-
معلم شهیدم، آن یار گُلگون کفن
جمعه 28 اردیبهشت 1403 12:48
معلم شهیدم، آن یار گُلگون کفن با خون خود نوشته: بشنو زمن این سخن ای نوجوان فردا، قرآن بخوان و جوشن چون گر خدا بخواهد، آتش شود چو گُلشن علمت که با عمل شد، همراه عشق میهن آینده را بسازد، اندیشه های روشن زهرا پورعظیما
-
درخت گیلاس
جمعه 28 اردیبهشت 1403 12:47
درخت گیلاس با دو گوشواره قرمز خیره شده به انتهای کوچه دختری کنار بوته یاس زیتا رضایی
-
دست، از این همه اوهام، نشد بردارم
جمعه 28 اردیبهشت 1403 12:46
دست، از این همه اوهام، نشد بردارم جغدم اما به تنم جلد کبوتر دارم فکر کردم به هوایت پر و بالی بزنم خوش خیالم، من بیچاره مگر پر دارم؟ شعر آتش شد و از برق نگاهت برخاست شعله در خط به خط سینه ی دفتر دارم با اقاقی و رزِ باغچه یادت کردم با خیالت لحظاتی خوش و بهتر دارم با تو و خاطره های تو چه باید بکنم چقدر پرسش ناگفته که در...
-
من بدون تو و مهری از دستانت
جمعه 28 اردیبهشت 1403 12:45
من بدون تو و مهری از دستانت کردم دل بیچاره ام را به نامت مگر زندگی واقعی در چیست؟ که داشتنت یک حسرت و رویای واقعیست آنیتا رستم پور
-
خوابِ شیرینِ عَیانَم عشقِ بی تکرارِ من
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:43
خوابِ شیرینِ عَیانَم عشقِ بی تکرارِ من گیسوانَت سایه بانَم عشقِ بی تکرارِ من ای که در مهمانیِ خورشید رَخشان بوده ای روشَنی بَخشِ رَوانَم عشقِ بی تکرارِ من چون قدمگاهِ دِلِ بی تاب چشمانِ تو شُد نشعه زان چِشمانِتانَم عشقِ بی تکرارِ من با حُجومِ اشک در چشمانِ بارانیِ من آشکارا شُد نَهانَم عشقِ بی تکرارِ من خم شد از سنگین...
-
چرا گشته تمام آسمان آبی از من سرد
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:42
چرا گشته تمام آسمان آبی از من سرد مگر کردم طلوعی جز به پایان تمامِ درد سخنها گرد یک عصیان تلخ در سینهام گشته مگر ابر سخن آید برون از سینۀ این مرد نوشتم من تمام حرفهای دل بر این دفتر نگفته جوهرم حرفی به سان خندههای فرد منم آنکس که کرده بر وجودش رخنههای بد که رومی کی کند رنگ اتاقش را به رنگ زرد تو کردی خود فدای من...
-
زندگی
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:41
-
مقیاس میکنم دل خود را به بودنت
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:41
مقیاس میکنم دل خود را به بودنت این وصله هم قواره قلبم نمیشود من منتهای خواهشم اما تو بین راه حتی دلت به سمت دلم خم نمیشود گفتم نیا که عشق فراموشمان کند عشق حواس جمع و آن هم نمیشود گفتم بیا که تا اتشم سر فروکشد چیزی ازین اتش به خدا کم نمیشود دلخوش به یک امید شدم، بردن دلت عشقت حریف بازی یاسم نمیشود تنها تو میتوانی و...
-
گاهی دلم برایت تنگ میشود
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:40
گاهی دلم برایت تنگ میشود گاهی از دلتنگی سنگ میشود گاهی به شوق وصل تو زندام گاهی در فراقت دلم جنگ میشود زیبا نگاری که به شوقش همه دم دم میزدم اینبار با گفتنش خدنگ میشود سیمین پری که در اوج به من وعده داد اینبار به تمام وعده هایش گلسنگ میشود گفتم به حسن جمالت ببندیم باز شدم با بستن و باز کردن این رنگ میشود در یا ببند...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:37
-
دل در هوای رخ دوست سال هاس در اولین دیدار جا مانده است
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:36
دل در هوای رخ دوست سال هاس در اولین دیدار جا مانده است روزها و ماهها و سالها از پی هم آمدند و رفتند اما این دل هنوز در هوای اولین دیدار روی اوست چه زیبا گفت حافظ هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق گرچه پیریم ولی هنوز دل جوان است به دیدار روی دوست شور و غوغای جوانی و هوای رخ دوست گر نباشد،گرچه جوانی ولی پیر تراز هر...
-
آن شب دنیا
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:34
آن شب دنیا غرق ستاره بود و نور صدای ساز می آمد رباب چنگ و تنبور پریوش زلف عروس را شانه می زد رعنا گل ناز ارغوانی را به تاج عروس عاشقانه می زد لباس اطلسی عروس چقدر با شکوه و زیبا بود آبشاری از طلا مثل شاخه های نخل دانه دانه از یاقوت سرخ و مینا بود قد و قامت شمشاد عروس همچون گل در چمن می درخشید با ناز قدم آهسته بر می...
-
خوشبختی همه از ان ماست
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:33
خوشبختی همه از ان ماست خوشبختی قدر لحظه های ماست فراموش کردن تلخی های دیروز ماست مغتنم شمردن شـیرینی های امروز ماست امید بر فرصت های فردای ماست هر صبح طلوع دوباره خوشبختی است خوشبختی پاداش مهربانی است خوشبختی نهفته در گذشت من و شماست خوشبختی لذت بردن از داشته هاست خوشبختی در کنار هم بودن است خوشبختی هدیه دادن لبخند...
-
جوانی که می اندیشی به راه کوته
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:31
جوانی که می اندیشی به راه کوته راه کوته که همیشه هموار نیست گرچه به دنبال گنج و لذّتی هر گنج و لذّتی، که سزاوار نیست ز ایّام و مقام روزهای شیرین ره آن که همیشه دشوار نیست در فکر مرکب بر مرکوب و مرکوب بر مرکب دنیای اکنون، که همیشه بر ما سوار نیست گرچه زمین، گِرد و خطّی خمیده است ره ساده و گِرد که همیشه دَوّار نیست این...
-
به جز تصویر تو ندارد دلم خیال خام
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:28
به جز تصویر تو ندارد دلم خیال خام که ز نقش تو اینگونه فتادم بر دام نه مثل سنگ میمانم، نه مثل رود میگذرم بدون آغوشت چگونه بر دارم گام؟ من به تنهایی خویش راضی شده بودم هرچند میگفت دلم راز خودش را با جام غصه قصه عشق تو جهانم را کشت صد حیف که این قصه ندارد فرجام حب تو حی علی خیر عمل بود ولی همهمه کرد در این شهر مطیع...
-
تو چون صبحی در آغوش سپیده
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:26
تو چون صبحی در آغوش سپیده مثال واژه در شعر و قصیده تو مثل آبشار کوه مهتاب روانی در من و اشک دو دیده حسین احمدپور
-
گویند جهان با مِی و انگور خوش است
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:22
گویند جهان با مِی و انگور خوش است رقص و دُهل و سازَکِ تَنبور خوش است کین پند بگیر از من آواره ی دوست آواز دُهل شنیدن از دور خوش است عمری بِشُدَم رَهروی هر طایفه ای با دوست شوی دمخور و مَحشور خوش است از خود بِکَن و دور شو از قالب خویش از کِبر و مَنیَّت بشوی دور خوش است چشم بر راه کَسان بودم و مَست با نور حقیقت بشوی کور...
-
یاضامن آهو
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:22
-
وقتی که این همه گُلی ...
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:21
وقتی که این همه گُلی ... نامِ تورا نوشته اَم بر زخمِ ، سینۀ درناها برافسوسِ ، یک پنجره آواز امّا ، شُرشُرِ باران تمام نمی شود وَ باد چراغ هارا ، خاموش می کند وقتی که این همه گُلی نامِ تورا ، عاشقانه نوشته اَم چون نهالی کوچک با پُرزهایِ سبزِ بهارِ تنهایی امّا تورا ، کنارِ سنگی دیده اند که ، با گُل هایِ داوودی حرف می...
-
بی تو دل من صبر ندارد
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:19
بی تو دل من صبر ندارد هر چه که بگویم، آرام ندارد با عشق تو سرگشته و حیران شده ام من تو مجنون منیُ، لیلا شده ام من مهسا احسانی فرد
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:17
مولاجان تو پدر و صاحب دار این جهانی.. دوستان عزیز اگه این مطلب رو خواندید برای سلامتی امام زمان و سلامتی تمام پدرها خصوصا پدرهایی که دربستر بیمارند که پدر من هم در بستر بیماری ... صلواتی بفرستید...و امیدوارم هیچ وقت تن تون به نازطبیبان مبتلا نشود
-
فرق بین آدم و حیوان، به خلقت ، را یکیست
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:12
فرق بین آدم و حیوان، به خلقت ، را یکیست در شعـــورش آدمی در جایــگاه بهـــتریست ورنه دارد هرچه انسان، نزدحیوان بهتر است جمله در هر موردی حیوان برانسان سر است گرکه هست انسانِ قلدر،وحشی ودرنده خوی من نگویم نـزد شـیری، نـزد گـرگی کـرده روی چون بنازدخوشگلست وماهروی وخوشصدا یک پرطاووس کافی است ومرغی خوشنِدا گر به زور و...
-
داستان شعر ما قصه نابودن و بیهودگی ست
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:11
داستان شعر ما قصه نابودن و بیهودگی ست ژاژخاییِ واژهها آب و هاون روزها کوبیدگیست قرن ما گاه دوری سهراب و رستم غربت و افسونگری شهر ما خالی ز دوستی و رفاقت پر ز ناراستی گری راه خانه گم کنند پیران جوانان دختران و مادران شیران در بند دامند مادیان ها هیچ و مهتر قاطران روز را از شب تمیزی دادنش دشوار چون پاکی شده شب کلاه خان...
-
وقت آن نیست یکی به صلح برخیزد ؟...
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:08
وقت آن نیست یکی به صلح برخیزد ؟... بین تب تبر،و تن درخت هر تبر که فرو می آمد تراشه ای ... از اندیشه ی ننوشته درخت پراش می کرد بر زمینی که از باور ماندن تهی بود چون صفر تراشه ها ،آن تخیل های کال زمین آن به خواب رفته ی ،گریه های بی خوابی این کودکان معصوم را پذیرا شد آسمان تا این معصیت تهی را دید بغض های پیرش را صاعقه ای...
-
تا کوه آمدم از هیبت کوه
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:24
تا کوه آمدم از هیبت کوه هراسی به دل نیست می خواهم با صدای بلند فریاد بر آرم تا پژواک صدایم به تو رسد سنگها ی کوه به شهادت می ایستند تا اگر ناگفته ای باشد برملا کنند حتی اگر شرشر آبشار با تمام هم همه اش بخواهد صدایم را بشوید بازهم برای من سنگی بر پیکر کوه است که صدایم را فریاد زند..... محمود علایی منش
-
ای آنکه دلی به رنگ دریا داری
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:21
-
مثل فواره که در اوج فرو افتاده
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:20
مثل فواره که در اوج فرو افتاده مثل یک موج که تکرار در او افتاده عکس بی جان شده ای بر تن دیوارم من یک پلنگم که به پهنای پتو افتاده این چه حسی است که در جان و تنم می لولد و در افکار منِ خاطره جو افتاده چقدر حوصله کردم که به دادم برسی لاکپشتم که دَمر گشته به رو افتاده شیشه ی خالی عطرم که زمانی بسیار درِ آن وا شده از خصلت...
-
میگفت پر غروری ، در قلب خود چه داری؟
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:17
میگفت پر غروری ، در قلب خود چه داری؟ گفتم که من تو دارم تو چون خودی نداری گفتا ولی به جانت صد لرزه خواهد افتاد گفتم در عشق زیباست اینگونه بی قراری دنیا کیانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:15
-
روزگاری در عالم خیالم
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:14
روزگاری در عالم خیالم درد عشق کشیدم از یاد عشق قاشقی شکر ریختم در فنجان چای تلخ فکر باطل کردم چایم شیرین شده بر لب زدم از عشق فنجای چای شیرنم زهرمار بود از غم دوری عشق قلبم بدرد آمد خسته بودم خراب بودم چاییم را دور ریختم مانند عشقی که دور انداخت مرا..... سعید علیزاده