دود می خیزد ز خلوتگاه من

دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟

با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام؟


سهراب_سپهری

در نگاهِ تو

در نگاهِ تو
معنایِ تماس، بی‌کلام می‌شکَفت
چون نخستین نور
بر پیکرِ خیسِ پنجره

من
تشنه ی آن نَفَسِ بودم
که بر شیشه نقش می‌بَست
و تو بی‌خبر
طلوعِ گرمِ مژه‌هایت را
بر پوستِ سردِ فَصل می‌ریختی


دوستت دارم
گِردِیِ یک سیبِ ناتمام است
در کفِ باغِ خیال
و من
در هر گاز
طعمِ قُطبی را می‌چشیدم
که تو
نقشه‌اش را هرگز نکشیدی

حسین گودرزی

کتاب: آتش بدون دود جلد هفتم

برای خانه سوخته
باز شاید بشود
خانه یی بنا کرد
دل سوخته را بگو چه کنیم؟

"نادر ابراهیمی"
کتاب: آتش بدون دود جلد هفتم

دلتنگی، برف است

دلتنگی، برف است

یک روز صبح بیدار می شوی

می بینی

همه جا را پوشانده 

 

| سارا شاهدی |

 

عشق درخششی جادویی است

عشق درخششی جادویی است
که از درون هسته سوزان روح می تابد
و زمین پیرامونش را روشنی می بخشد
و توانمان می دهد تا زندگی را
در قالب رویایی شیرین و زیبا
بین دو بیداری درک کنیم

"جبران خلیل جبران"

دمـوکراســـی

معلـــــم وارد کلـاس شــــد و اعلــام کـــــرد:

امــروز می خـواهــم درمــورد دمـوکراســـی حـــرف بزنـم.

یکـی از بچـه ها دستـــش را بلنـــد کــــرد و گفـت:

چـــــــــــــــــرا؟؟؟؟

معلــم فریـــــــــــــــاد زد:

چـــون مــــــــــــــــن میگـــــــــم!!!

پشت پنجره ی شعر ایستاده ام

پشت پنجره ی شعر ایستاده ام

به تو نگاه می کنم

تو تنها دلخوشی منی

و فقط

از پشت همین پنجره دیده می شوی

رسول یونان

نامش برف بود...

نامش برف بود...

تنش برفی

قلبش از برف

و تپشش

صدای چکیدن برف بر بام های کاهگلی...

و من او را

چون شاخه ای که زیر بهمن

شکسته باشد

دوست می داشتم...

 

| بیژن الهی |

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین نکته معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

..............خیام