-
ای دلبر خوش چهره،از تو چه نهان باشد
چهارشنبه 17 آبان 1402 10:57
ای دلبر خوش چهره،از تو چه نهان باشد من عاشق روی تو،تا روح و روان باشد آن زلف سیاه تو، آن روی چو ماه تو جانم به فدای تو، تا جان و جهان باشد تو جان منی جانان،پایان بده بر هجران بندم به سر زلفت،این بر تو عیان باشد دوری تو نکن از من،تا شاد نشود دشمن ور دوری کنی از من،بر بنده فغان باشد چشم تو چون پیاله،لبهای تو چون لاله از...
-
چون هر کتاب دعایی که قرآن نمی شود
چهارشنبه 17 آبان 1402 10:56
چون هر کتاب دعایی که قرآن نمی شود زندگی برایم دگر به سامان نمی شود گاهی دعا می کنی که مستجاب نمی کند شاید بگوید آری ، ولی الان نمی شود گاهی دلت شکسته است و جاری نمی شوی هر تکه ابر ِحامل ِآب ، باران نمی شود افتاد چینی ظریف زندگی ام ز دست پیوند ِ تکه های لیلا ، آسان نمی شود هرچند تکه های او زنده است درجان دیگری اما...
-
پاییز
چهارشنبه 17 آبان 1402 10:55
-
آماده نما خانه، شمع و گل و پروانه
چهارشنبه 17 آبان 1402 10:54
آماده نما خانه، شمع و گل و پروانه گو، تا برود بیرون، نا محرم و بیگانه ترتیب بده اول یک محفل شاهانه آنگه سر و سامان ده، صبحانه ی جانانه از چشم و بناگوش و مرغانه دو تا شانه نسکافه دو تا فنجان،، از شیر دو پیمانه اسباب طرب از می از خنده ی مستانه غافل مشو از کرسی، از خواب زمستانه شهاب سنگانی
-
برگ به برگ،
چهارشنبه 17 آبان 1402 10:54
برگ به برگ، در کوچه های خزان از تو گرفته ام نشان فرشته سنگیان
-
خداوندا
چهارشنبه 17 آبان 1402 10:53
خداوندا اگر عاشق شدی روزی شدی تنها نبودت هیچ دلسوزی به یاد آور دل من را تمام اشک هایم را به یاد آور دو چشمی که نشد خالی ز اشک و خون و آن لیلای تنهایی که بهر او کسی هرگز نشد مجنون به یاد آور تو روزی را که یارم را جدا کردی همان روزی که در حقم بسی ظلم و جفا کردی ندیدی اشک هایم را؟ ندیدی بغض هایم؟ چرا با من چنین کردی؟...
-
آخر تو را به جان خودم می کشم برون
سهشنبه 16 آبان 1402 11:21
آخر تو را به جان خودم می کشم برون از سینه ام، که داغ نبینم به چشم خون مردن هزار مرتبه بهتر از این که یار خلوت رفیق باشد و دشمن به اندرون می سوزد آتش ستمش جان و مال من وقتی که کژدمی صفتی کرد در جنون ای دل بسوز تا که نسوزم از این هوس عشقش دروغ بود در آن سینه ی فسون آخر تمام می شود این شب برای ما؟ شبگردِ مرده را که کند...
-
بر شانههایم تیشهی تردید میافتاد
سهشنبه 16 آبان 1402 11:18
بر شانههایم تیشهی تردید میافتاد از دَر وَ دیوار آتشِ تهدید میافتاد در خواب میدیدم که اقیانوسِ افسوسم تیر غروب از جانبِ خورشید میافتاد... یونس نبودم ای عجب هربار با نامم تقدیرِمن، در قعر غم، تعمید میافتاد هی پشت هم بد، پشت هم بد، بد میآوَردم در فال قرآن هم مرا تحدید میافتاد... انگار یک بت بودم از اعماق...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 16 آبان 1402 11:17
-
این عطر دل انگیز ز آن وادی عشق است
سهشنبه 16 آبان 1402 11:15
این عطر دل انگیز ز آن وادی عشق است مشک است و عنبر کز جانب عشق است آن زلزله بینی که بر جان من افتاد کز دیدن روی جمال عشق است صد سلسله از وادی عشاق هر سلسله در پی مراد عشق است تن و دل رنجور بیمار درمان دردم معنای عشق است جانا رحمی بر سپند فرما هر دم و هر کوی هلاک عشق است صلاح ایازی
-
لبانت را تو ای گل غنچه کردی
سهشنبه 16 آبان 1402 11:14
لبانت را تو ای گل غنچه کردی نمیدانی که با این دل چه کردی گسل را عشوهات فعال کرده چرا قلب مرا بازیچه کردی شهناز یکتا
-
دل می بری به غمزه و ناز و ادا که چه ؟
سهشنبه 16 آبان 1402 11:13
دل می بری به غمزه و ناز و ادا که چه ؟ هی می کنی مرا به خودت مبتلا که چه؟ با هر نگاه پنجره خمیازه می کشی تا جای جای جاده ی بی انتها که چه؟ هی رخنه می کنی به دل و تازه می کنی زخمی که کهنه گشته از آن ماجرا که چه؟ در شهر بی نشانه که یادم نمی کنی ره می زنی به کوچه هول و ولا که چه؟ وقتی که سر به شانه زخمم نمی نهی گل می دهی...
-
بی خداحافظ که میروی حنجره ام
سهشنبه 16 آبان 1402 11:12
بی خداحافظ که میروی حنجره ام روزه ی سکوت میگیرد روح خسته ام به ملکوت نمیرسد در برهوت میمیرد دلم ساکتو دل گرفته، مات و مبهوت از معلم پر جبر دلت درس حد و حدود میگیرد می خواهم در چشم تو عالی باشم اما در بهترین حالت ممکن دلم از تو نمره ی خوب میگیرد میان اینهمه خطوط منحنی صد شکر که خطوط شکسته ی شعرم از تو نمره ی مشروط می...
-
یک فنجان چای
سهشنبه 16 آبان 1402 11:11
-
ماهم چه شد بگو که وارد هلال شد
سهشنبه 16 آبان 1402 11:10
ماهم چه شد بگو که وارد هلال شد دستور رسیده که سپیده به قال شد در وادی عشق هستم و فرمان رسید یاری که برفته است و وارد حال شد رنجی کشیده است و ازحالش با خبر زجری کشیده ام که وارد سال شد ایکاش دوباره ببینمش جان میدهم پیوند قلب او شوم و جانم بحال شد من باز کرده ام آغوش جان از اوست او درمن هست و من در او نوال شد روحش برای...
-
من گرفتار شبانگاهم و نه دیدن آن ماهم
سهشنبه 16 آبان 1402 11:09
من گرفتار شبانگاهم و نه دیدن آن ماهم در دست تو سیبی است، کشاند به گناهم باروی گُلت خیز و کنارم بنشین مثل فریبا از فرط تپش خون کنم از دیده به راهم شمع شبم تانور تاریکی نماید در خیال تا سحر از دل کشم تصویر تو از لب آهم گر گریزم سوز سینه آید از هجر و غمت اشک سرکش می کُشد از سوز نگاهم من که هرجا میروم شوق خیالم می رمد...
-
در نبودنِ پر از بودنش،
دوشنبه 15 آبان 1402 11:08
در نبودنِ پر از بودنش، مشتاق تر از همیشه عاشق نورم فرشته سنگیان
-
من از تبار عشایر، تو زاده ی خود ماهی
دوشنبه 15 آبان 1402 11:07
من از تبار عشایر، تو زاده ی خود ماهی مسیرکوچ مرا می کشد به سوی تباهی من از طوایف رنجم، نجیب زاده ی دردم تو از قلمرو عشقی و سایه ای و پناهی بجنگ با همه ی لشکر و سپاه که داری شکست داده دلم را سه تار زلف سیاهی سری تکان بده ما را دچار روی خودت کن ببین که از قفس دل پریده کفتر چاهی... چه یوسفانه نگاهت دریده جان و دلم را...
-
گریه خوب است اگر در فراق یار نباشد
دوشنبه 15 آبان 1402 11:05
گریه خوب است اگر در فراق یار نباشد اگر از دلتنگی و از دوری یار نباشد گریه خوب است اگر از دلتنگی ها نباشد باعث افسردگی و حال خرابی نباشد گریه برای هر کسی و هر چیزی خوب است به جز گریه برای یار دل آزار نباشد گریه کن عیبی ندارد دل سبک تر می شود اگر باعث زیبای چشم و برای خداوند شود گریه از چشم عاشق غم دیده نباشد اگر باعث...
-
تضمین غزل شهریار
دوشنبه 15 آبان 1402 11:04
تضمین غزل شهریار بیا ای ساقی مشفق توئی در غم طبیب من بجز هجران و جز حسرت نشد هرگز، نصیب من حسادت میبرد هرکس بدین صبر و شکیب من .............. دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من؟ نداد این طبع والا را فلک بر شان من مفتم به درگاهش فشانم دُرً اشکی که، بخون سُفتم چه سازم تا شود آن...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 15 آبان 1402 11:03
-
نیلوفرآبی من ؛ ای شب مهتابی من
دوشنبه 15 آبان 1402 11:02
نیلوفرآبی من ؛ ای شب مهتابی من ریشه بزن بار دگر؛ بر دل مردابی من کو د گر شادی دل ؛ یا به لبم خنده من رفتی و کابوس غمت ؛ باعث بیخوابی من دیدی اگر اشک شب و ؛ چشم خروشان مرا باز بیا در بر من ؛ ای همه بی تابی من شب شد و مهمان منی ؛ ساغر این جام منی نیست دگر غصه به دل؛ تا تو شوی ساقی من من به ره قله عشق ؛ با سر و پا...
-
من وتو بارها از زمان انتقام گرفتیم
دوشنبه 15 آبان 1402 10:59
من وتو بارها از زمان انتقام گرفتیم هر دو با هم در جیب های دنیا ته نشین شدیم وسرنوشت را خط خطی کردیم تا غم قدری با تعلل قدم بردارد وزندگی آستین هایش کمتر از اشک های ما خیس شود و لابه لای اینهمه هیاهو تنهایی پلک بر هم گذارد و عشق عمیق تر بر روحمان شُرشُر کند نازنین رجبی
-
ایستاده ام وعادت کرده ام
دوشنبه 15 آبان 1402 10:57
ایستاده ام وعادت کرده ام به نشدن ها به پرواز نکردن ها به حرف ها به تنهایی ام در جمع ها به خاطره ایی که دورست ازما به خلوت های سردمان به رفتن ها به خاموش شدن قلب ها به انتهای شب نگرانی ها به داستان های درد ناک به یاد عشقی که ماند در حسرت و دردها این بود سرگذشت ما؟ ندا غلامرضایی
-
حال خوب
دوشنبه 15 آبان 1402 10:57
-
تو استجابت کدام دعایی؟
دوشنبه 15 آبان 1402 10:56
تو از میان نسل ها آمدی از میان کوهسارها جویبارها از میان مرزها، رمزها تو در شکوه باران میان رقص آب و آفتاب آمدی تو در هجوم سایه های بلند دل آرام و خاموش یال کوبیدی و خرامیدی توت های سفید باغ مان قداست تو را فریاد زدند و به یاد آوردند روزی که به خانه آمدی شعله ات خیس و بارانی بود توتستان سپید میان آب و آفتاب شاهد بارشِ...
-
این دلم در یاد تو شب گریه، زاری میکند
یکشنبه 14 آبان 1402 11:45
این دلم در یاد تو شب گریه، زاری میکند در فراغت دائما شب زنده داری میکند در طریقش نیست گویی رسم از یاد بردنت با نبردن از دو چشمم اشک جاری میکند یاد داری آن شبی کز هجر تو نالان شدم این دلم در یاد تو هی بیقراری میکند می شنیدم از تو حرفهای صداقت وار زیاد این دلم حتی ز یاد تو بیزاری میکند من دگر جانی برایم از غم کارَت...
-
بهتر است نام خودم را به کسی ننویسم
یکشنبه 14 آبان 1402 11:44
بهتر است نام خودم را به کسی ننویسم بوسه از صورت و از غنچه لبی ننویسم بهتراست خاک شوم دل ندهم بهر کسی در فراق از عطش خسته شبی ننویسم بهتر است مور شوم و راه سلیمان گیرم لشگر از حور و ملک بر هوسی ننویسم بهتر است لال شوم زخم زبان ام نزنند ساده باشم تو بدان شرح نسی ننویسم جای من در برهوت است و بیابان و عدم در کویر از خس و...
-
پاییز
یکشنبه 14 آبان 1402 11:44
-
سرانجام روزی سکوت صدا میشود
یکشنبه 14 آبان 1402 11:42
سرانجام روزی سکوت صدا میشود صدا فریاد میشود و فریاد ریشه میکند در سکوت شبنم حکیم هاشمی