-
از اینجا که هستم تورا دوست دارم...
یکشنبه 15 مهر 1403 12:24
از اینجا که هستم تورا دوست دارم... با هر که نشستم...تورا.....دوست دارم با هر که سخن گویم هربار دهانم را باز کردم و بستم....تورا دوست دارم هر وقت پر اندو هم ...شادم... ویا خسته هشیار و یا مستم ....تورا دوست دارم... هر وقت مرا دیدی هرحالت و هر جایی من عاشق تو هستم ...تورا دوست دارم سارا سلامی
-
باورم شد که شب از طالع من میگذرد
یکشنبه 15 مهر 1403 12:23
باورم شد که شب از طالع من میگذرد گل در اندیشه ی مرغان چمن میگذرد من چو شبنم به رخت نقش زدم چرخ خیال چشم تر، عیش سحر، مشک ختن میگذرد آرش مسرور
-
گویند که مستی ام شفا میبخشد
یکشنبه 15 مهر 1403 12:16
گویند که مستی ام شفا میبخشد از درد بی دوا تورا رها میبخشد من مست تر از صبح ازل میگردم این درد به جان من جدا میبخشد من ناز کشم که سجده بر خم می فریاد کشد که من و ما میبخشد از جرعه جرعه نوش تان قدحی می پر کرد قدح گفتش که ثنا میبخشد امروز اگر طبیب بر بالین من است او جمله شفا دهد بی دوا میبخشد گفتم چه کنم تشنه کویت...
-
بیا درمان دردم تویی
یکشنبه 15 مهر 1403 12:15
بی تو همه دردم بی تو باز تنهایی در کنارت طعم عاشقی می چشم این دوری تو جانم را پژمرده کرد با تو ، دردم هم زیباست چند قطره اشکی ریختم دو پیمانه می عشق نوشیدم حالم دگر خوب است هرازگاهی به بالینم بیا این کهنه عاشق دل پر درد دارد چند کلام با من سخن بگو دل شرحه شرحه مرا تسکین بده میدانم منتظرم می مانی چند قدم به سویم بیا تا...
-
پاییز زیبای من
شنبه 14 مهر 1403 12:50
پاییز زیبای من گنجایش هزاران رنگ گنجایش هزاران دلتنگی دارد..... اکرمنوری پرنیان
-
دلبریهایت مانند، هوای پاییزاست
شنبه 14 مهر 1403 12:50
دلبریهایت مانند، هوای پاییزاست نمیدانم به تماشایت بنشینم یا قدم به قدم درآغوشت بگیرم... اکرمنوری پرنیان
-
حال خوب
شنبه 14 مهر 1403 12:48
-
تـو آفتـابی ...
شنبه 14 مهر 1403 12:48
تـو آفتـابی ... که رگهـای منجمـدِ شهـرِ دلـم با گرمـای حضـورت منبسـط میشـود و هر صبـح به تمـاشـای لبخنـدت گونـه ی آسـمان را می بوســم ... #ژیلا_معصومی
-
در آرزوی جـلوه ی مهتــابِ جــمالش
شنبه 14 مهر 1403 12:46
در آرزوی جـلوه ی مهتــابِ جــمالش یـا رب ! گذرانــدیم چه شــب هایِ ســـیاهی .. . #شهریار
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 14 مهر 1403 12:45
-
تـو بـرای فرامـوش کردن
شنبه 14 مهر 1403 12:44
مـن میتــوانم جای سیــگار، نقاشـی بکشـم. با دوغ مسـت کنـم. با وسـایل خـانه تمـام شـب را تانـگو برقصـم و به جای تـو بالشتـک دوران کودکیام را در آغـوش بگـیرم. تـو بـرای فرامـوش کردن کسی که بی نظیـر دوستـت داشـت، چـه خـواهی کرد؟ #رسول_ادهمی
-
اگر باد صبا گل را
شنبه 14 مهر 1403 12:43
اگر باد صبا گل را شکوفا می نماید مرا موج صدای تو شکوفا می نماید اگر عابد تمام شب عبادت می نماید دلم در خواب وبیداری شمارا می ستاید اگر بلبل برای گل ترانه می سراید دوچشمانم به درمانده که ماهم کی درآید اگر چشمان آهو در جهان زیباترینند مرا چشمان تو آهوترینند اگر میخانه باشد خانه ی رند و قلندر خم گیسوی تو کاشانه ی ما گشته...
-
دلـم بهونهیِ عشـق، دلـم بهونهیِ تو
شنبه 14 مهر 1403 12:39
دلـم بهونهیِ عشـق، دلـم بهونهیِ تو توو دستِ بادِ پاییز، میام بِه خونهیِ تو گَرم میشم وُ دوباره، زُل میزَنَم توو چشمات میخندم از تهِ دل، دست میذارم توو دستات گَمون نَکُن پیر شُدم، توو سرمایِ زمستون واسَت جَوون میمونَم یِه عُمْر، بهار، بیخزون قبـول دارم زنـدگی شده عذاب وُ تردید ولی توو آغوشِ تو سبزم وُ سرخ وُ...
-
دوستداشتن که هنوز ندارد.
شنبه 14 مهر 1403 12:37
شنیدهام از دوست مشترک پرسیدهای آیا هنوز دوستت دارم؟ طفلک ساده. دوستداشتن که هنوز ندارد. اگر دوستم میداشتی، میدانستی. حمیدسلیمی
-
زیر آوار غرق تاریکی، نان عجب داستان تلخی شد..
جمعه 13 مهر 1403 12:14
زیر آوار غرق تاریکی، نان عجب داستان تلخی شد... مادری چشم در راه فرزندیست، جان عجب داستان تلخی شد... چشم او باز هم غرق سوزش بود... آه از این رنگ خاک بر پیشانی... جای مهر و سجود او خاک است... آه از این چین دردناک پیشانی.. تاول دست او حکایتِ عشق... می شود سجده بر بند بندش کرد... وقت مرگ هم به یاد دلبندش... سجده بر چین پر...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 13 مهر 1403 12:12
-
همه ی سال را خواهم نوشت
جمعه 13 مهر 1403 12:10
همه ی سال را خواهم نوشت نه از املای آموزگار که می نویسم انشایی طولانی از خستگی های پدری که بیرون می کشید خرده های نان را از لابه لای سنگها و آخر هر صفحه با خون حک می کنم بابایم برای نان جان داد..... مریم ابراهیمی
-
من اگر درد فراق از غم دل وا نکنم پس چه کنم؟
جمعه 13 مهر 1403 12:07
من اگر درد فراق از غم دل وا نکنم پس چه کنم؟ که دو لب تیغ به آهنگ و سکوتی نبرم به زبانم نزنم نیش حقیقت چه کنم؟ به خزانم نکنی روی و نگاهم نکنی به روانم سر کویت ، نشتابم چه کنم؟ اگرم وقت وفا خار نشانی به خطا به جفایت بزنی خال ، جهان را چه کنم؟ تو اگر این همه دل می بری از ما چه کنی؟ من کولی نزنم نام تو را قرعه فالم چه...
-
صبحی افتادم به یاد کودکی
جمعه 13 مهر 1403 12:05
صبحی افتادم به یاد کودکی در میا ن شور وحالش اندکی قصد آن کردم بیایم تا بهار چون زمستان می شود بی اعتبار آمدم در حضرت ار دیبهشت تابیابم حس و حالی در بهشت من که بر این فصل ایمان داشتم شوق عشق و شور پیمان داشتم نزد آن یاری که همبازی شدیم شادمان از دست و دلبازی شدیم در خیالم می شوم دمساز او می نوازم در دلم آواز او می شوم...
-
طبیعت
جمعه 13 مهر 1403 12:03
-
خدا همین جاست
جمعه 13 مهر 1403 11:58
خدا همین جاست در این شهر در این خیابان ها، کوچه ها در هر خانه، در هر قلب، هر نفس اوست خدای بزرگ و کوچک خدای همه نه فقط آن کس که مهر، بر پیشانی اش بوسه زده خدایا، تو هر لحظه با من بوده ای اما من به فکر تو نبوده ام چه راحت تو را از دست داده بودم تو اما ای مهربان ترین دست مرا رها نکردی کاش میتوانستم تو را در آغوش گیرم،...
-
خورشید را بر دار خواهی دید
جمعه 13 مهر 1403 11:56
خورشید را بر دار خواهی دید زن بودنم را عار خواهی دید جنس مرا بیدار خواهی دید فزت و رب الدرد از سر گیر زن بودن تو جرم ِ سنگینت حُسن تو در اجرای تمکینت اِسمَع وَ اِفْهَمْ مشق ِ تلقینت خود را کمی مردانه در بر گیر چشم کبودت سرمه اندود و مشتی که هم خواب ِ لبت بود و لبخند ِ تلخ ِ تو غم آلود و خود را مکن با گریه ها درگیر نان...
-
حال دل بس...
جمعه 13 مهر 1403 11:55
حال دل بس چه عجیبست که کس راه به آن نتوان یافت آن سرود پاک و روشن نغمه ای خوب و خو ش آهنگ خوانش آن شعر زیبا درجوار تیرگی ها آفاق در آن ظلمت شب چه هنگامی داشت در آسمان آبی دفتر شوق ،صد ستاره پژمرد لحظه در وادی غم ها،سپری شد و به تک بیت گلستان ادب ، هیچ کسی ره نسپرد حامد فلاح
-
تـو با آفتـابِ نـگاهت
جمعه 13 مهر 1403 11:51
تـو با آفتـابِ نـگاهت مــرا بنـواز مـن پــروانه میشـوم دورت میــگردم ... #ژیلا_معصومی
-
باز تشییع شد اوهامِ هولناکِ زندگی
پنجشنبه 12 مهر 1403 12:42
باز تشییع شد اوهامِ هولناکِ زندگی بر شانه های خاکستریِ سرنوشتی که نوشته شد با خونِ دل پیکری بویِ هم آغوشی گرفت در سینه ی تب دارِ خاک دیگر بیمی نیست از های و هویِ روزگار ببار ای دیدگانِ غم گرفته. فریبا صادق زاده
-
سرزمین رویایی
پنجشنبه 12 مهر 1403 12:40
-
از من تا تو یک نفس فاصله هست
پنجشنبه 12 مهر 1403 12:39
از من تا تو یک نفس فاصله هست و من تو را نفس میکشم بدون اینکه خواسته باشم از من تا تو یک آسمان فاصله هست و من ابری ام ثریا امانیان
-
پیمان شکنی مرام توست آمریکا
پنجشنبه 12 مهر 1403 12:37
پیمان شکنی مرام توست آمریکا شیطان رجیم امام توست آمریکا وارونهای و دو روتر از دیو سفید سرشار طمع سلام توست آمریکا بیرون زده دست چدنی از مخمل بیرنگ حنای نام توست آمریکا بازیچه دست تو شده رای عموم خودکامگی اتهام توست آمریکا در بوق حقوق می دمی با تزویر بلعیدن حق مرام توست آمریکا تو دشمن انسانیت و انسانی بیچاره کسی که...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 12 مهر 1403 12:33
-
خواستم بر روی آب بنویسم،
پنجشنبه 12 مهر 1403 12:33
خواستم بر روی آب بنویسم، یادم آمد فراموشی دارد... یادم آمد که حتی یک لحظه بر خاطرش نمی ماند که چه گفتم ک چه شنیده است یادم آمد فقط این خاطر من است که به خاطر دارد، به خاطر دارد لمسِ از سرِ شوقِ عشقِ من را... یادم آمد فقط قلبِ من است که آب را چونان دوست می دارد که هیچکس را اینگونه دوست نداشته و نخواهد داشت... آری......