ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
زندگی چیست؟
عشق ورزیدن، زندگی را به عشق بخشیدن...
زنده است، آنکه عشق میورزد
دل و جانش به عشق میارزد...!
هوشنگ_ابتهاج
میدانید
کدام تکه از زندگیهایمان را
خیلی حیف کردهایم؟!
لحظههای انتظار را ..
محبوبه_احمدی
بلند شو آفتاب
خسته ایم از شب
بلند شو
ابرها را به باد بده
ماه را بشوی
آبشار را شانه کن
آنگاه
مانتو چمنت را بپوش
فیروزه ها را بیاویز
عینک قشنگت را بزن
پولک سفید لبخندت را
بر گل سرخ لبانت بنشان
و آرام آرام
از هوای شب بگذر
و بر بلندای صبح بایست
تو که می خوابی
آسمان سرد و تاریک است
بیا
بتاب
آسمان را گرم و آبی کن
بیا که
دامنت گندمزار است و
گنجشک ها گرسنه اند
بلند شو
از سایه ها بگذر
آفتابگردان ها
چشم به راهت هستند
وقتی که آمدی
چشم در چشمانشان بدوز
بگذار
در سپیده ی چراغ بودنت
زندگیکنند.
رحمان_زارع
در پایان
آوای شبانه ی جیرجیرک ها
صدای شیطنت گنجشک ها
درحوالی صبح شنیده میشود
واز رقص گل درآینه
خنده برلبان پنجره ها ریسه میکشد
و از تابش نور برتاریکی
هزاران خورشید درنگاه تو
تکرارمیشود
فرانک_سلطانی
تا آمد بگوید
"من نیز دوستت دارم"
کسی به شانه ام زد و گفت
برخیز رسیدیم
محبوبه احمدی
به هوای چشمان تو
شعر می گویم
شاید هنوز پشت پنجره ای باشی
که دریچهاش رو به کوچه عشق
باز می شود...
محبوبه_احمدی