-
از صبح تا به شب در تلاشیم
جمعه 6 مهر 1403 12:23
از صبح تا به شب در تلاشیم با خود و دیگران برسر ثانیه ها درجنگیم هر چه سعی می کنیم باز می بینیم هنوز هم لنگیم کاسه چکنم را از بازار محله خریده ایم آنقدر خود را گرفتار زندگی کرده ایم که گویی گیج و منگیم چه باید کرد و از کجا باید شروع کرد این گرد و خاک را از تن و روح خود چگونه باید جدا کرد دائما به دنبال راهی برای نجات...
-
در کهنسالی، گمانِ دستِ جان، دل را عصاست
جمعه 6 مهر 1403 12:22
در کهنسالی، گمانِ دستِ جان، دل را عصاست کشفِ تارش، لا به لایِ سنبلان ، لب را دعاست همچو پاییزان، محبت را عطا کردم به باد لیک، سوغاتش به نزدِ باغ، سردیِ هواست جان:معشوق ، تار: تار مو محراب علیدوست
-
سلامتی پدر هایی که
جمعه 6 مهر 1403 12:21
سلامتی پدر هایی که همیشه دست پر به خانه می ایند هر دو دست پر پر از پینه وپر از خالی احمد صحرایی
-
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان
جمعه 6 مهر 1403 12:19
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان خاقانی شروانی وارونه کنم گردون گر باشدم این امکان آخر ز چه رو باید یک عمر در این زندان این دست قضا هر گز مهری نکند با من او خود کند اینگونه یا اینکه برد فرمان از زخم زبان هر کس پنهان بکند دردش من خود همه دردم چون خود را بکنم پنهان از گریه شده چشمان چون رنگ شفق دیگر تا کی شفق مغرب...
-
شبِ زوال ما هم میرسد روزی
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:55
شبِ زوال ما هم میرسد روزی به پایان میرود جان زآتش افروزی محا ل ما هم می شود حاصل ، مگر بنا بود به دست فلکم شود بهروزی به ماهیان حوض هم غبطه میبرم در دل چرا نمی زنم به دریا دل غم اندوزی چگونه گریزم از خواب های آشفته ببر مرا به دشت لاله های جانسوزی شبم به همنشینی ستاره های قطبی رفت کاشک رؤیا بود زندگیم به خواب نیمروزی...
-
ای مقدمت گل افشان
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:53
-
آرزو دارم خزانت ، احسن الحالی شود
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:52
آرزو دارم خزانت ، احسن الحالی شود هر چه می خواهد دلت،فورا به آسانی شوَد در خزان باران ببارد ، کار راحت می شود چون دعای زیر باران، زود اجابت می شود ماهِ آبان ،خبرِ تازه از آن فرضِ مَحالت بشود شب یلدا خبرِ آمدنش، معنی فالت بشود کاش شهر را زیبایی پاییز نمک گیر کند بادِ خُنکش ، بر دل غمگین تو تاثیر کند هم صحبتِ یک فَرد...
-
بوی غربت میدهند روزهای من
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:50
بوی غربت میدهند روزهای من بوی لحظاتم ا ،حال واحوال دلم خانه امید من،بوی غربت میدهد وهوای خانه ام سمی شده هرچه داشتم هرچه بافتم هرچه ساختم یک شب ناگاه همه پنبه شدند گوئی دنیا وسقف اسمان برسر م هوار گشت چرخ گیتی انقدر چراخاند مرا چرخاند وچرخاند .... هستیم بر باد رفت،عاقبت در سرنوشت اشک واه وحسرت دیدار او غرق غم ،اندوه...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:49
-
پاییز متولدمی شود
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:47
پاییز متولدمی شود دربستری از رنگبرگها مثل غروبی دردام آفتاب سیدحسن نبی پور
-
گفتم از دیوار بیزارم
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:45
گفتم از دیوار بیزارم چه ساده گوش کردی و نخواندی تو افکارم من از تکرار بیزارم که روزم را چنان می بلعد که حتی مردن آرزو باشد من از تکرار بیزارم آن زمان که درد مهمان ِلحظه ها باشد کاش : دیگه دیوار خراب نباشه که راهی کوی سلامت همدم عشق و شهامت مونُس یار و سخاوت خنده های بی نهایت بوسه های بی ندامت کاشهای با شجاعت و آمین...
-
وقت تنگ است و به حیرانی هنوز ،
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:41
وقت تنگ است و به حیرانی هنوز ، غرقه ی آز و گدازی وُ به دنبال درو درخیالِ پوچ انبانی که باید بیخبر بِنْهاد و رفت پریوش نبئی
-
رد میشدم گفت پیرهن شعر بپوش
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:40
رد میشدم گفت پیرهن شعر بپوش ای ذخیره ی اوستایی که منم آن غریب ترین پونه ی کوهپایه چشمه که گوشش پر شده از موج زنگوله ی بره ها و دیده کوچ پرستوها را و شاهد برف بازی کبک ها بوده دلم چون غروب بیستون در نوبر قنوتی خاص به بی کرانگی رسید در حاشیه ی مژِگان اشک رویید در آن دامنه ی ملکوت که طبیعت می پیچد در تار و پود همبازی...
-
در خشکسالی های دل، آمد به چشمم ، اطلسی
پنجشنبه 5 مهر 1403 12:38
در خشکسالی های دل، آمد به چشمم ، اطلسی با من غریبی میکند منظر ، ندیدم جز خسی بر رویِ خاکِ ساکتم، دیدم صبا تحریر کرد سوغاتِ عشق امد قرین ، فصلِ بهار آید بسی اطلسی: گل اطلسی ، خس:خار محراب علیدوست
-
درگیر توام درگیرت بودن لذت دلنشینی دارد
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:26
درگیر توام درگیرت بودن لذت دلنشینی دارد در فکر توام چشمانت با دلم همنشینی دارد بخند خندههایت میشکند سکوت تنهاییها من عاشقتم و قلبم با یادت شبنشینی دارد تو در خیالم میچرخی همچو پروانهای رقصان در ازل چشمانت برای چشمها الگو و نمونه بود برایش یک دیوان با هزاران بیت شعر باید سرود شکسپیر و دانته و ولتر به همراه گوته...
-
خدایاپناه مون باش
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:24
-
خوشا آن دل که دلبندش تو باشی
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:23
خوشا آن دل که دلبندش تو باشی امید و لطف و پیوندش تو باشی غم و شادی به قهر و آشتی ها شکوه مهر و لبخندش تو باشی حریم ساحت امن و امان است جهانی که خداوندش تو باشی در این جغرافیای بی نهایت ری و بلخ و نهاوندش تو باشی هرات و مرو کشمیر و دماوند نشابور و سمرقندش تو باشی شکار سحر و جادوی تو خوبست خوشا دامی که پابندش تو باشی به...
-
ابتدای فصلِ عاشقی است
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:21
ابتدای فصلِ عاشقی است فصل احساس و رنگ و زیبایی نوبتِ چایِ گرم و عصرهای خنک فصل باران و کافه های رویایی آری امروز اول مهر است ماهِ از عاشقانه ها لبریز ماهِ آغاز پادشاهی این فصل؛ مهرِ زیبا ، شناسنامه ی پاییز احسان زنگنه
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:20
-
از بلندی های شب، چشمک زدی، قلبم شتافت
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:19
از بلندی های شب، چشمک زدی، قلبم شتافت آتشی شعله کشید اندر درونم، جان بتافت سوزِ پاییزی، حریفِ عشقِ سوزانم نگشت دهر را باید فریبی بِه ز آهو چشم یافت محراب علیدوست
-
در کلاس درس آرامش برایم شرح داد
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:18
در کلاس درس آرامش برایم شرح داد سهم من از آن همه مشق و کتاب پرخاش شد علتش تا آمدم در خود بجویم نام من بر لب اهل و عیال و قوم و خویش فحاش شد در نگاه مردمی که هر کدام قاضی بوند چهره ام صد مرتبه تیره تر از اوباش شد تک مثال زندگی در هر کلام این و آن سرنهادن یک دمی مته روی خشخاش شد بر خلاف سایرین مرغ تو پایش یک بود در...
-
غرقم بر چهره زیبا و بر قدم های پاک
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:17
غرقم بر چهره زیبا و بر قدم های پاک ازدل مینویسم هرچه بودرقم های پاک آلوده فعل های تو گشتم و جان میدهم در آغوش تو هستم و با صنم های پاک برعطر وبوی دلت هم چسبیده ام بدان مرجان میشوم برای توبه شم های پاک قرآن بیاورید و بخوانم از برای عشق احسان میشوم برای توبه دم های پاک من تشنه آغوش تو هستم و اشتیاق خرده است تن من هم به...
-
به رسم آخر شهنامه خوانی
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:16
به رسم آخر شهنامه خوانی چه زیبا شد، تمام زندگانی رجز خوانم، بسان رستم زال خداوند، داده بر جانم پر و بال بریز جامش ز هفت، پیشتر کن که جورش میکشم، پیمانه پر کن علی اصغر محمدی له بیدی
-
غُرشِ آسمان ، داد خبری تازه و دل نشین
چهارشنبه 4 مهر 1403 12:15
غُرشِ آسمان ، داد خبری تازه و دل نشین مژده پاییز و خزان شدنِ آن خوش نشین غرشی دگر نمود و ابراز وجود کرد مخلوقات زمین منتظر سجود کرد صدای رعد وبرق آمد و نورش منثور شد آسمان سیاه و ابری شدنش معلوم شد بوی خاک ز نمناک شدنش ، آرامشی داد بادی وزید و نسیم بهاری ، هدیه ای داد تمام شواهد از برِ بارشی عظیم بو د بارانی نیامد ،...
-
دفتر فردوسی وُ شعرِ کُهن
سهشنبه 3 مهر 1403 12:42
دفتر فردوسی وُ شعرِ کُهن مثنوی از قصهٔ هر مرد و زن جمعهها خیـام وُ ایّامِ شباب ساغر وُ ساقی وُ شادی وُ شراب دفتر حافظ رمـوزِ شعر و فـال عاشقی وُ مستی وُ خواب وُ خیال مولوی وُ خلسههایِ معنوی خلسههایِ معنوی با مولوی سعدیِ شیرینْسخن جانِ غزل در نهایت، شاه وُ سلطانِ غزل با نظامی لیـلی وُ مجنــون بخوان شرحِ غمْ با...
-
پاییز
سهشنبه 3 مهر 1403 12:40
-
از جزیره آدمخوارها زنده که برگشت
سهشنبه 3 مهر 1403 12:40
از جزیره آدمخوارها زنده که برگشت دیگر هیچ کس آدم حسابش نکرد ابر نابارور خون به دل زمین می کند آدم هوایی شد وقتی حوا سیب زمینی برایش آورد وقتی حرف نون وسط باشد یک نگاه هم گناه دارد حمال نقطه کور را زیر گرفت چشمش به جمال او روشن شد آسمان خون بارش کرد جوی خون در زمین جاری شد مسافر ترکیه نمازش شکسته بود توبه اش هم شکست...
-
دل خواهِشِ مَن دارد، مَن خواهِشِ شیطانها
سهشنبه 3 مهر 1403 12:39
دل خواهِشِ مَن دارد، مَن خواهِشِ شیطانها تــفــســیــرِ دِگَـــر بــایــد.. از عــالَـــمِ انسانها آدم شده انســـانی.. انـســان نــه بــه آدمها... وابســــته به عــادتها... دلبســته به کفرانها تــغیــیــر... نمیشاید و تــقـدیر... نمیباید...، تــقــصــیـر... منم دارد..، دل بسته به زندانها بُــگــذَشـــتـــه و...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 3 مهر 1403 12:37
-
گلبرگهای لطیف لبانت چونان نسیم صبحگاهی
سهشنبه 3 مهر 1403 12:36
گلبرگهای لطیف لبانت چونان نسیم صبحگاهی رقص کنان روی حریر سینه ی زخمی من میلغزند تمام تلخ کامی های دور و نزدیک من محو میشوند اکنون در بستری از عطر شکوفه های اقاقیای گیسوی تو ارام و بی درد با دریایی از حس حضور تو بخواب میروم... محمد ایرانمنش