-
از صدای درد قلبم سروِ همسایه شکست
سهشنبه 6 آذر 1403 12:01
از صدای درد قلبم سروِ همسایه شکست سروهای خانه ما همچنان مغرور و مست در نگاه شاپرک گیسو پریشان می کنند باده نوشیده شده انگار از روز الست در پی یک قاصدک چونان به بادت می دهند تا ثریا می روی تنهای تنها مستِ مست معرفت درِّ گرانیست نه به هرکس بدهند گر به کرکس ندهندش پرِ طاووس قشنگ است گاز می گیرد دو دستت تا ابد این را بدان...
-
دور انگشتان من پیچیده موهای فرت
سهشنبه 6 آذر 1403 12:00
دور انگشتان من پیچیده موهای فرت شاعرم کردی تو با این چشم های کافرت سمیه مهرجوئی
-
بس دلم تنگ است و دل پر درد و غم
سهشنبه 6 آذر 1403 12:00
بس دلم تنگ است و دل پر درد و غم زد بسی گیتی ز کینه زخم ها بر دلم بس بدیدم ظلم و جور زین آدمی کا آدمیت را نخواهم زین پس دمی از عجایب هرکسی بدتر و ظالم تر است دلخوش و بی دردترو لاجرم دارا تر است نرخ روز از ما خریدند اغنیا خوبی را به زر درعوض ظلم دیدیم ما نه نیکی و نه زر گیج و مبهوتم از ضرب المثل های کهن کی محبت خارگل...
-
با چشم تو بر چهره ی گلها، خیره
سهشنبه 6 آذر 1403 11:58
با چشم تو بر چهره ی گلها، خیره با یاد تو از خاطره گیرم جیره بر غصه و غمهای دلم، طعنه نزن افسون نگاهت شده بر دل چیره در خاطره ها دوره کنم یادت را حرف و سخن و گفته و فریادت را آن لحظه دیدار پر از شور و شعف شوقی که عیان بود به بنیادت را حیرت زده از کار قشنگ تقدیر در فکر قضا و قدر و هر تدبیر اندیشه کنم من همه دیدار ترا...
-
ای تـرمهی گلبوی طراوت
سهشنبه 6 آذر 1403 11:57
ای تـرمهی گلبوی طراوت مصداقِ صبوری و صداقت ای هر نفست معجزهی صبح مهتـــاب بلوریــن اصالت ای پـردهنشینِ دلِ خسـرو گـلواژهی شیرینِ لطافت ای نغمـهی بــارانِ نــوازش بـر زمزمِ جـاریِ سعادت بیتو نفسِ شادِ غـزلْ، مُـرد ای چشمهٔ جانبخشِ سخاوت ای پنجرهی چشـم ستاره آیینـهی سـیمایِ رفــاقت مستم به سلامِ لبِ ساقی ای...
-
شدی فرهاد مجنونم
دوشنبه 5 آذر 1403 11:45
شدی فرهاد مجنونم من آن لیلای شیرینم تو را در خواب و بیداری گلم با بوسه می چینم سمیه مهرجوئی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 5 آذر 1403 11:44
-
ارغوان گریه مکن همچو منی بسیارند
دوشنبه 5 آذر 1403 11:43
ارغوان گریه مکن همچو منی بسیارند که ز دوری رخ مهرک جان بیمارند گرچه در باغ و چمن غنچه زند خنده به تو باغبانان همه شب تا به سحر بیدارند من و تو عاشق یک نقطه پرگار وجود جاهلان از نفس باد صبا بیزارند پل زدم فاصلهها تا به تو نزدیک شوم غافل آنکه همه چشم به ره منتظر و هشیارند فروغ قاسمی
-
نارِنگیِ کادوپیچ شده
دوشنبه 5 آذر 1403 11:41
نارِنگیِ کادوپیچ شده همراه بابویی عجیب را اِمروز بازکردم وگِریستم. الهه قاسمی
-
حال خوب
دوشنبه 5 آذر 1403 11:40
-
در خیالم به بهشت ازلی میمانی
دوشنبه 5 آذر 1403 11:39
در خیالم به بهشت ازلی میمانی به خیالم شک مکن، که به گُل میمانی تو مگر طعم لبت شیرین چون کوثر نیست؟ ای حبیبم تو به حوری، حور تر میمانی هیچ نشستی به تماشای قد و قامت خود سبز، چون سرو، در آن باغ بهشت میمانی قصه ی خوش ذاتی تو خوشتراز آن ذات تفاح میوه ی فردوس برینی، که به خواب میمانی ای بهشت ازلی بر زمین چه داری کار؟ وعده...
-
مرا آسوده گذارید
دوشنبه 5 آذر 1403 11:36
مرا آسوده گذارید نه تنها رعدآسمان با برق نگاه من باران شد شیشه قطرات اشکم را بر خود جاری کرد دلم نبودت را آه کرد و شیشه را مزین به نامت فریبا صادقی
-
عشق پشت دروازه احساس
دوشنبه 5 آذر 1403 11:35
عشق پشت دروازه احساس بمانده است بی تو عقل در اندیشه راه های نرفته است با تو هوسم همراهی توست برای آغاز سفر عشق حسین رادفر
-
ببین که گرفتارِیم حول محضراست
دوشنبه 5 آذر 1403 11:34
ببین که گرفتارِیم حول محضراست با سپردن و گرو دلم مدام در بدراست بابت وام کدام بانک حراج زدند که این دل وام گذاردگرنا معتبر است عبدالمجید پرهیز کار
-
ای عشق همیشگی من ، اچتیسی
دوشنبه 5 آذر 1403 11:32
ای عشق همیشگی من ، اچتیسی ای حسرت زندگی من ، اچتیسی ای کاش دوباره بازگردی اینجا ای باعث خستگی من ، اچتیسی احسان آریاپور
-
پشت سرت بوسه برجا پایت زدم
یکشنبه 4 آذر 1403 11:46
پشت سرت بوسه برجا پایت زدم خود نشان از دوستی من است در قبال تفال . . سختی دنیا ی آرزو ،عشق من وتو منوچهر فتیان پور
-
حال خوب
یکشنبه 4 آذر 1403 11:45
-
ما گزینیم از تمام نام ها همنامی معشوق را
یکشنبه 4 آذر 1403 11:45
ما گزینیم از تمام نام ها همنامی معشوق را ما گزینیم از تمام راه ها همراهی معشوق را ما شویم صید نگاه دلربای او فقط چون پسندیم ما فقط صیادی معشوق را هرکسی مُهری بزد بر سینه اش در راه عشق سنگ سینه ،برگزید حکاکی معشوق را هر کسی لوحی کند سر مشق خود در زندگی قلب ما هم می کند خطاطی معشوق را هرکسی شعری سراید در رثای دلبری این...
-
آنچنان در هم شکستم از غمی که ساختی
یکشنبه 4 آذر 1403 11:44
آنچنان در هم شکستم از غمی که ساختی همچو چنگیز مغول بر قلب زارم تاختی قصد جانم کرده بودی و ندانستی که من مثل دانه سبز خواهم شد تو بودی باختی آرمان طاهری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 4 آذر 1403 11:42
-
بی تو بیمارم بیا درمان دردم باش
یکشنبه 4 آذر 1403 11:42
بی تو بیمارم بیا درمان دردم باش بی تو محزونم بیا پایان حزنم باش بی تو در کلبه تاریک غم و اندوه بی امان ، تنها و بی زارم ، کنارم باش بودنت زیبا و شادی آور حال است باز گرد و مرحم حال خرابم باش در کنارت می شوم عاشق ترین آدم باز گرد و بهترین معشوق عالم باش دیدن چشمان زیبا و درخشانت میدهد جانم بیا روح و روانم باش با تو...
-
پرسه گر گشتم به رویا در گلستانی که نیست
یکشنبه 4 آذر 1403 11:41
پرسه گر گشتم به رویا در گلستانی که نیست میگذارم سر به زانوی دل و جانی که نیست .... پُر شده بغض گلوی بی قرار حسرتم باور داغِ طلوع ماه تابانی که نیست ..... واژه ها لبریز از گلبوسه های انتظار دامنه دار از لبم پاشیده دامانی که نیست .. دورم از میل و دلیلی در فرار از انزوا شادم از رقص خیال وشرم اذعانی که نیست گشته مجنون شبی...
-
او که جورش، مهر ها در دل فزون سازد تویی
یکشنبه 4 آذر 1403 11:39
او که جورش، مهر ها در دل فزون سازد تویی پیکرِ درمانده ام را روح، بنوازد تویی هر چه میخواهم ز دنیا فاصله افزون کنم او که چشمش، کام هایم را براندازد تویی جور: ستم کام:قصد و غرض محراب علیدوست
-
هر روز صبح که بیدار میشم
یکشنبه 4 آذر 1403 11:38
هر روز صبح که بیدار میشم تو هم تو خواب من میایی مگه من خوابم که بیدار میشم چقدر از من دور چقدر نزدیک شبها که آسمان نگاه میکنم ستاره ها را میبینم نگفتی به کدام ستاره سفر کردی که فقط آن ستاره را نگاه کنم تو آتشفشان بودی که فقط یکبار فوران کردی و برای همیشه رفتی سیاوش دریابار
-
صبر را در کوزه کرد
یکشنبه 4 آذر 1403 11:37
صبر را در کوزه کرد تا بگیرد دوش خود افتاد شکست خط سرخی از زمین تا ماه شد وقت استهلال رسید گم شد که ماه رضا شاه شرقی
-
مثل مرداب
شنبه 3 آذر 1403 12:07
مثل مرداب که در پهنه ی صحرا مانده دل من در عطش دیدن دریا مانده هیچکس یاد من عاشق تنها نکند منمو یاد تو که کنج دلم جا مانده گفته بودی که به یک پلک زدن می آیی قدر یک عمر نگاهم به در اما مانده هَوَس روی تو هرگز نرود از دل من سیر اصلا نشود، لعبت رسوا مانده مثل یوسف ببری از همه دل اما حیف حسرت عشق تو در قلب زلیخا مانده...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 3 آذر 1403 12:06
-
چشمانت برد
شنبه 3 آذر 1403 12:05
چشمانت برد هرآنچه در خیالم بافته ام... قاسم احمدی طیفکانی
-
خون میرود از آه خسته ای گر اثر کند
شنبه 3 آذر 1403 12:03
خون میرود از آه خسته ای گر اثر کند زنهار از سینه سوخته ای حوصله سر کند پنداشته اند ماه پنهان شود مدام گر ابر سرآید ، هویدا و نورمستتر کند آهسته تر برو روز های عیش ما سال ها دویده ایم که چنین مختصر کند در تارک ما نگاشته اند آنچه پیش روست در تلاطم زندگی بارها قضا سر بدر کند آن ماهروی نکرد با لعل لبش حاجتم روا از ما گذشت...
-
فاطمیه
شنبه 3 آذر 1403 12:03