-
#محبوب و دل جانم ! ای مظهر ایمانم!
شنبه 21 مهر 1403 12:46
#محبوب و دل جانم ! ای مظهر ایمانم! پشت دلم ار خم شد پیمان تو نشکستم ✌️ #مینو_رزم_پوش
-
از پا در آمده ایستادگی ام
شنبه 21 مهر 1403 12:45
از پا در آمده ایستادگی ام انگار شیر یا خط می کنم حتی برای کشیدن یک کاریکاتور برای نثری حتی به تِته پِته افتاده نگارشم روی کاناپه ولو شده ام فقط تیتر قرمز می خوانم یکی دارد دست در بینی تکفیر می کند یکی سُر می خورد روی نفت سیاه یکی انجماد گوشش را سرخ کرده از انتقام یکی لشگر زنبور کشیده به مزرعه ای ملخ که گل هایشان را...
-
کدامین دل خبر دارد که من غم دارم امروز
شنبه 21 مهر 1403 12:43
کدامین دل خبر دارد که من غم دارم امروز به چشم دل پدیدار است که ماتم دارم امروز اگر باشی کنارمن بدان کوه صبورم ولی کوه هم خبر دارد تو را کم دارم امروز اصغر بارانی
-
سیاهی چشم هایت مرکب قلم من است
شنبه 21 مهر 1403 12:41
سیاهی چشم هایت مرکب قلم من است کوچ خواهم کرد به سرزمین شمالی وجودت به شانه هایت آن پهنه رازآلود که انتهای آرامش است انتهای سکون و آغاز جنون پناه میبرم از رنج، به شانه های تو که تنها تویی تسکین برای این تن متروک ای کاش با چشم های من منظره شمالی تنت را میدیدی من در آرامش طوفانی وجودت دریا را دیدم و در زلالی روح تو...
-
غم در دلم و دور ز تو خانه خرابم
جمعه 20 مهر 1403 12:41
غم در دلم و دور ز تو خانه خرابم بیچاره و آواره پی جام شرابم بخشیده خدا درد و غمم تا به نهایت ای کاش خدا کم کند از درد و عذابم گفتی که ز من دور نشو می دهمت جان جانت دگری شد کمی بعد غیابم چشمان من از دوری تو چشمهی پرآب فواره شده دور ز تو چشم پر آبم نه تو نه خدا و نه خودم از که بپرسم تو در سر من پر ز سوالی و جوابم سجاد...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 20 مهر 1403 12:39
-
.....مستم کنید.....
جمعه 20 مهر 1403 12:37
.....مستم کنید..... چنان عاشق و مستم کنید چنان باده در دستم کنید چنان باده را لبریز جام لب ا لب از هستم کنید .....آب سوخته....... تو می را به میدان نفروخته ای شراب تلخ را از جان سوخته ای چنان عاشقی کرده با آب سوخته گویم دیده بر دیدگان دوخته ای ......مست خدایی..... شراب تو می مست خدایی است جمالت کرده عالم را خدا یی...
-
کُشتن خویش نباشد چاره یِ کار
جمعه 20 مهر 1403 12:35
شعری خواندم و مضمونش خودکُشی گریستم در قفسِ خانه، همچو بی کسی زشاعر تمنایی ز نگفتن شعرش با احترام بایدش خون گریست بر احوالمان ز نبود اِکرام کتمان حقایق چاره یِ درد نیست این زمان ز شنیدن خودکشی، بی آبرویست در زمان کوچکی و بزرگی، بینمان حریم نگشته ریش سفیدی مضحکه و ملعبه گشته گر مدیران حرمت موی سفید بر نیارند مظلومی در...
-
خدایاپناه مون باش
جمعه 20 مهر 1403 12:33
-
(دوایِ تو دوایِ توست حافظ)
جمعه 20 مهر 1403 12:32
فرشته گریه کرد بر حالِ من دوش چو دیدم اینچنین با غم در آغوش... سرم را لحظهای بر شانه بگذاشت بگفت با ما بیا،می نوش و خاموش... مکن زاری چنین با خود فراوان ندارد ارزش این دنیایِ بد پوش... بگو از دردِ خود با ما سراسر دگر تا کی تو خواهی شد عذا پوش... غبارِ تن بشوی از جان چه خواهی سبککن جان ازاین سودایِ پر جوش... بگفتم...
-
شاید این بار دگر دل ز تو من برگیرم
جمعه 20 مهر 1403 12:30
شاید این بار دگر دل ز تو من برگیرم یا که آهی شوم و فکر تو از سر گیرم خسته از قافله ی عشق بشینم به کنار وانگه این قلب بگوید که به تو درگیرم شاید این بار دلم یار دگر یابد و بعد بنشینم به برش یاد تو در سر گیرم شاید این غصه ی جاوید بیابد فرجام وانگه این بوسه ز تو به دیده ی تر گیرم بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذری پاره سازم...
-
بیـن مـا از اولـش فاصـله هـا بسیار بـود
جمعه 20 مهر 1403 12:27
بیـن مـا از اولـش فاصـله هـا بسیار بـود در سـرت یـاد من امـا در دلت انـکار بـود قسمتم از زنـدگـی هـمراز بـا پایـیـز شـد آری شـایـد طـالعـم ایـام نـاهمـوار بـود درسکوت شیشه ام فریاد تو از جنس سنگ بـودن ایـن دو کـنارهـم کمـی دشـوار بـود در نـدامتگاه افـکار پـریشـان ،مـانده ام در دل دیـوانـه ام بـا عـقل درپیکار بـود...
-
بی حجابی یعنی بی زره بودن
جمعه 20 مهر 1403 12:25
بی حجابی یعنی بی زره بودن در برابر نگاه های هرزه و آلوده بودن سایه آزار و اذیت بر سر راهت هر لحظه ترس و اضطراب در نگاهت نگاه مناسب گمشده در این هیاهو جایگزینش شده چشم های شهوت جو خیابان ها میدان جنگ و جدالِ هر لحظه آماج تیرهای بدگمانِ گشته بنیان خانواده سست و لرزان آتش بی حجابی سوزان و سوزان هویت فرهنگی در معرض...
-
دلداده ام به ماهی، چشمِ دلم به راهی
جمعه 20 مهر 1403 12:24
دلداده ام به ماهی، چشمِ دلم به راهی محتاج و بی پناهم، در مجلس از نگاهی ممنوعه توی قلبم، عشقش پناهگاه است بی اختیار، حبسم، در دارِ بی گناهی شبها که یادِ چشمش خواب از سرم ربوده در دست، گوشی و باز، در سر پر از دو راهی در یاد داشت هایم، شعری به تایپ، حک شد افسوس، رازِ دل را بُردم فُرو به آهی دلتنگ مینویسم از فصلهای دوری...
-
عالمی داریم میان غصه ی دلگیرمان
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:31
عالمی داریم میان غصه ی دلگیرمان یاوری داریم میان دشت بیتابیمان آفتی گشتیم و چون مور و ملخ افتاده ایم بر تن خسته و غمگین و پریشان حالمان ما چه گوییم که از نعمت روز آگاهیم خوش نداریم شب رها سازیم ز بیداریمان؟ یار این جاست ولی جای دگر ما رفته ایم چون توانی نیست بر شانه کشیم آیینمان ای خوشا آن لحظه ای را که تو از قلبم...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:29
-
با چه شوقی باید اصلا دل به این دنیا سپرد
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:28
این جهان مانند ماری خوش خط و خال است هنوز رسم دنیا مثل سابق مثل هر سال است هنوز عمر ما رفت و بهار آرزوها را ندید بر درخت آرزوها میوه ها کال است هنوز انتظار خوبی از دنیا سرابی بیش نیست چشم این دنیا فقط دنبال اموال است هنوز هر کسی دل بسته بر دنیا زمان را باخته خوش به حال آنکه می فهمید و خوشحال است هنوز زندگی گویا فقط بر...
-
رفته ای ...
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:26
رفته ای ... اما نمیدانم چرا، هنوز نسیم صبحگاهی موج های، خاطرات و عطر تو را با خود به همراه دارد فاطمه دانشور
-
تار بودم که تو تصویر مرا نقش زدی
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:25
تار بودم که تو تصویر مرا نقش زدی جمله بودم به کلامی تو مرا بخش زدی کل عالم که نبودی و تو بودی ملکا تاختم بخت، رمانیدی و بر رخش زدی آرش مسرور
-
حال خوب
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:24
-
آتش عشق تو پاییز و دلم همچون برگ
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:23
آتش عشق تو پاییز و دلم همچون برگ مست عشقت شده و رقص کنان می میرد علی کسرائی
-
آنهمه حرمت کجاست ؟
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:22
آنهمه حرمت کجاست ؟ نکند رفت بسوی بلبشو من حس کردم ضربه شو من شنیدم نعره شو همچو بالگردی ز بین ما گریخت من حس کردم گرد و خاک و، بادهای پَره شو باید دنبالش بگردم ناتوانم طی کنم زندگی ام را ، بدون حرمتی مثل اینست که بگویند : بپر درمیان رودِ زندگی ، اما تر نشو حرمت ، الزامیست برای زندگی همچون یک جعبه ی سِحرست ، به دستِ...
-
من همه عمردر پس قافله دل رفتم
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:20
من همه عمردر پس قافله دل رفتم در حسرت دیدار سالاری دل، ول رفتم جُستم ،نیافتم وندیدم گم شدۀ حسرت ها افسوس گذشته که پی آوارگی دل رفتم عبدالمجید پرهیز کار
-
سبزی پلو با ماهی ، بِکش براش چه ماهی
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:19
سبزی پلو با ماهی ، بِکش براش چه ماهی زرشک پلو با مرغی ، سیب زمینیِ سرخی باقالی پلو با گوشته، یواش بخور نسوخته شویدپلو تو سفره ، یه دیس ببر تو حجره کته پلوی عالی، خوردن داره تو ساری شیرین پلو قدیمی ، دست پخت اون رحیمی باقالی قاتویِ گیلان ، ببر به آس میلان هویج پلویِ شیراز ، بزار رو میز نگیر ناز رشته پلو ریش ریشه ، گوشت...
-
شاید میخواهد گریه ام بگیرد؛
چهارشنبه 18 مهر 1403 12:15
شاید میخواهد گریه ام بگیرد؛ اما غمگین تر از آنم! عباسنعلبندیان
-
فصل پاییز
چهارشنبه 18 مهر 1403 12:12
-
توقف کن یک لحظه
چهارشنبه 18 مهر 1403 12:11
توقف کن یک لحظه در میخانه را بشکن کرشمه می کند، باران میانه سایه دشمن توقف کن تا شاید جنون عشق برگیری نشان دارد، زلفانت هنوزهم، با خود درگیری به یک بوسه قناعت کن جلا ده دیدگانت را تبسم کرده می داند چه جادویست و تدبیری صداکن لیلی جان را بزن مستانه آوازی حقایق خوب می دانند سکوت را نیست، پروازی منصور نصری
-
آدم چقدر خالیست از خودش
چهارشنبه 18 مهر 1403 12:09
آدم چقدر خالیست از خودش وقتی پر است از یادِ کسی... معصومهصابر
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 18 مهر 1403 12:08
-
کلاغ
چهارشنبه 18 مهر 1403 12:07
کلاغ حنجرهاش زخمدارِ آوازیست که پرندگان دیگر نمیخوانند... بیژننجدی