-
نیچه اغلب از "دوست داشتن سرنوشت"
سهشنبه 1 مهر 1399 12:08
نیچه اغلب از "دوست داشتن سرنوشت" سخن میگفت. منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد. با این که براى ما "ارباب سرنوشت خویشیم"، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت...
-
تنها به من بیاندیش
سهشنبه 1 مهر 1399 12:07
تنها به من بیاندیش من در رویای تو شعر خواهم گفت شعری درباره چشم هایت و دلتنگی جبران_خلیل_جبران
-
من نه یوسف صفتم که
سهشنبه 1 مهر 1399 12:03
من نه یوسف صفتم که دست رد به سینه ی عشق زنم، نه زلیخا مسلکم که اشک حسرت چشمانم را بی سو کند، من همان قطره قطره خون چکیده از انگشتان زنان مصرم که عشقش نامیده اند . لعیاغیاثی
-
شازده کوچولو پرسید :
سهشنبه 1 مهر 1399 12:02
شازده کوچولو پرسید : دوست داشتناتو میخوای ببری تو گور باهاشون چیکار کنی که ابرازشون نمیکنی ؟! روباه گفت : من دیگه دوست داشتن ندارم . شازده کوچولو گفت : مگه میشه ؟! روباه گفت : آره ... همه دوست داشتنامو دادم به یکی ولی اون گمشون کرد . حالا هم هر جا دنبالشون میگردم پیداشون نمی کنم .
-
تا صدایت گوش هایم را نوازش می کند
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:53
تا صدایت گوش هایم را نوازش می کند تار و سنتور و نی و آواز می خواهم چکار
-
آغوش تو یک مکان معمولی نیست
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:52
آغوش تو یک مکان معمولی نیست «هذَا البَلَدِ الأمینِ» آرامش هاست
-
ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:51
ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود اکنون زِ چه ترسیم که در عینِ بلاییم
-
پاییزجان
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:51
-
آدمهایی که ما را رنج میدهند ،
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:46
آدمهایی که ما را رنج میدهند ، خیلی اوقات رنج کشیدههایی هستند که از زخمهای خودشان نتوانستند عبور کنند ...
-
سه گانه نیویورک
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:45
یک روز فردی قدم به زندگیتان خواهد گذاشت و شما را متوجه خواهد کرد که چرا هرگز با هیچکس دیگری دوام نیاوردید...
-
بنا به ماندن اگر باشد ،
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:44
بنا به ماندن اگر باشد ، من آدم در سایه بودن نیستم ... اینکه مخفی ام کنی و کسی وجودم را حس نکند … اینکه بودنم را نفی کنی … باید شانه به شانه قدم بزنیم تمام پیاده رو های شهر را باید تمام کافه های شهر ؛ شاهد دو نفره هایمان باشد ... باید احساس کنم بودنت را ! من از دوست داشتن های یواشکی بیزارم ...
-
یاد بگیر چه زمانی متوقف کنی،گفتن چیزهایی،
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:44
یاد بگیر چه زمانی متوقف کنی،گفتن چیزهایی، بیش از آنچه افراد ،به دانستن اش نیاز دارند
-
عشق وعاشقی
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:43
میدونی من اهل عشق و عاشقی و این چیزا نیستم آخرش به خودت میای و میبینی، یا تو داری به اون آسیب میزنی یا اون به تو! پس فایدش چیه؟
-
بگذار بگویند مغرور است !
دوشنبه 31 شهریور 1399 11:27
بگذار بگویند مغرور است ! بگذار بگویند چشم به نگاه هیچکس نمی دوزد ... اصلا بگذار هر که هر چه می خواهد بگوید ؛ تو که بیایی خواهند دید ! آن مغرور تنها ناز و نیازش را خرج هر غریبه ای نمی کرده بگذار ببینند عاشقی می کند می خندد در آغوش می گیرد چشم می دوزد اما تنها ، به نگاه تو بگذار هر که هرچه می خواهد بگوید تو که بیایی...
-
دلم
یکشنبه 30 شهریور 1399 13:07
-
هرگز سهم هم نخواهیم شد
یکشنبه 30 شهریور 1399 13:06
هرگز سهم هم نخواهیم شد گرچه دوشادوش هم رهسپار میشویم چونان ریلها که هرگز به یکدیگر نمیرسند. شیرکو بیکس
-
خاندان من از البسهی سیاه وحشت داشتند
یکشنبه 30 شهریور 1399 13:05
خاندان من از البسهی سیاه وحشت داشتند بر طناب رخت ما همیشه البسهی سفید آویخته بود اما تو را هنگامی که با لباس سیاه به خانهی ما آمدی پذیرفتند مادرم حتی به تو گیلاسهای سرخ تعارف کرد گفته بودی: بگذار کبوتران بخرامند گیلاسهای سرخ پیر شوند اسبان سیاه در آفتاب پاییزی سفید شوند که خاندان من تو را بپذیرند کبوتران سفید به...
-
مراقب حرفایی که می زنید
یکشنبه 30 شهریور 1399 13:04
مراقب حرفایی که می زنید و می نویسید باشید، کلمه ها گلوله های ناپیدایی هستند که از جسم آدم رد می شوند و در روح و فکر مخاطب نفوذ می کنند.! دکتر شریعتی
-
بر فرازِ آشیانهٔ ی فاخته
یکشنبه 30 شهریور 1399 13:03
بر فرازِ آشیانهٔ ی فاخته چکاری به از پرواز ؟؟ زنده باد فرار زنده باد پاهای بی قرار تو هم بگذر سنگ بردار زخمت را بزن من به اندازه ی یک شهر دیوانه ام سرخوشم کن از خون سرخوشم کن از درد بگذار بگویند پرید پرید پرید...
-
دریا
یکشنبه 30 شهریور 1399 13:02
-
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
یکشنبه 30 شهریور 1399 13:02
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند تا فراموش شود یاد تو، هرچند نشد من دهان باز نکردم که نرنجی از من مثل زخمى که لبش باز به لبخند، نشد.. فاضل نظری
-
امسال هم گذشت و بهار تو بر نگشت
یکشنبه 30 شهریور 1399 13:01
ای خفته در نگاه تو جادو..! چه می کنی..؟ آشفته دل! گره زده گیسو..! چه می کنی..؟ امسال هم گذشت و بهار تو بر نگشت تنها و دل شکسته لب جو چه می کنی..؟ شب های دل گرفته که خوابت نمی برد بی بوسه، بی نفس نفس او چه می کنی..؟ هی مانده در نگاه تو حسرت..! چه می کشی..؟ هی رفته از دل تو هیاهو..! چه می کنی..؟ بیهوده دشت های خدا را...
-
می دانستم گریه چیست
یکشنبه 30 شهریور 1399 12:59
می دانستم گریه چیست خندیدن را تو به من هدیه کردی... شمس لنگرودی
-
مترسک
یکشنبه 30 شهریور 1399 12:59
مترسک آنقدر دستهایت را باز نکن کسی تو را در آغوش نمیگیرد ایستادگی همیشه تنهایی میآورد....
-
شبهایم
یکشنبه 30 شهریور 1399 12:57
شبهایم از رویایی رد می شود که در بسترش خوابهایت آغوشم را پر کردهاند سیده مریم وهابی
-
ز گیتی نماند به جز مردمی
یکشنبه 30 شهریور 1399 12:56
ز گیتی نماند به جز مردمی جهــــــان یادگارست و ما رفتنی فردوسی
-
گاهی سکوت می کنی ،
شنبه 29 شهریور 1399 13:04
گاهی سکوت می کنی ، چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی ... گاهی سکوت می کنی ، چون واقعاً حرفی برای گفتن نداری ... گاهی سکوت یک انتظاره و گاهی هم یک اعتراض ... اما بیشتر وقتا سکوت برای اینه که هیچ کلمه خاصی ، نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه ... و این همون حس تنهایی ...! +خسروشکیبایی
-
زندگی کن
شنبه 29 شهریور 1399 13:03
خیلی وقته که ازت خبری نیست که نیست منمو خاطره هات منمو چشای خیس مدت زیادیه که در انتظارتم این قرارمون نبود خیلی بیقرارتم خیلی دلتنگم حواست هست یا نیست اونقد که از دلم اثری نیست که نیست نگو که بینمون احساسی نیست که هست پس واسه چی ازت خبری نیست که نیست خیلی دلتنگم حواست هست یا نیست اونقد که از دلم اثری نیست که نیست نگو...
-
دل ز تن بردی
شنبه 29 شهریور 1399 13:02
دل ز تن بردی و در جانی هنوز دردها دادی و درمانی هنوز آشکارا سینهام بشکافتی همچنان در سینه پنهانی هنوز امیرخسرودهلوی ...
-
یااباعبدالله
شنبه 29 شهریور 1399 13:01