-
آورده ام بر سینی خورشید
سهشنبه 3 مهر 1403 12:34
آورده ام بر سینی خورشید فنجانی از دمنوش شعرم را تا پر کند بانوی بابونه با عطر خود آغوش شعرم را ریزم به گیسوی غزل با عشق از غنچه های ناز احساسم شاید بشوید جوی آیینه با نور خود تن پوش شعرم را کبری اسدی نیازی
-
بخدا اگر که ناوک به صدا نمی کشاندی
سهشنبه 3 مهر 1403 12:31
بخدا اگر که ناوک به صدا نمی کشاندی لب عاشقان وصلت به لبت نمی رساندی به نگاه خیس رودم قمری فلک نمی داد اینچنین موج خروشان به تبم نمی نشاندی غم بوران و زمستان به سرم نمی شد آغاز به چمن نمی شدی گل ، عطر خوش نمی فشاندی محمدرضا پورآقابالا
-
باز دلم تنگ است باز
سهشنبه 3 مهر 1403 12:26
باز دلم تنگ است باز قلب من گنجینه درد است باز چشم هایم، سو ندارد در مکان خانه ام ، کاشانه مرگ است باز خنده هایم را به یغما برده اند فکرهایم را به خاک آلوده اند من خوشم، مهر در بند است باز باز دلم تنگ است باز مهتاب مافی
-
اگر خلوت کنی این سینه ام را
سهشنبه 3 مهر 1403 12:24
اگر خلوت کنی این سینه ام را نشان دولت دیرینه ام را بری بیرون ز دل مهر خودت را ببینی دولت بی کینه ام را سیاوش دریابار
-
نشسته بر سر امواج نوحه میخوانی؟
دوشنبه 2 مهر 1403 12:41
نشسته بر سر امواج نوحه میخوانی؟ دلت حکایت دریا ست، از پریشانی به ساحلت نرسانی خیال خامم را درون هر صدف ات خفته است حیرانی به باورم نرسد ، خشک گشته دامانت خروش موج ترا، دیده ام به ویرانی چو آسمان دلت، صاف می شود گاهی به عمق چشم تو گردد جهان ما، کانی چو غرق در تو شوم ، بخت ، یار ما گردد سعادتی ست دمی. غرق دل، شود جانی...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 2 مهر 1403 12:39
-
ما مردمانی بلند نظر و بی حمیتیم
دوشنبه 2 مهر 1403 12:38
ما مردمانی بلند نظر و بی حمیتیم ما وارث خرد و زخم خورده از غفلتیم بردیم ره به ناکجا بهر ثواب و اجر ما خود به دست خویش تیشه بر ریشه ها زدیم از یاد برده ایم من و تو معنای زندگی ما را ببین که چون مردگان متحرکیم شهرام زیودار
-
دریا نگاهت می کنم ساحل همینجاست
دوشنبه 2 مهر 1403 12:36
دریا نگاهت می کنم ساحل همینجاست مغرور می بینم ترا مشکل همینجاست دنیا برای من شبیه آرزو بود یک آرزوی خفته در این سمت و سو بود این خانه جای زندگیِ مختصر نیست یک تکیه گاه مطمئن، بی دردسرنیست باید برای زندگی بار سفر بست از روی امواجِ خروشانِ خطر جَست قایق به قایق می روم شاید ببینی من را به چشم مشتری باید ببینی گل پونه های...
-
شب است و ماه می رقصد
دوشنبه 2 مهر 1403 12:33
شب است و ماه می رقصد ستاره نی بدست آرام می خوابد و ابری خون به کف آهسته می بارد که فردا جنگ سوزان است زمین غرش کنان لرزان تر از دیروز تمام کوه ها از درد می نالند و دریا خشک و حسرت بار می جوشد که فردا جنگ سوزان است و دشتی در میان باشد وسیعتر از نگاه من به پهنای تمام اشک یک مادر. نفس در سینه می میرد که فردا کیست پیروز...
-
طبیعت
دوشنبه 2 مهر 1403 12:30
-
تا دلم گره خورد
دوشنبه 2 مهر 1403 12:30
تا دلم گره خورد به پنجره فولادت بغض سال ها غریبی ام محو شد از قاب خاطرهه سارا عبداللهی فر
-
من برای تو شعر می گویم
دوشنبه 2 مهر 1403 12:26
من برای تو شعر می گویم فی البداهه برای چشمانت همه ی زندگیِ من بانو تویی و ابروی غزلخوانت تویی و موج موج گیسوهات که دل تنگ من به آن بند است تویی و خنده های شیرینت که هزار بار خوش تر از قند است تویی و چشمهای معصومت که دلم را ربوده ای بانو از همان لحظه که تو را دیدم همه ی من تو بوده ای بانو همه ی من تو بوده ای آری که به...
-
من از این زندگانی سخت بیزارم
دوشنبه 2 مهر 1403 12:24
من از این زندگانی سخت بیزارم هرزگاهی، چشم بر راه شبا تا صبح بیدارم به ظاهر شاد و مسرورم بَری از خواهش ایام ولی اینجا می گویم یه عمریست، زار و بیمارم نفس در سینه ام حبس است شکسته بال و پرهایم گشوده گر شود قلبم پر از احساس و اسرارم هنوز کابوس غم دارم نمی بارد اقبالی سهام من ز این دنیا اسیریست پای پندارم منصور نصری
-
مثل یک ماهی که میبلعد سر قلاب را
دوشنبه 2 مهر 1403 12:22
مثل یک ماهی که میبلعد سر قلاب را خورده بودم من فریب طعمهای جذاب را هرکجا رفتم فقط تردید بود و اضطراب می گرفتم از سراب آخر سراغ اب را مثل یک آیینه پیش چشم تو بودم ولی سنگ در ذهنت نشاند اندیشۀ پرتاب را برکهای مغرور بودم مأمن آرام ماه آمدی بر هم زدی آرامش مهتاب را من به تعبیر تو در دنیای رویا میرسم گوش باید کرد...
-
در میان همه شکستن ها
یکشنبه 1 مهر 1403 12:57
در میان همه شکستن ها بت تو تسخیری بود بر ارادهِ چوبینِ من اما در بن بست جاده قلبم نام تو را حک کردم مسیر یکطرفه است و راه برگشت مسدود... رضا کشاورز
-
نعمت خدا
یکشنبه 1 مهر 1403 12:56
-
با نگاهت به من، زندگیم زیرو رو می شود
یکشنبه 1 مهر 1403 12:55
با نگاهت به من، زندگیم زیرو رو می شود روسری بنفش کرده بسر چهره اش مینو می شود منوچهر فتیان پور
-
با تو تنها درشهر شعرکردم گفتگو
یکشنبه 1 مهر 1403 12:55
با تو تنها درشهر شعرکردم گفتگو سخت است بدانی تک تنهام لذت عشق نبری منوچهر فتیان پور
-
پرسید عزیزی که چه در مکنت ماست؟
یکشنبه 1 مهر 1403 12:54
پرسید عزیزی که چه در مکنت ماست؟ گفتیم فقط یک دل و آن ملّت ماست گر دولت فرزانهٔتان فیض دهد صد کعبهٔ دل باختنم سنّت ماست رامین خزائی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 1 مهر 1403 12:49
-
به هیچ اندر هیچ این جهان خو گرفتهام
یکشنبه 1 مهر 1403 12:39
به هیچ اندر هیچ این جهان خو گرفتهام چونان پیالهای که بی می، ره به قلبی نمیبرد چنین قضاوت که میشویم از عالمین دهر خدای را حق که او نیز اناالحق، قاضی نمیشود به کار خویشتنداری گرم خواهد رسید خدای را حق که ناحق نمیشود... نجمه پاک باز
-
شوق مرا، بی تو در این خانه نیست
یکشنبه 1 مهر 1403 12:37
شوق مرا، بی تو در این خانه نیست باز بیا آب حیاتم بده یوسف گمگشته در این ظلمتم باز از این چاه نجاتم بده مهدی سمرقندی
-
اطلسِ دریاچه ها را پولکِ چشمت گرفت
یکشنبه 1 مهر 1403 12:34
اطلسِ دریاچه ها را پولکِ چشمت گرفت بویِ ماهی هم به بینی های ما مطبوع شد بسکه چشمانت امان از حالتِ دریاچه بُرد مُطلقاً دریاچه عاشق کردنت ممنوع شد ... نوید حافظی بیرگانی
-
غنچه ی زیبای یاس
یکشنبه 1 مهر 1403 12:34
غنچه ی زیبای یاس در سرَش، دشتِ نوید فارغ از، بیم و امید کوچه ها را... خندید و کمی آن سو تر لکه ابری تیره با درنگ و حیله و نقاب و نیزه خنده ها را... بلعید رشته ها را پَنبید با تگرگی جانسوز هدیه گر مرگ افروز زندگی را...چرخاند نور را برگرداند شهپرانِ گلِ پارس خسته از خشم و خروش همره نیلوفر از حقیقت مدهوش، با زبان گیسو با...
-
باز در دالانِ ذهنم نفس غوغا میکند
شنبه 31 شهریور 1403 12:05
باز در دالانِ ذهنم نفس غوغا میکند میبَرد با خود خیالم، غرقِ رویا میکند چشم را میبندم و دستم به دستش میدهم از پلیدیها برایم جشن برپا میکند پیشِ چشمانم چو یک مَشّاطه با صد آب و رنگ چهرهی زشتِ هوس را خوب و زیبا میکند در مسیرِ تیرگیها مثلِ دزدی چیرهدست میرباید عقل و هوشم را و اغوا میکند عاقبت با اینکه میدانم...
-
عیدتون مبارک
شنبه 31 شهریور 1403 12:04
-
چون که دریا بلبلی بود به منقارش هوس
شنبه 31 شهریور 1403 12:04
چون که دریا بلبلی بود به منقارش هوس جامه بدرید که این جامه هزار اسرار داشت سیاوش دریابار
-
رستمِ چشم های تو
شنبه 31 شهریور 1403 12:03
رستمِ چشم های تو امروز در آغوش دلگیر پاییز سهرابِ دلم را کشت با خنجرش مرا از عشق تهی روحم را خالی و از زندگی عاجز کرد داستان من از جنگی نابرابر برای دل های شکسته است غم این روزگارم فقط برای رنج کشیدن پدر مانده عاقبت چشم های تو امروز مرا در جوانی پیر کرد و مرا در گور تنهایی ام کشان کشان بر دوش کشید ای رستم مغرور زمانه...
-
ای شیعه مشو غافل ازین لطف و برات
شنبه 31 شهریور 1403 12:01
ای شیعه مشو غافل ازین لطف و برات تسبیح خدا بگو که دارد حسنات خاموش نما ، تو شعله خشم و غضب با ذکر قشنگ و دل پسند صلوات محمدحسن مداحی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 31 شهریور 1403 12:00