مکن در این خراب‌آباد منزل

مکن در این خراب‌آباد منزل
که در آخر ندارد هیچ حاصل

مده آزار مردم را که فردا
شود جایت در آن سفل اسافل

ز مشکل های مردم گر نکاهی
مباش اندر پی ایجاد مشکل

مبر از یاد خود این رمز خوش را
که تو بس کمتری از خاک و از گل

مثال موج باش اندر ره علم
خروشان و مشو ساکن چو ساحل

به مال خود مناز و کبر بس کن
که این است از صفات مرد جاهل

بشو هشیار و خیز از خواب غفلت
تویی بار گران عقل حامل

(منوچهری) در این اوصاف گفته‌است
سخن‌هایی که بنشینند بر دل

(من و تو غافلیم از ماه و خورشید
ولی گردون گردان نیست غافل)

بگفتم کمترین اندرز‌ ها را
شوم خوشحال اگر گردی تو فاعل

نیم من پرتوان در شعر و اندرز
سپاس از تو که دانستیم قابل

امیر لطف زمان

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد