-
شایدتند رفتم
دوشنبه 7 مهر 1399 11:36
-
عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
دوشنبه 7 مهر 1399 11:33
عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد #سجاد_سامانی
-
خاطره خشکیه . . .
دوشنبه 7 مهر 1399 11:32
کاش یکی بود که توی کوچهها داد میزد : خاطره خشکیه . . . خاطره خشکیه . . . آنوقت همه ی خاطراتم را همان هایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارند را میریختم تو کیسه و میدادم به او و میرفت ردِ کارش ! همان خاطراتی که عوض کردنشان با نیم سیر نمک هم غنیمت است نمکی که بتوانم هر روز رویِ زخمهایم بریزم تا دردشان را از دست...
-
هنوز گلهای چیده شده
دوشنبه 7 مهر 1399 11:31
هنوز گلهای چیده شده از دشت آرزو که عطر دستان تو را دارد، به من زندگی میبخشد. هنوز بهانهی دلم، شنیدن موسیقی ملایم نگاهِ توست. من هنوز به خاطراتت لبخند میزنم و در خویش بیداد میکنم. اشک میریزم و حسرت میخورم برای این همه ممنوعیت. باید تو باشی، دستان تو باشد، عطرت اعلام حضور کند تا من بفهمم که هستم و نفس میکشم....
-
از خلاصه ی روزهای انتظار
یکشنبه 6 مهر 1399 12:00
از خلاصه ی روزهای انتظار که می دانم حوصله به خرج نمی دهی تا تمامی حرفهایم را بشنوی فقط این را می گویم: دلتنگی ام آنقدر بزرگ شده است که اگر ببینی شاید نشناسی! بهرنگ قاسمی
-
بدون شرح
یکشنبه 6 مهر 1399 11:59
-
من در قفس هستم
یکشنبه 6 مهر 1399 11:59
من در قفس هستم میله ها در درون من است...
-
نه رفتهای
یکشنبه 6 مهر 1399 11:58
نه رفتهای نه پیام آمدنی دادهای خانه در تصرف بوی توست تو نیستی و خانه در تصرف بوی توست حس می کنم تنهایی ستاره را این همه ستارهٔ تنها یکی به یکی نمی گوید بیا هر یک از آسمانهٔ خویش چونان چشم پرنده درخشان از آشیانهٔ تاریک حس میکنم نیش ستاره را در چشمم طعم ستاره را در دهانم و طعم یک کهکشان تنهایی را در جانم کجای جهان...
-
مثل دانه ای که نور را
یکشنبه 6 مهر 1399 11:57
مثل دانه ای که نور را مثل مزرعی که باد را مثل زورقی که موج را یا پرنده ای که اوج را دوست دارمش..! " فروغ فرخزاد "
-
امشب
یکشنبه 6 مهر 1399 11:57
امشب صدای کبوترانم را نقاشی کردم در دیوارهای تو به تو، سایه ی تو را شناختم من آواز خواندم من با دو تار پیری آواز خواندم و خطهای آبی رنگ صدای زنی که دوستش دارم آواز خسته مرا رنگی کرد من و تو آواز خواندیم تا نفس مهتاب خاکستری شد در نقاشی هایم صدای تو را دیدم تمام شب مهتاب در مربع خنده های تو کودکیم را نقاشی میکرد کاش...
-
دوست داشتن
یکشنبه 6 مهر 1399 11:55
-
بارالها....
یکشنبه 6 مهر 1399 11:55
بارالها.... هرچه زیباست مرا یاد تو می اندازد آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد تو که نزدیکتر از من به منی می دانی دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم از تو گویاست، مرا یاد تو می اندازد دیگران هرچه بخواهند بگویند که عشق بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو...
-
چگونه میشود با یک سلام آدم را بگیرند از او
یکشنبه 6 مهر 1399 11:54
چگونه میشود با یک سلام آدم را بگیرند از او تقویمی با چهار پاییز به او تحویل دهند؟ - هرمز علیپور -
-
نگاهت...
یکشنبه 6 مهر 1399 11:53
نگاهت... تک تیر انداز نقطه صفر مرزی که در ذهنم واژه ها را نشانه میرود و هر لحظه در من شعری شهید میشود... فاطمه سادات حسینی شفیق
-
همیشه دلخوری ها
شنبه 5 مهر 1399 12:18
-
من زندگی کردن را یاد گرفته ام…
شنبه 5 مهر 1399 12:17
من زندگی کردن را یاد گرفته ام… برای یک زندگیِ خوب، نباید به هیچ چیز و هیچ کس وابسته شد… وابستگی فقط درد دارد! آدمِ وابسته، جایگاه و ارزش و شخصیتش یادش میرود… آدمِ وابسته، با دستانِ خودش تحقیر میشود… وابسته که باشی؛ محدود میشوی، از قطارِ موفقیت جا میمانی… زندگی یعنی بپذیری بعضی ها شعار نمیدهند و واقعا بخاطرِ خودت...
-
#رفتن
شنبه 5 مهر 1399 12:17
#رفتن قانون #چشم_هاى تو بود و #جهان من چیزى شبیه به #آوارگىِ یک رویا نزدیک ، دور هر جا که هستى به #آسمان بگو دردهایم ، #درد مى کنند بهرام_حمیدیان
-
چهار میثاق
شنبه 5 مهر 1399 12:16
عدالت آن است که برای هر اشتباه فقط یک بار مجازات شویم. ولی ما بابت هر اشتباه خودمان را هزاران بار مجازات میکنیم. انسان حافظهای قوی دارد. بارها اشتباه خود را یادآوری میکنیم. بارها خود را محاکمه میکنیم. بارها خود را مقصر میدانیم و بارها خود را مجازات میکنیم. تا به حال چند بار اطرافیانمان را بابت یک اشتباه مجازات...
-
تلنگر ادبی :
شنبه 5 مهر 1399 12:14
تلنگر ادبی : از جدال با کسی که قدردان محبت های تو نیست بپرهیز اینکه تصور کنی روزی میتوانی او را متوجه اشتباهش سازی درست مثل آب کردن کوه یخ با " ها " است .. چاره ای نیست ! باران هم باشی برای کاسه های وارونه کاری نمیشه کرد
-
بارالها....
شنبه 5 مهر 1399 12:13
بارالها.... هرچه زیباست مرا یاد تو می اندازد آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد تو که نزدیکتر از من به منی می دانی دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم از تو گویاست، مرا یاد تو می اندازد دیگران هرچه بخواهند بگویند که عشق بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو...
-
بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد،
شنبه 5 مهر 1399 12:12
بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد، قصهیِ عشق مگر بی تو شنیدن دارد؟ #شهریار
-
در نگاهت همهی مهربانیهاست:
شنبه 5 مهر 1399 12:11
در نگاهت همهی مهربانیهاست: قاصدی که زندگی را خبر میدهد. و در سکوتت همهی صداها: فریادی که بودن را تجربه میکند. #شاملو
-
هر شب؛ "دوست داشتَنَٺ"، شڪل ِدیگرےست!
شنبه 5 مهر 1399 12:10
هر شب؛ "دوست داشتَنَٺ"، شڪل ِدیگرےست! یڪ شب، میانِ غزل، واژه میشود؛ یڪ شب، میانِ گریہ، بغض؛ یڪ شب، میانِ خنده، "سڪوت"...! #لیلا_مقربی
-
آدم های نادرست از حقیقت روی گردانند .
شنبه 5 مهر 1399 12:10
آدم های نادرست از حقیقت روی گردانند . آبِ زلالِ چشمه ی واقعیت ها ، اهل تملق را دچار بیماری می کند ...
-
کاش میشد تو را از عمقِ درونم
جمعه 4 مهر 1399 12:09
کاش میشد تو را از عمقِ درونم بیرون بکشم ببندمت بر این صندلی دلِ سیر نگاهت کنم و اندکی بخوانم از پشتِ صحنهِ هر شعری که برایت سروده ام....! کاظم پارسای
-
مپرس از روزگارم مهربان ، حال مرا تنها
جمعه 4 مهر 1399 12:08
مپرس از روزگارم مهربان ، حال مرا تنها عقیقِ اصل داند کنج بازار بدلکاران ... حسین جنتی
-
فال می گیرم
جمعه 4 مهر 1399 12:07
فال می گیرم با رنگ قهوه ای چشمانت و در آنسوی باغ سیب هوس رهایم می کنی! مرتضی سنجری
-
ملاقات دو شخص ،
جمعه 4 مهر 1399 12:07
ملاقات دو شخص ، شبیه به تماسِ دو ماده ی شیمیایی است اگر واکنشی روی دهد ، هر دویِ آنها تغییر میکنند
-
نزدیک مینمایی و دوری، چه فایده؟
جمعه 4 مهر 1399 12:06
نزدیک مینمایی و دوری، چه فایده؟ سلیم تهرانی
-
چه کسی جرات دارد
جمعه 4 مهر 1399 12:05
چه کسی جرات دارد در این دنیایی که هیچ کس بی گناه نیست مرا محکوم کند؟