیدی چطور پریدم
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:44
از بام بی مهری ات دیدی چطور پریدم یک تنه تا آخر برکه ی عشق دویدم در داستان امروز شنگول و منگول کجاست من چهرهی گرگی رو با دست هام دریدم خواب هزار عاشق کابوس بی مهری هاست یک دختر قوی تر روی قفس کشیدم سایه ی تاریک عشق، با دل من ترک خورد من طعم نیرنگی رو ....با دل خود چشیدم تابستون و زمستون فرقی برام ندارند بهار پر رنگی...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:43
-
و همیشه به یاد داشته باشید
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:42
و همیشه به یاد داشته باشید که گذشته چیزی جز وهم و خیال نیست! و خاطرات بازگشتی ندارند، و هر بهاری که میگذرد دیگر باز نمیگردد! و حتی شدیدترین و پرحرارتترین عشقها نیز حقیقتی ناپایدار دارند... گابریل_گارسیامارکز
-
دستهاى هم را گرفته بودیم
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:41
دستهاى هم را گرفته بودیم تو در شب قدم مىزدى؛ من در تاریکى... گروس_عبدالملکیان
-
چه برایت بنویسم؟!
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:40
چه برایت بنویسم؟! که هرگاه خواستم برایت بنویسم، احساس کردم، که قلبم از جایش کنده خواهد شد تا در سینه ی تو بنشیند... غسان_کنفانی
-
ای یاس تن سپرده به دیوار دیگری
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:38
ای یاس تن سپرده به دیوار دیگری ای یار همنشین شده با یارِ دیگری از تو برای پنجره ها قصه گفتم و بغضم نشست بر لبِ سیگار دیگری پر زد دلم همیشه به سمت خیال تو لک زد دلت به حسرتِ دیدارِ دیگری دیوار های سست، ترک های بی شمار قلبت مرا سپرده به معمار دیگری آن آبشار سرزده از سنگ چین ِ بغض شد واژه واژه گریه در اشعار دیگری ما با...
-
دیشب بدیدم ماه هم معشوقه میخواست
چهارشنبه 12 مهر 1402 10:38
دیشب بدیدم ماه هم معشوقه میخواست از چشم بیدار فلق هنگامه میخواست دیشب دو چشم خسته ام هرگز نخوابید تا صبح سـِر عشق از دیوانه میخواست من بودم وشب بود و تنهایی و وحشت در آن شب بی انتها، اِستاره میخواست گفتم مرا آگاه از سـِر جنون کن گفتا که عاشق،وعده ی شاهانه میخواست صدیقه جـُر
-
عابر و رهگذری مانده به راهیم هنوز
سهشنبه 11 مهر 1402 11:16
عابر و رهگذری مانده به راهیم هنوز مانده در مرحله ای گاه به گاهیم هنوز اختران را به شب تیره خود باخته ایم محو در پرتو افتاده به چاهیم هنوز خبر از مشرق پاینده خورشید رسید ما در این دایره بیگانه ماهیم هنوز رفته از خاطره ها بود و نبودی که نبود گرچه بی نام و نشانیم و سیاهیم هنوز دین و ایمان سر همراهی ما داشت ولی مثل هر...
-
ای تو همدست بهاران،
سهشنبه 11 مهر 1402 11:16
ای تو همدست بهاران، آشنای سبزه زاران . ای که پژواک صدایت ، دشت خشک باورم را ، چون زلال چشمه ساران. پای یک دیوار سنگی ، مانده چشمانم به راهت ، خیس حسرت ، زیر باران . آشنا کن با سپیده باور بی باورم را . آشنا کن با کبوتر، با درختان ، با تبار ابر و باران . تا شکوفد بار دیگر تک درخت باور من ، تا رها گردد پرنده ، تا درخشد...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 11 مهر 1402 11:15
-
مرا به دیاری ببر
سهشنبه 11 مهر 1402 11:14
مرا به دیاری ببر که اندوه مردمان فاصله هاست. به غربتی ببر که ترانه ها نجوای روشن اندیشه اند. مرا به ژرفنای اندیشه ای تابناک ببر به شعاع ابدیت. به آفتاب، به روشنی. به سایه ها اعتنا نکن که لباسهای مندرس خاکند. مرا به تلالو خورشید ببر به ذوق ذوق نور به فوران دلتنگی. رضا کشاورز
-
عاشقی دردقشنگی است که هرکس نچِشد
سهشنبه 11 مهر 1402 11:13
عاشقی دردقشنگی است که هرکس نچِشد لذت پروازِ در اوج سَما را ، کَرکَس نچشد دل اگر پاک کنی در صف عشاق آیی که خدا ، جرعه عشقش به سَرکَش نچشد حسین ستوده
-
برگردبه برکه های بی آب دلم
سهشنبه 11 مهر 1402 11:13
برگردبه برکه های بی آب دلم تو بی خبر وچشم براه منتظرم خون میچکد ازنگاه این فاصله ها یک لحظه نرفته یاد تو ازنظرم صادق صفرپورملک رودی
-
عیدتون مبارک
سهشنبه 11 مهر 1402 11:12
-
دستانت را در دستانم می فشرم
سهشنبه 11 مهر 1402 11:12
دستانت را در دستانم می فشرم و با نگاهت به دوردستها خیره می شوم آینده از آن ماست به گمانم اما حیف تو همیشه در رویاها به سراغم می آیی... مجتبی فرخی
-
گر دانه به دستِ باد لرزنده شود
سهشنبه 11 مهر 1402 11:11
گر دانه به دستِ باد لرزنده شود آنگه که فِتَد به خاک ارزنده شود زان شاخ که سرکشد به افلاک چه سود گر شاخه رِسَد به بار افکنده شود علی نیک بخت
-
سکوت پاییز
سهشنبه 11 مهر 1402 11:10
سکوت پاییز پس از غرش پی در پی بادهایش چقدر به دل می چسبد کسی نیست در کوچه هایش کسی نیست و چه سکوت زیبایی می گوید از آرامش ساده و الفبایی خش خش برگ های خوابیده خزان زیر پای رهگذری دلتنگ تکنوازی می کند قدم قدم رقص قاصدک ها تازه میکند حالت را ببین این رنگ جهان ببوی بوی خزان چه غریب افتاده در میان فصل ها پاییز گمشده ایی...
-
چمدانش را گشود
دوشنبه 10 مهر 1402 11:23
چمدانش را گشود پُر بود از رنگینه هایی گه آراسته بود گیسوان بلندش را طره های رنگین کمانی زرد،نارنجی،قرمز..... رژ مات لبهایش جلوه ای زیبا داده بود به چشمهای بارانیش نسیم خنکی را ها کرد به آغوش بی مهر دنیا تذکر داد گرمی آغوش را و از راه رسید دختر رنگین کمانی سال تا پًر کند جام عشق را به مهری که امتداد داشت به آبان و...
-
حال خوب
دوشنبه 10 مهر 1402 11:22
-
تو زلزلهی قرن اخیری
دوشنبه 10 مهر 1402 11:21
تو زلزلهی قرن اخیری ویرانه کنی هر تن آباد از جا بکنی ریشهی گلها در هم شکنی شاخهی شمشاد از رفتن تو مرده و سردم باید برود نقش تو از یاد هر نامه و تصویر تو را من سوزانده و خود را کنم آزاد یادم مکن ای سرکش رعنا از ظلم و ستمهای تو فریاد شهناز یکتا
-
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
دوشنبه 10 مهر 1402 11:20
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش. باغ بی برگی، روز و شب تنهاست، با سکوت پاکِ غمناکش. سازِ او باران، سرودش باد. جامه اش شولای عریانیست. ور جز،اینش جامه ای باید . بافته بس شعله ی زرتار پودش باد . گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد . باغبان و رهگذران نیست . باغ نومیدان چشم در راه...
-
خسته از زندان تن پرواز میخواهم فقط
دوشنبه 10 مهر 1402 11:20
خسته از زندان تن پرواز میخواهم فقط تنگ دل در کنج غم سیگار میخواهم فقط شانه ام تنها شده آغوش میخواهم فقط آرزوی من رُخت دیدار میخواهم فقط سوخت دل در حسرتت باران میخواهم فقط لاعلاج دردی شدی درمان میخواهم فقط کیمیا ابراهیمی
-
مصلحت نیست
دوشنبه 10 مهر 1402 11:19
مصلحت نیست قیاست بکنم با دریــا تو همان امن ترین ساحل ِ دنیای منی هما_کشتگر
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 10 مهر 1402 11:18
-
عیدتون مبارک
دوشنبه 10 مهر 1402 11:17
حق چو دید آن نور مطلق در حضور آفرید از نور او صد بحر نور آفرینش را جز او مقصود نیست پاک دامن تر زاو موجود نیست میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد
-
چه شد که از غمِ من دل تو با صفا کردی
دوشنبه 10 مهر 1402 11:16
چه شد که از غمِ من دل تو با صفا کردی چه شد که بار دگر هم مرا صدا کردی ز یاد بردن و بیگانگی مرام تو بود چه شد که بر سر عقل آمدی وفا کردی منم که در تب هر دو لب تو می سوزم تویی که کیش مرا با غم آشنا کردی بیا که مهر تو تا هم ابد به سینه ام سپرده ام، تبِ کینه تو مبتلا کردی بیا که با همه بی هم زبانیت ای گل به قهر برده ز یاد...
-
هرکس وطنی دارد و اهلیت جایی
دوشنبه 10 مهر 1402 11:15
هرکس وطنی دارد و اهلیت جایی من اهل دیارِ دلـ بیتاب تو هستم :) حسین_مرادی