دختری با موی بلند

دختری با موی بلند
افشان در باد
ایستاده در میان
طناز ورعنا قد
فریاد می زند

درد مرا
حق مرا

می گذرم از او
می دوم سوی دگر
به میانِ میدانی دگر

رنگ چشم هایش روشن
خشم در آن ، آتشین
پسر کرد نشین
ورزیده از کوه های بلند
رقصیده در دشت و دمن
فریاد می زند

درد مرا
حق مرا

می گذرم اینبار هم از او

روبرویم برق آتشینِ لوله ای
پشت سر هوای خاکستری
جنگ سنگ و فلز ، خونست در زمین

میخواهم بگذرم از این

ناگهان دردی پیچیده در عضله سرین
بعد آن درد دیگر در زیرِ زندِ زبرین
بوی چوب آمیخته در عرق جبین

دیدم که نشد بگذرم از این

فریاد میزنم
همدرد هم ایم
در حق هم ، هم نظریم


سایه سیرنگ

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد