ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
من مست تو و شعر تو و واژه به واژت
من غرق تو و عشق تو و جام شرابت
من حبس توام با لب و ابیات ترانت
من محو تو و چشم سیاه و نگرانت
من فکر تو و مضطرب از خواب و خیالت
من سجده کنم بر تو و رویای نگاهت
تو غافل از آن موی پریشان شده در باد
من مات تو و زلف رها گشته ی در باد
نازنین زهرا نوریان
همچو باران های بی تاثیر در فصل گرم;
بیخود است ذوق چشمانم از دیدنت...
زینب موسوی_ثمین
بر دیوار اتاقش
دو بال کشید
می خواست
هر روز
پرواز را تجربه کند!
فرشته سنگیان
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد
می شد بدانم که اینکه خط سر نوشت من
از دفتـــــر کــــدام شب بستــــه وام شد ؟
اول دلــم فراق تو را سرسری گرفت
و آن زخم کوچک دلم آخر جذام شد
شعر من از قبیله خونست خون من ،
فـــــواره از دلــــم زد و آمد کلام شد
ما خون تازه در تن عشقیم و عشق را
شعر من و شکوه تو ، رمز الدوام شد
بعد از تو باز عاشقـی و باز ... آه نه !
این داستان به نام تو اینجا تمام شد
حسین منزوی
اینجا برای دوستداشتنهای بیشمارم
همیشه فاصله زیاد بود
اما من از میان هر ملودی خواهشم
تو را تا انتهای نگاهم
خواهم نوشت
سیده مریم وهابی
دیروز
باران آمد
یادم آمد
بوی تو
عطر هیچ عطاری نیست شبیه تو
سالها میگذرد
و هنوز
بوی عطر تو در یادم هست
چه خوب که هیچ عطاری عطر تو را نداشت
والا تکراری میشودی
ازیادم هم رفته بودی
بو کن
توهم میشنویی
یادم آمد
بوی باران
بوی تو
نوشین فتحی
سوهان قم، از طعم لب هایت شکایت می کند
قند فریمان هم به لب هایت حسادت می کند
با رژ زدن انگار شکر روی خرما میزنی
اینگونه مولانا فقط از تو حکایت میکند
سعید بیاتی