هروقت خواستی «پارچهای» بخری؛
آن را در دست «مچاله کن» و بعد رهایش کن،
اگر «چروک» برنداشت، «جنس خوبی» دارد.
آدمها، نیز همینطورند...!
آدمهایی که بر اثر فشارها
و مشکلات، اخلاق، و رفتارشان
عوض میشود،
و «چروک» برمیدارند...!
اینها جنس خوبی ندارند،
و برای رفاقت، معاشرت، مشارکت، ازدواج و اعطای مسئولیت به ایشان،
به هیچوجه «گزینهٔ مناسبی» نخواهند بود.
مراقب انتخاب آدم های اطرافمان باشیم ... هر کسی لیاقت هر چیزی را ندارد
چقدر خوب است این آدمی که وقتی
شما در کنارش هستید
و قرار است ساعاتی را با هم بگذرانید مدام سرش توی گوشی نیست.
وقتی دارید حرف می زنید توی اینستاگرام پست لایک نمی کند
یا مشغول جواب دادن به پی ام های تلگرامش نیست.
اصلا تلفن همراهش را از جیب یا کیفش بیرون نمی آورد.
آن دقایق می شود انسانی بیگانه با تکنولوژی!
چقدر خوب است که وقتی با هم می روید جایی و می نشینید
یک چیزی بخورید؛
تمام حواسش به در ورودی و آمد و شد مردم نیست
و زنها و مردها را پشت این میز و آن میز ورانداز نمی کند.
چقدر خوب است
وقتی این آدم در میان هیاهو و شلوغی دستانش را می گذارد
زیر چانه اش و زل می زند
به چشمانت و طوری به حرف های ساده و پیش پا افتاده ات گوش می کند
که خودت هم به این فکر می افتی
که چقدر داری حرف های مهمی می زنی!
همچین آدم هایی را اگر دارید،
دوست نداشته باشید...
حیف است.
این ها را عاشق باشید.
این ها فوق العاده اند.
#کمیل_پورقربان
دوست داشتن های یواشکی
آدم را تا انتهای جنون می برد ***
قلب است دیگر
گاهی دلش میـــخواهد پر شود از وجود کسی
ولی به کسی چیزی نگوید............
بغضِ " دوستت دارم " هــا
راه نـفس هـایم را بسته است
"دوستت دارم"هـایی که بغض شدند ..
برای زنده ماندن، چاره ایی ندارم
جز اینکه
" دوستت دارم " هـا را بگریم
بخــوان ...
از هـر قـطره ی اشــکم، بخــوان
تا چه اندازه
" دوستت دارم "
" مــریـم ...شیرین ناز"
پشت این همه ریز ریز باران
پشت این همه خیس خیس خیس
باز بال خیس پروانه های باران خورده را به یاد می آورم
با مزارع زرد رنگ
زرد و خیس تا به سرخی بنشیند
و بشکند
مثل اناری شکسته ...
جواد شریفیان
خدا نخواست که من اهل ناکجا باشم
اجازه داد فقط اهلیِ شما باشم
و... ماجرای من و تو به عشق فرجامید
و... عشق خواست که من مرد ماجرا باشم
و...من تو را به دلیل آرمان خود کردم
که بیدلیل مباد که آرمانگرا باشم
چرا؟ مپرس که سر مشق عاشقست سکوت
مخواه پاسخ گنگی بر این ماجرا باشم
سرودمت به همان باوری که در من بود
و... شعر حنجرهام شد که خوش صدا باشم
و... خواندمت که قشنگ است روز و شب از تو
بخوانم و نگران نخواندهها باشم
خدا نخواست! چه بهتر! تو خواستی از من
که خوش قریحهترین بندهی خدا باشم
"محمدعلی بهمنی"
من چه تصدیق کنم یا نکنم خواهد رفت
مثل جان کندن سخت از بدنم خواهد رفت
زهر چشمان یهودا صفت ِ خیره سری
اثرش یک شبه تا عمق تنم خواهد رفت
این چه دردی است که ایّوب ِ دل خونینم
طاقتش از تن و از پیرهنم خواهد رفت
کافر خود شوم اینبار اگر دل بِکَنم
جذبه اش از رگ ِ بی خویشتنم خواهد رفت
منتظر مانده دَمِ در غزل خوش یمنی ...
من اگر یک کلمه دم نزنم خواهد رفت
آه ...ای عشق ...بمان تا نفسی تازه کنم ....
خستگی با تو از اعماق تنم خواهد رفت
#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
تسلیم موج هستی و زانو نمی زنی
در قایقی نشسته و پارو نمی زنی
معشوق عطر هستی و شب های بی کسی
دیگر سری به غربت شب بو نمی زنی
مانده ست در نگاه تو شب های آسمان
جنس ستاره هستی و سوسو نمی زنی
یک عمر ،اضطراب غم و انتظار را
از پلک های پنجره جارو نمی زنی
آواز من پرنده ی غمگین شعر توست
سازی برای دلخوشی او نمی زنی
صدها نفر سکوت تو را دوره کرده اند
حرفی به این قبیله ی پُررو نمی زنی ؟
سلام ای چشمهای قهوه ای! رؤیای دیرینم!
شما خواب مرا دیدید؟ یا من خواب می بینم...؟
غریبم خسته ام خانم شما حتماً جوان هستید
برایم قهوه می ریزید؟می بینید؟: غمگینم
غریبم خسته ام آنقدرها که خوب می دانم
نخواهد داد غیر از این دو فنجان قهوه تسکینم
غریبم عاشقم آری، اگر صد بار دیگر هم
به این دنیا بیایم کار من عشق است من اینم...
محمّدسعیدمیرزائی